برگردان به زبان ساده
یک نظر دوش از شکنج زلف او دزدیدهام
زیر هر تار شکنجی صد جهان جان دیدهام
هوش مصنوعی: به طور خلاصه، من یک نگاه به زیبایی پیچیده و دلربای موهای او انداختم و در زیر هر یک از تارهای آن، دردها و رنجهای فراوانی را تجربه کردم.
دوش از آن سودا که جانم ز آن میان گوئی کجاست
مرغ و ماهی آرمید و من نیارامیدهام
هوش مصنوعی: دیشب در فکر و خیال بودم که جانم را تحت تاثیر قرار داده بود. در حالی که پرنده و ماهی در آرامش بودند، من نتوانستم آرام بگیرم.
بیمیانجی زبان و زحمت گوش آن زمان
لابهها بنمودهام لبیکها بشنیدهام
هوش مصنوعی: در آن زمان که بدون واسطه و زحمت فقط با گوشفرادهی به صداهای دل، به ندای عشق پاسخ دادهام و لحنهای محبت را شنیدهام.
گوهری کز چشم من زاد آفتاب روی او
هم به دست اشک در پای غمش پاشیدهام
هوش مصنوعی: من جواهری را که از چشمانم درخشش دارد، به خاطر زیبایی و روشنی چهرهات به وجود آوردهام، و با اشکهایم آن را در پای غم تو پراکندهام.
از نحیفی همچو تار رشتهام در عقد او
لاجرم هم بستر اویم وز او پوشیدهام
هوش مصنوعی: من مثل رشتهای نازک در سرنوشت او گره خوردهام، به همین خاطر همپناه او شدهام و از او پنهان ماندهام.
گرچه آن خوش لب جهان خرمی را برفروخت
من به دندان محنت او را به جان بخریدهام
هوش مصنوعی: اگرچه آن خوش لب به زیبایی جهان آسیب رساند، من با تحمل مشکلات و سختیها، او را با تمام وجودم خریدهام.
او مرا بیزحمت من دوست دارد زین قِبَل
دشمن خاقانیم تا مهر او بگزیدهام
هوش مصنوعی: او بدون هیچ زحمتی، به من عشق ورزیده است، برخلاف گذشته که دشمن خاقان از من بود. اکنون که محبت او را پذیرفتهام.