برگردان به زبان ساده
درد زده است جان من میوهٔ جان من کجا
درد مرا نشانه کرد دردْ نشان من کجا
هوش مصنوعی: جان من به شدت رنجور و آسیبدیده است، میوهی وجودم کجاست که درد من را نشان میدهد؟ و یا اینکه آنها کجایند که درد من را نمایان کنند؟
دوش ز چشم مردمان اشک به وام خواستم
این همه اشک عاریه است اشک روان من کجا
هوش مصنوعی: دیشب از چشم مردم اشکی قرض گرفتم، اما این همه اشکی که به دست آوردم، تنها قرضی است و اشک واقعی من کجاست؟
او ز من خراب دل کرد چو گنج پی نهان
من که خرابه اندرم گنج نهان من کجا
هوش مصنوعی: او با دلbroken من بازی کرد، مانند گنجی که در حال پنهان است. اما این گنج در خرابهای قرار دارد که خود من هستم. کجا میتوانم آن را پیدا کنم؟
یار ز من گسست و من بهر موافقت کنون
بند روان گسستهام انس روان من کجا
هوش مصنوعی: دوست از من جدا شد و من برای همسویی با او اکنون بیحس و حال و بیقرار هستم. حالا خودم را در کجا میتوانم بیابم؟
گهگهی آن شکرفشان سرکه فشان ز لب شدی
گرم جگر شدم ز تب سرکهفشان من کجا
هوش مصنوعی: گاهی آن کسی که به نرمی و شیرینی صحبت میکند، از لبش سرکه میچکد و من به خاطر این کلام گرم و دلانگیز احساس تب و تابی میکنم. حالا من کجا و چنین حالتی کجا؟
روز به روز بر فلک بخشش عافیت بود
آن همه را رسیده بخش ای فلک آنِ من کجا
هوش مصنوعی: هر روز بر آسمان، نعمت و عافیت بیشتری وجود دارد. اما من که در این میان هستم، سهمی از آن بخشش ندارم و احساس میکنم که از آن نعمتها دور هستم.
نالهٔ خاقانی اگر دادستان شد از فلک
نالهٔ من نبست غم دادستان من کجا
هوش مصنوعی: اگر نالههای شاعر معروف خاقانی به عنوان حجت و محک در آسمانها قرار گیرد، پس ناله من در برابر غم و اندوهی که دارم چه جایگاهی دارد؟ غم من در کجاست که کسی به آن توجه کند؟