برگردان به زبان ساده
گوئیی کز عشق او یک شهر جان افشاندهاند
زر و سر بر عشوهٔ آن عشوهدان افشاندهاند
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که به خاطر عشق او، مردم یک شهر جان خود را فدای او کردهاند و طلا و جانشان را به خاطر زیبایی و جذبهٔ او نثار کردهاند.
بر امیدی کز شکر سازد لبش تسکین جان
هم گلاب از دیده و هم ناردان افشاندهاند
هوش مصنوعی: بر اساس امیدی که لبهایش مانند عسل آرامش بخش روح هستند، هم از چشمهایش گلسرخ و هم از خوشبوکنندهها پاشیدهاند.
آسمان پل بر سر آن خاکیان خواهد شکست
کاب روی اندر ره آن دلستان افشاندهاند
هوش مصنوعی: آسمان بر سر افرادی که به خاک بازگشتهاند خواهد شکست و در این راه، دلهایی که فریبنده هستند، تکرار میشوند.
کم ز مرغ نامه آور نیست نزد بیدلان
یاسج ترکان غمزهش کز کمان افشاندهاند
هوش مصنوعی: در اینجا به این معنی اشاره شده که کمبودی از نظر خبر و پیام وجود ندارد و نزد افرادی که بیدار و هوشیار هستند، هیچ گاه نخواهد بود. همچنین، ترکان با چشمان ناز و افسونگر خود تیر غم را به بیگانهها پرتاب کردهاند.
سوزن عیسی میانش رشتهٔ مریم لبش
رومیان زین رشک زنار از میان افشاندهاند
هوش مصنوعی: در این بیت اشاره به زیبایی و جذابیت شخصی است که ترکیبی از صفات متعالی و هنری را در خود جای داده است. سوزن عیسی به دقت و لطافت او اشاره دارد، در حالی که رشتهٔ مریم نشاندهندهٔ پاکی و معصومیتش است. همچنین، لبهای او نظر رومیان را جلب کرده و باعث حسادت آنها میشود؛ به گونهای که آنها به تزیینات و زینتها پرداختهاند تا در مقابل او خود را نشان بدهند. این تصویر، ترکیبی از زیبایی، هنرمندی و حسادت را به تصویر میکشد.
عشق بازان رخش خاقانی آسا عقل و جان
پیش تخت بوالمظفر اخستان افشاندهاند
هوش مصنوعی: عاشقان همچون خاقانی، زیبایی و جاذبه خود را در برابر عقل و جان قرار داده و به پای تخت والامقام بوالمظفر نذر کردهاند.