برگردان به زبان ساده
دوست مرا رطلِ عشق، تا خط بغداد داد
لاجرم از خطِ صبر کار برون اوفتاد
دوست به من شراب عشق تا خط دوم جام داد. به ناچار، کارم از شکیبایی گذشت. [در گذشته، جام باده دارای هفت خط بوده است؛ جور، بغداد، بصره، سیاه (شب یا ازرق)، اشک، کاسهگر و فرودینه.]
صبر هزیمت گرفت، کز صف مژگان او
غمزه کمان درکشید، فتنه کمین برگشاد
هوش مصنوعی: صبر را شکست داد، زیرا غمزه و ناز چشمان او همچون تیر از کمان رها شد و فتنهای در کمین آغاز شد.
عشق به اول مرا، همچو گِل از پای سود
دوست به آخر مرا، همچو گُل از دست داد
هوش مصنوعی: عشق در ابتدای راه، مرا مانند گلی سرشار از نشاط و زیبایی کرد و در پایان راه، مانند گلی که دیگر پژمرده شده، از دستم رفت و دیگر چیزی از آن نماند.
تا درِ امید من، هجر به مسمار کرد
یاد وصالش مرا، نعل در آتش نهاد
هوش مصنوعی: تا زمانی که یادش در دل من تلخی جدایی را به وجود آورد، همچون نعلینی در آتش، دلم را با درد و سوزش پر کرد.
میکند از بدخویی، آنچه نکرده است کس
گرچه بدی میکند، چشم بدش دور باد
هوش مصنوعی: افراد بدخواه کارهایی را انجام میدهند که هیچ کس دیگری جرات انجام آن را ندارد. اما با وجود بدیهایشان، امیدواریم که چشمهایشان از نظر بدی دور باشد.
سینهٔ خاقانی اَست، سوختهٔ عشق او
او به جفا میدهد، سوختگان را به باد
هوش مصنوعی: دل خاقانی بر اثر عشقش آتش گرفته است و او با بیرحمی به سوختگان عشق هیچ رحم و عطوفتی نشان نمیدهد.