برگردان به زبان ساده
عشقت چو درآمد ز درم، صبر به در شد
احوال دلم باز دگر باره دگر شد
عشقت چون از در درآمد، شکیبایی رخت بربست و حال دلم دوباره دگرگون شد.
عهدی بُد و دوْری که مرا صبر و دلی بود
آن عهد به پای آمد و آن دوْر به سر شد
هوش مصنوعی: عهدی که من داشتیم و دوری که کشیدم، با صبر و شکیبایی گذشت. حالا آن عهد به پایان رسیده و آن دوری تمام شده است.
تا صاعقهٔ عشق تو در جان من افتاد
از واقعهٔ من همه آفاق خبر شد
هوش مصنوعی: زمانی که عشق تو همچون صاعقهای در وجودم فرود آمد، تمامی جهان از حال و روز من باخبر شدند.
تا باد، دو زلفین تو را زیر و زبر کرد
از آتش غیرت دل من زیر و زبر شد
هوش مصنوعی: وقتی باد زلفهای تو را به هم ریخت، غیرت و عشق دل من هم به هم ریخت و در هم شدند.
در حسرت روزی که شود وصل تو روزی
روزم همه تاریک بر امید مگر شد
هوش مصنوعی: در آرزوی روزی هستم که به وصالت برسم. اکنون روزهای من با تاریکی و ناامیدی سپری میشود، اما امیدوارم که آن روزی بیاید.
بد بود مرا حال بر آن شکر نکردم
تا لاجرم آن حال که بد بود بتر شد
هوش مصنوعی: احساس خوبی نداشتم و به خاطر آن، شکرگزاری نکردم. در نتیجه، وضعیت بدی که داشتم، بدتر شد.
هان ای دل خاقانی، خرسند همی باش
بر هرچه خداوند قضا راند، قدر شد
هوش مصنوعی: ای دل خاقانی، همواره خوشحال باش و بر هر چیزی که خداوند مقدر کرده، راضی باش.