برگردان به زبان ساده
تا مرا عشق یار غار افتاد
پای من در دهان مار افتاد
هوش مصنوعی: زمانی که عشق محبوبم به من رسید، به شدت تحت تاثیر قرار گرفتم و به مانند کسی شدم که در خطر افتاده است.
چه کنم چون ز گلستان امید
دیدهام را نصیب خار افتاد
هوش مصنوعی: چه کار کنم که به جای زیباییها و امیدها، به من فقط تلخی و ناامیدی رسیده است؟
کشتی صبر من چو از غرقاب
نتوانست بر کنار افتاد
هوش مصنوعی: کشتی صبر من نتوانست از عمق دریا نجات پیدا کند و به ساحل برسد.
سود نکند نصیحتم که مرا
این مصیبت هزار بار افتاد
هوش مصنوعی: نصیحت من هیچ فایدهای ندارد، چون این درد و رنج بارها بر من گذشته است.
گفتی از صبر ساز دست آویز
که تو را عشق پایدار افتاد
هوش مصنوعی: تو به من گفتی که از صبر کمک بگیر، چرا که عشق واقعی و ماندگار به تو روی آورده است.
بیمن است این سخن تو دانی و دل
که تو را با من این قرار افتاد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که صحبتهای تو، بدون من هیچ ارزشی ندارد و همواره دلت به من وابسته است، چون بین ما توافق و عهدی وجود دارد.
رفت در شهر، آب خاقانی
کار با لطف کردگار افتاد
هوش مصنوعی: خاقانی به شهر رفت و در آنجا با کمک و لطف خداوند کارهایش به سامان رسید.