برگردان به زبان ساده
عشق تو به هر دلی فرو ناید
و اندوه تو هر تنی نفرساید
هوش مصنوعی: عشق تو به دل هر کسی نمیرسد و غم تو بر دوش هیچکس سنگینی نمیکند.
در کتم عدم هنوز موقوف است
آن سینه که سوزش تو را شاید
هوش مصنوعی: در حال حاضر، وجود آن کسی که میتواند به درد و سوزش تو پاسخ دهد، هنوز در مرحله عدم و نبود قرار دارد.
از هجر تو ایمنم چو میدانم
کو دست به خون من نیالاید
هوش مصنوعی: من از دوری تو مطمئن هستم، چرا که میدانم کسی نیست که به خون من دست بزند.
با خوی تو صورتم نمیبندد
کز عشق تو جز دریغ برناید
هوش مصنوعی: با طبیعت تو نمیتوانم چهرهام را بسازم، زیرا از عشق تو جز حسرت برایم به ارمغان نمیآید.
با دستان غم تو میسازم
گر ناز تو زخمه درنیفزاید
هوش مصنوعی: من با دستان غم تو زندگیام را شکل میزنم، به شرطی که زیبایی تو بر درد و رنج من نیفزاید.
آن میکنی از جفا که لاتسئَل
تا کیست که گوید این نمیشاید
هوش مصنوعی: این کار ناپسند را آنقدر ادامه میدهی که کسی نتواند بگوید این درست نیست و شایسته نمیباشد.
ز اندیشهٔ تو قرار من رفته است
گر لطف کنی قرار بازآید
هوش مصنوعی: فکر و یاد تو آرامش من را از بین برده است. اگر لطف و محبت کنی، دوباره آرامش به زندگیام برمیگردد.
چون طشت میانتهی است خاقانی
زان راحتها که روح را باید
هوش مصنوعی: چون ظرفی خالی است، خاقانی به آن آرامشهایی که روح به آن نیاز دارد، فکر میکند.
چون زخم رسد به طشت بخروشد
انگشت بر او نهی بیاساید
هوش مصنوعی: زمانی که زخم به آب میافتد، انگشت به آن فشار میآورد و بر آن قرار نمیگیرد.