برگردان به زبان ساده
آن مصر مملکت که تو دیدی خراب شد
و آن نیل مکرمت که شنیدی سراب شد
هوش مصنوعی: سرزمینی که تو دیدی ویران شده و آن نیلِ مورد احترام که از آن نام بردی، اکنون چیزی جز خواب و خیال نیست.
سرو سعادت از تف خذلان زگال گشت
و اکنون بر آن زگال جگرها کباب شد
هوش مصنوعی: سرو خوشبختی به خاطر ناتوانی و ناکامیها آسیب دید و حالا بر آن ناکامیها دلها به درد آمده و از غم دستخوش آتش شدهاند.
از سیل اشک بر سر طوفان واقعه
خوناب قبه قبه به شکل حباب شد
هوش مصنوعی: از شدت اشکها و غصهها، بر اثر حادثهی تلخی که رخ داد، درد و اندوه به صورت حبابهایی در ارتفاع ظاهر شد.
چل گز سرشک خون ز برخاک بر گذشت
لابل چهل قدم ز بر ماهتاب شد
هوش مصنوعی: چهل قطره اشک خون از زمین بر روی چهرهی ماهتاب چکیده شد و در دل چهل قدم به او نزدیک شدم.
هم پیکر سلامت و هم نقش عافیت
از دیدهٔ نظارگیان در نقاب شد
هوش مصنوعی: سلامتی و خوشبختی به گونهای در پردهای قرار گرفتند که دیگر از چشم تماشاگران پنهان شدند.
دل سرد کن ز دهر که هم دست فتنه گشت
اندیشه کن ز پیل که هم جفت خواب شد
هوش مصنوعی: دل خود را از دنیای آشفته سرد کن، چون که فکر و اندیشهات میتواند به تردید و فتنه دچار شود. به یاد داشته باش که مانند فیل که به خواب رفته،گاهی آرامش و سکوت ضروری است.
ایام سست رای و قدر سخت گیر گشت
اوهام کند پای و قدر تیز تاب شد
هوش مصنوعی: در زمانهایی که تصمیمات و اندیشهها ناپایدار و سست میشوند، بر افکار و توهمات غلبه پیدا میکند و در این شرایط، قدرت و اهمیت به شدت افزایش مییابد.
دفع قضا به آه شب کندرو کنید
هر چند بارگیر قضا تیزتاب شد
هوش مصنوعی: برای جلوگیری از حوادث ناخوشایند، باید با صبر و آرامش عمل کرد، حتی اگر سرنوشت به شکل تندی به سمت ما بیاید.
گر آتش درشت عذابی است بر نبات
آن آب نرم بین که بر او چون عذاب شد
هوش مصنوعی: اگر آتش برای گیاهان عذابی سخت است، توجه کنید که آب نرم چگونه بر آنها تأثیر میگذارد و مانند عذابی بر آنها مینشیند.
عاقل کجا رود؟ که جهان، دار ظلم گشت
نحل از کجا چرد؟ که گیا زهر ناب شد
هوش مصنوعی: عقل و خرد کجا میتواند برود وقتی که دنیای ما پر از ظلم و ستم شده است؟ زنبور عسل از کجا میتواند پرواز کند وقتی که گیاهانی که میخورد به زهر تبدیل شدهاند؟
ربع زمین بسان تب ربع برده پیر
از لرزه و هزاهز در اضطراب شد
هوش مصنوعی: یک چهارم زمین مانند تب است که باعث شده پیرمرد از لرزش و شور و حال در اضطراب بیافتد.
کار جهان و بال جهان دان که بر خدنگ
پر عقاب آفت جان عقاب شد
هوش مصنوعی: کارهای جهان و موقعیتهای برتر را بشناس، زیرا یک تیر زدن به پرندهای مانند عقاب، جان آن را به خطر میاندازد.
افلاک را پلاس مصیبت بساط گشت
اجرام را وقایهٔ ظلمت حجاب شد
هوش مصنوعی: ستارهها و آسمانها به خاطر مشکلات و رنجها به هم پیچیده شدهاند، و اجسام و موجودات دنیایی در سایهٔ تاریکی پنهان شدهاند.
ماتم سرای گشت سپهر چهارمین
روح الامین به تعزیت آفتاب شد
هوش مصنوعی: آسمان در حال سوگواری است و چهارمین روحالامین به خاطر مرگ آفتاب به دلداری آمده است.
از بهر آنکه نامه بر تعزیت شوند
شام و سحر دوپیک کبوتر شتاب شد
هوش مصنوعی: برای اینکه نامهای برای تسلیت بفرستند، دو کبوتر در صبح و شب با سرعت حرکت کردند.
در ترک تاز فتنه ز عکس خیال خون
کیوان به شکل هندوی اطلس نقاب شد
هوش مصنوعی: در اینجا به توصیف زیبایی و جاذبهای اشاره شده که به خاطر تصویر یا خیالی خاص از کیوان (یکی از سیارات) به وجود آمده است. این تصویر به نوعی تبدیل به یک نقاب زیبا و دلربا شده که یادآور ظرافتهای هندی است. به عبارتی، این زیبایی و فتنه به قدری جذاب است که میتواند توجه بسیاری را جلب کند.
دوش آن زمان که طرهٔ شب شانه کرد چرخ
موی سپید دهر به عنبر خضاب شد
هوش مصنوعی: شبی که شب تار گیسوانش را باز کرد، چرخ زندگی و موهای سفید زمانه به رنگ خوش عطر و بویی درآمد.
بیدست ارغنون زن گردون به رنگ و شکل
شب موی گشت و ماه کمانچهٔ رباب شد
هوش مصنوعی: اگر ارغنون گم باشد، تار و پود زندگی به رنگ و شکل شب در میآید و ماه، مانند یک کمانچه در دست نوازندهی رباب جلوهگر میشود.
دیدم صف ملائکهٔ چرخ نوحهگر
چندان که آن خطیب سحر در خطاب شد
هوش مصنوعی: دیدم که گروهی از فرشتگان در آسمان به نوحهخوانی مشغولند، به حدی که آن خطیب در سحرگاه خطاب به آنها صحبت میکند.
گفتم به گوش صبح که این چشم زخم چیست
کاشکال و حال چرخ چنین ناصواب شد
هوش مصنوعی: به صبح گفتم که چیست این آسیب و بدی که بر چرخ گردون سایه انداخته و اوضاع را اینگونه خراب کرده است.
صبح آه آتشین ز جگر برکشید و گفت
دردا که کارهای خراسان ز آب شد
هوش مصنوعی: صبح با نالهای دلسوز از درون دل برآمد و گفت ای وای که کارهای خراسان تحت تأثیر آب قرار گرفته و از بین رفتهاند.
گردون سر محمد یحیی به باد داد
محنت نصیب سنجر مالک رقاب شد
هوش مصنوعی: آسمان، سرنوشت و زندگی محمد یحیی را به باد داده و دشواریها را به سنجر، مالک سرزمینها، تحمیل کرده است.
از حبس این خدیو، خلیفه دریغ خورد
وز قتل آن امام، پیمبر مصاب شد
هوش مصنوعی: از زندانی شدن این پادشاه، خلیفه به شدت ناراحت شد و از مرگ آن امام، پیامبر هم دچار تأسف و اندوه گردید.
بدعت ز روی حادثه پشت هدی شکست
شیطان خلاف قاعده رجم شهاب شد
هوش مصنوعی: نوآوری به خاطر پیشامد جدید، در برابر پیشوای الهی شکست خورد. شیطان بر خلاف اصول، مانند شهاب سنگی رجم شده است.
ای آفتاب حربهٔ زرین مکش که باز
شمشیر سنجری ز قضا در قراب شد
هوش مصنوعی: ای خورشید، سلاح زرین را نکش، زیرا که شمشیر سنجری سرنوشت در غلاف قرار گرفت.
وی مشتری ردا بنه از سر که طیلسان
در گردن محمد یحیی طناب شد
هوش مصنوعی: مشتری، ردا را از سر بردار، زیرا لباسهای زیبا و شگفتانگیز به گردن محمد یحیی به عنوان زینت و نشان شرافت آویخته شده است.
ای آدم الغیاث که از بعد این خلف
دار الخلافهٔ تو خراب و یباب شد
هوش مصنوعی: ای انسان یاریطلب، پس از این که حکومت تو از بین رفت و وضعیت به شدت خراب و ویران شد.
ای عندلیب گلشن دین زار نال زار
کز شاخ شرع طوطی حاضر جواب شد
هوش مصنوعی: ای بلبل باغ دین، در حال ناله و زاری هستی، چونکه از درخت شریعت، طوطی با لباسی پر از پاسخهای قانعکننده و شگفتانگیز نمایان شده است.
ای ذوالفقار دست هدی زنگ گیر، زنگ
کن بوتراب علم به زیر تراب شد
هوش مصنوعی: ای کسی که به ذوالفقار (شمشیر علی) مشهور هستی، دست هدی (راهنمایی) بزن و زنگ بزن تا علم و دانش، که در زیر خاک پنهان شده، دوباره به یاد بیاید و زنده شود.
خاقانیا وفا مطلب ز اهل عصر از آنک
در تنگنای دهر وفا تنگیاب شد
هوش مصنوعی: ای خاقانی، وفا در میان مردم زمانه نایاب شده، زیرا در سختیهای روزگار، وفا به سختی پیدا میشود.
آن کعبه وفا که خراسانش نام بود
اکنون به پای پیل حوادث خراب شد
هوش مصنوعی: کعبه وفا که در خراسان مشهور بود، حالا به واسطه حوادث و مشکلات ویران شده است.
عزمت که زی جناب خراسان درست بود
برهم شکن که بوی امان ز آن جناب شد
هوش مصنوعی: اگر ارادهات بر سفر به خراسان مستحکم است، با قدرت عزم خود را جزم کن، زیرا بوی امنیت و سلامت از آنجا به مشام میرسد.
بر طاق نه حدیث سفر ز آنکه روزگار
چون طالع تو نامزد انقلاب شد
هوش مصنوعی: در بالای کمان، داستان سفر را حک نکن، زیرا زمانه هنگامی که تو به سرنوشت خود پیوستی، تغییراتی بزرگ را آغاز کرد.
در حبس گاه شروان با درد دل بساز
کان درد راه توشهٔ یوم الحساب شد
هوش مصنوعی: در زندان شروان، دل را با دردها آشنا کن، زیرا این دردها میتواند تو را در روز حساب یاری کند.
گل در میان کوره بسی درد سر کشید
تا بهر دفع دردسر آخر گلاب شد
هوش مصنوعی: گل برای اینکه در کورهی آتش، مشکلات زیادی را تحمل کرد، در نهایت به عطر گلاب تبدیل شد.
از چاه دولت آب کشیدن طمع مدار
کان دلوها درید و رسنها ز تاب شد
هوش مصنوعی: به دنبال دستیابی به موفقیت و ثروت باش، اما این را بدان که راه رسیدن به آن آسان نیست و ممکن است با سختیها و چالشهایی همراه باشد.
دولت به روزگار تواند اثر نمود
حصرم به چار ماه تواند شراب شد
هوش مصنوعی: روزگار و زندگی تو میتواند با خوشبختی و موفقیت همراه باشد، همانطور که گلابی بعد از چند ماه به شراب تبدیل میشود.
فتح سعادت از سر عزلت برآیدت
کوکشت زرد عمر تو را فتح باب شد
هوش مصنوعی: سعادت و خوشبختی از زندگی در تنهایی به دست میآید، بنابراین باید در دل این تنهایی، امید و زندگی تازهای را پرورش بدهی تا عمر زرد و بیفایدهات به یک گشایش و شروع جدید تبدیل شود.
عقل از برات عزلت، صاحب خراج گشت
ابر از زکات دریا صاحب نصاب شد
هوش مصنوعی: عقل در آرامش و تنهایی به کمالی رسید و در نتیجه به مقام و قدرت رسید. مانند ابر که به خاطر برکات دریا به آسمان میآید و از آن نصیب و روزی میبرد.
سیمرغ را خلیفهٔ مرغان نهادهاند
هر چند هم لباس خلیفهٔ غراب شد
هوش مصنوعی: سیمرغ را به عنوان پیشوای پرندگان انتخاب کردهاند، هرچند که او در ظاهری مشابه به خلیفهٔ کلاغها درآمده است.
معجز عنان کش سخن توست اگر چه دهر
با هر فسردهای به وفا هم رکاب شد
هوش مصنوعی: سخن تو مانند معجزهای است که هدایتکننده و راهنماست، هرچند زمانه با هر چیز بیفایدهای همراه شده است.
اول به ناقصان نگرد دهر کز نخست
انگشت کوچک است که جای حساب شد
هوش مصنوعی: در ابتدا به کمبودها و نقصهای دیگران توجه نکن، زیرا از همان آغاز، برخی چیزها به اندازهای کوچک هستند که نمیتوان بر اساس آن حساب و کتاب کرد.
از طمطراق این گره تر مترس از آنک
باد است کو دهل زن خیل سحاب شد
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به اینکه نباید از هیاهو و ظاهرسازیها بترسیم، زیرا این شلوغی و سروصدا تنها به خاطر عواملی طبیعی است که میتوانند به زودی تغییر کنند. به عبارتی، در مواجهه با بحرانها یا مشکلات، ممکن است به نظر برسد که وضعیت بسیار جدی و نگرانکننده است، اما در واقع این حالات ممکن است موقتی باشند و به زودی فروکش کنند.
بر قصر عقل نام تو خیر الطیور گشت
در تیه جهل خصم تو شر الدواب شد
هوش مصنوعی: در دنیای عقل، نام تو به عنوان بهترین پرندهها مطرح شده، اما در نا آگاهی، دشمن تو به بدترین حیوانات تبدیل شده است.
گفتی که یارب از کف آزم خلاص ده
آمین چه میکنی که دعا مستجاب شد
هوش مصنوعی: گفتی که ای خدا، مرا از آزمایشها نجات بده. حالا چه میکنی که دعایم مستجاب شده است؟