برگردان به زبان ساده
طبع تو دمساز نیست چاره چه سازم
کین تو کمتر نگشت مهر چه بازم
هوش مصنوعی: طبع و مزاج تو با من سازگار نیست، نمیدانم چه راه حلی پیدا کنم، زیرا عشق تو به من کمتر از آنچه باشد که میخواهم، چه کار میتوانم بکنم؟
تیر جفایت گشاد راه سرشکم
تیغ فراقت درید پردهٔ رازم
هوش مصنوعی: حسرت و درد دوری تو، زخم عمیقتری به من زده است. این تیر ستم تو به راحتی به قلبم نفوذ کرده و رازهایم را به نمایش گذاشته است.
از شب هجران بپرس تا به چه روزم
ز آتش سودا ببین که در چه گدازم
هوش مصنوعی: از شب بیخبری و دوری سوال کن که در چه حالتی هستم و ببین به خاطر عشق و دلتنگی چقدر در آتش رنج میسوزم.
زهرهٔ آن نیستم که پای تو بوسم
پس به چه دل دست سوی زلف تو یازم
هوش مصنوعی: من آنقدر شجاعت و لیاقت ندارم که پای تو را بوسه زنم، پس چطور میتوانم دستم را به سوی موهای تو دراز کنم؟
باز نیازم به شاهد و می و شمع است
هر سه توئی ز آن به سوی توست نیازم
هوش مصنوعی: من دوباره به محبت و زیبایی و روشنایی نیاز دارم، و همه اینها در وجود توست. پس به خاطر این نیازم، به سوی تو میروم.