برگردان به زبان ساده
خوی او از خامکاری کم نکرد
سینهٔ من سوخت چشمش نم نکرد
هوش مصنوعی: خاصیت و ویژگیهای او از ناپختگیاش کم نکرد، در حالی که دلم میسوزد و او حتی یک قطره اشک هم برای من نریخته است.
دشمنان با دشمنان از شرمِ خلق
آشتی رنگی کنند آن هم نکرد
هوش مصنوعی: دشمنان به خاطر شرم از مردم و حفظ ظاهر، در بین خودشان سعی میکنند با هم کنار بیایند، اما حتی در این مورد هم موفق نمیشوند.
از مکن گفتن زبانم موی شد
او هنوز از جور موئی کم نکرد
هوش مصنوعی: زبانم به خاطر گفتن چیزهایی که نباید بگوید، آسیب دیده است، اما او هنوز از ظلم و سختی خود چیزی کم نکرده است.
روزی از روی خودم چون روی خود
جانِ غمپرورد را خرم نکرد
هوش مصنوعی: روزی به خودم نگاه کردم و دیدم که چقدر حالتی شاد و سرزنده دارم، اما نتوانستم مانند چهره خودم، روحی که همیشه در غم است را شاداب کنم.
سینهام زان پس که چون گوهر بسفت
چون صدف بشکافت پس مرهم نکرد
هوش مصنوعی: از آن به بعد سینهام به خاطر دردی که دارم مانند صدفی که بسته شده، شکاف برداشت و با وجود این که زخمهایش عمیق است، هنوز درمانی برای آن نیافتم.
عشق او تا بر سر من آب خورد
آبخوردِ جانم الا غم نکرد
هوش مصنوعی: عشق او تا وقتی بر سر من باران آمد، آسیبی به جانم نرساند به جز غم.
در جفا همجنسِ عالم بود لیک
آنچه او کرد از جفا عالم نکرد
هوش مصنوعی: در ظلم و بیرحمی، او شبیه دیگران است، اما آنچه او انجام داد در مقایسه با دیگران بسیار متفاوت و بیدادگرانه است.
خار غم در راه خاقانی نهاد
وز پی برداشتن قد خم نکرد
هوش مصنوعی: غم و مشکلاتی که در مسیر خاقانی وجود داشته، نتوانسته است او را از پای بردارد و او همچنان به ادامه راهش ادامه داده است.