برگردان به زبان ساده
در این عهد از وفا بوئی نمانده است
به عالم آشنارویی نمانده است
هوش مصنوعی: در این زمان، دیگر نشانهای از وفاداری باقی نمانده و در جهان، هیچ دوستی که از همدیگر آشنا باشند، وجود ندارد.
جهان دست جفا بگشاد آوخ
وفا را زورِ بازویی نمانده است
هوش مصنوعی: دنیا به ما سختیها و ظلمهای زیادی نشان داده و افسوس که دیگر قدرتی برای وفا و وفاداری باقی نمانده است.
چه آتش سوخت بستان وفا را
که از خشک و ترش بویی نمانده است
هوش مصنوعی: درختان وفا به شدت آسیب دیدهاند و دیگر هیچ نشانهای از زندگی در آنها باقی نمانده است.
فلک جائی به موی آویخت جانم
کز آنجا تا اجل مویی نمانده است
هوش مصنوعی: 天地 به موهایی که آویزان شده، جانم وابسته است و از آنجا تا زمانی که زندگیام به پایان برسد، هیچ مویی باقی نخواهد ماند.
به که نالم که اندر نسل آدم
بدیدم آدمیخویی نمانده است
هوش مصنوعی: چه کسی را صدا بزنم؟ در این نسل آدم، دیگر نشانی از انسانیت و خوبی نمانده است.
نظر بردار خاقانی ز دونان
جگر میخور که دلجویی نمانده است
هوش مصنوعی: به خاقانی نگاه کن و از افراد پست دوری کن؛ زیرا هیچ دلجویی و تسلی وجود ندارد.