برگردان به زبان ساده
دست از دو جهان کشیده خواهم
یک اهل به جان خریده خواهم
هوش مصنوعی: من از دو دنیای مادی و دنیای دیگر دست میکشم و فقط شخصی را میخواهم که به قیمت جانم به دست آوردهام.
گوئی که رَسَم به اهل رنگی
از طالع بررسیده خواهم
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که میخواهم برای اهل علم و هنر با تجربه و دانشی از سرنوشت جدیدی روبهرو شوم.
جُستم دل آشنا و تا حشر
گر جویم هم ندیده خواهم
هوش مصنوعی: در پی دل آشنا هستم و حتی اگر تا روز قیامت هم به دنبال آن بگردم، باز هم نمیخواهم که آن را ندیده پیدا کنم.
نوشی به یقین نماند لیکن
زهری به گمان چشیده خواهم
هوش مصنوعی: بهطور قطع نوشیدنی خوشمزهای باقی نخواهد ماند، اما به احتمال زیاد سمی را خواهم چشید.
تا خوش نفسی به دست نارم
بیپای به سر دویده خواهم
هوش مصنوعی: من به دنبال شادی و لذت هستم و میخواهم تلاش کنم تا به آن چه که میخواهم برسم.
از ناوک صبح بهر روزی
صد جوشن شب دریده خواهم
هوش مصنوعی: من برای هر روزی که آغاز میشود، باید از سپر شب که پارهپاره شده، استفاده کنم.
تا گوهری در کنار ناید
چون بحر نیارمیده خواهم
هوش مصنوعی: تا زمانی که گوهری در کنارم نیست، مانند دریا که بیمحتواست، چیزی نخواهیم داشت.
از روزن هر دلی چو خورشید
هر لحظه فرو خزیده خواهم
هوش مصنوعی: هر دلی را همانند خورشید، هر لحظه با نور و روشنی خود روشن میکنم.
گر سایهٔ دوستی ببینم
چون سایه ز خود رمیده خواهم
هوش مصنوعی: اگر سایهٔ دوستی را ببینم، مانند سایهای که از خود فرار کرده باشد، من هم از آن دور خواهم شد.
بس مار گزیدهٔ وجودم
هم غار عدم گزیده خواهم
هوش مصنوعی: من که در زندگی بارها درد و رنج را تجربه کردهام، حالا میخواهم به جایی بروم که هیچچیز وجود ندارد و از همه چیز آزاد شوم.
چون تشنه شوم به رشتهٔ جان
آبی ز جگر کشیده خواهم
هوش مصنوعی: زمانی که تشنه میشوم، از عمق وجودم آبی میطلبم که با جانم به دست آوردهام.
چشمم می لعل راوَق افشاند
دانست که میِ ندیده خواهم
هوش مصنوعی: چشم من مانند لعل، نور درخشانی میفشاند و میداند که من دیگر از شراب چشم او بیخبر نخواهم ماند.
هم زهر دهد چو شاخ سنبل
گر نیشکری گزیده خواهم
هوش مصنوعی: اگرچه شاخ سنبل زهرآگین است، اما اگر بخواهم، میتوانم از نیش نیشکر هم بهرهمند شوم.