برگردان به زبان ساده
نزل عشقت جان شیرین آورم
هدیهٔ زلفت دل و دین آورم
جان شیرین را به عنوان احسان عشق و دل و دین را به عنوان هدیه زلف تو پیشکش میکنم.
چون شراب تلخ و شیرین درکشی
پیشکش صد جان شیرین آورم
هوش مصنوعی: اگر در دنیا شراب تلخ و شیرین را به تو هدیه کنم، صد جان شیرین را برایت میآورم.
پیش عناب لبت عنابوار
روی خون آلوده پر چین آورم
هوش مصنوعی: لبت را مانند میوهی شیرین و خوشرنگ عناب میبینم و میخواهم آن را بر روی خون آغشته به غم و درد زیبایی بچینم.
پیش بالای تو هم بالای تو
گوهر از چشم جهان بین آورم
هوش مصنوعی: من حتی اگر از نظر مقام و منزلت به تو هم برسم، باز هم میخواهم از دنیای بینا، گوهری ارزشمند برایت بیاورم.
واپسین یار منی در عشق تو
روز برنائی به پیشین آورم
هوش مصنوعی: تو آخرین عشق من هستی و زمانی که به یاد تو میآورم، روزهایی را در گذشته به یاد میآورم که آن عشق برایم درخشان و خیرهکننده بود.
چون به یادت کعبتین گیرم به کف
کعبتین را نقش پروین آورم
هوش مصنوعی: وقتی به یاد تو میافتم، دو دستم را به مچ میگیرم و در آن نقش ستارههای پروین را ترسیم میکنم.
نیم رو خاکین چو بوسم پای تو
بر سر از تو تاج تمکین آورم
هوش مصنوعی: به هنگام بوسیدن پای تو که مانند خاک است، بر سرم تاج تسلیم و فرمانبرداری تو را میگذارم.
عاشقان دل دادن آئین کردهاند
من به تو جان دادن آئین آورم
هوش مصنوعی: عاشقان، جان دادن را به عنوان سنتی پذیرفتهاند و من هم این سنت را با جان دادن برای تو ادامه میدهم.
عار چون داری ز خاقانی که فخر
از در تاج سلاطین آورم
هوش مصنوعی: اگر تو ز عار و شرم فاصله بگیری، میتوانی همچون خاقانی، افتخار و عظمت را از دربار پادشاهان به ارمغان بیاوری.