برگردان به زبان ساده
نه به دولت نظری خواهم داشت
نه ز سلوت اثری خواهم داشت
هوش مصنوعی: نه به ثروت و قدرت دیگران توجهی خواهم کرد و نه از زندگی روزمرهام تأثیری بر جا خواهم گذاشت.
نه از آن روز فرو رفتهٔ عمر
پس پیشین خبری خواهم داشت
هوش مصنوعی: دیگر از روزهایی که گذشته و عمرم در آن سپری شده، خبر و اثری نخواهند بود.
میوه دارم که به دی مه شکفد
که نه برگی نه بری خواهم داشت
هوش مصنوعی: میوهای دارم که در دیماه شکوفه میدهد، اما هیچ برگی و میوهای نخواهم داشت.
کرم شب تابم در تابش روز
که نه زوری نه فری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من مانند کرم شب تاب، در روشنایی روز هیچ قدرتی ندارم و نمیتوانم خود را نشان دهم.
وه که سد ره من جان و دل است
که به سدره مقری خواهم داشت
هوش مصنوعی: اه، که مانع مسیر من، جان و دل من است و من به دنبال رسیدن به جایگاهی والاتر هستم.
نه نه کارم ز فلک نیک بد است
من هراس از بتری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من از سرنوشت خودم رضایت ندارم و از اینکه ممکن است به مشکلات بیشتری برخورد کنم، نگرانم.
شیشهای بینم پر دیو و پری
من پی هر بشری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من شیشهای میبینم که پر از دیو و پری است و برای هر انسانی که بخواهم، تلاش میکنم تا به آنها دست پیدا کنم.
از بر عالم گوساله پرست
رخت بر گاو ثری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من از میان افرادی که تنها به ظواهر و مسائل بیارزش توجه میکنند فاصله میگیرم و به سوی افکار و آرمانهای بلندتر خواهم رفت.
تیر باران بلا پیش و پس است
از فراغت سپری خواهم داشت
هوش مصنوعی: بدبختی و مشکلات در زندگی همواره وجود دارند، اما من با عبور از این سختیها و فارغ شدن از آنها، از خودم دفاع خواهم کرد.
همه روز و شب عمرم خواب است
خواب شب مختصری خواهم داشت
هوش مصنوعی: تمام روزها و شبهایم گذرانی در خواب است، فقط در شبهای کممدتی به خواب میروم.
روز اعمی است شب انده من
که نه چشم سحری خواهم داشت
هوش مصنوعی: امروز برای من روزی است پر از غم و ناراحتی، چرا که نه امیدی برای بیداری و روشنایی دارم و نه چشمی برای دیدن زیباییها.
بخت گویند که در خواب خر است
مه نه دنبال خری خواهم داشت
هوش مصنوعی: بخت میگوید که در خواب و خیال به دنبال چیزی بیارزش هستم و نمیخواهم که به دنبال آنچه ارزشمند است بروم.
گرچه چون آب همه تن زرهم
نه امید ظفری خواهم داشت
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است که به مانند آب، همه چیز از طلا باشد، اما من هیچ امیدی به پیروزی نخواهم داشت.
چون زره گرچه همه تن چشمم
نه به دیدن بصری خواهم داشت
هوش مصنوعی: هرچند که مانند زره، تمام وجودم پر از چشم است، اما نمیخواهم فقط با دیدن ظاهری به چیزها بنگرم.
به زمستان چو تموز از تف آه
تاب خانهٔ جگری خواهم داشت
هوش مصنوعی: در زمستان، مانند تابستانی که با کرم و گرماست، آرزو دارم که خانهای از دلهای شاد و پر از عشق داشته باشم.
خانه جان دارم و خوانچه سرخوان
که نه طبخی نه خوری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من در زندگیام جایگاهی دارم و سفرهای گسترده، اما نه غذایی برای خوردن دارم و نه لذتی از آن.
چارپایی دو سه و یک دو غلام
چارپا هم بکری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من چهارپایی دارم و دو یا سه غلام، همچنین میخواهم یک چارپای دیگر هم داشته باشم.
نه جنیبت نه ستام و نه سلاح
نز وشاقان نفری خواهم داشت
هوش مصنوعی: نه به کمک جادوگران و نه به نیروی ستمگران و نه به سلاحهای نظامی، به تنهایی و بدون هیچ کمکی از دیگران عمل خواهم کرد.
کاه برگی تن و جو سنگی صبر
کاه و جو این قدری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من به اندازهای از کاه و جو دارم که میتوانم بر درست کردن و تحمل کردن چیزهای سبک و سنگین تمرکز کنم.
از فلک خیمه و از خاک بساط
وز سرشک آب خوری خواهم داشت
هوش مصنوعی: از آسمان چادر و از زمین بساط زندگی را برپا میکنم و از اشک چشمانم نوشیدنی میسازم.
چون ز تبریز رسم سوی هرات
هم به ری رهگذری خواهم داشت
هوش مصنوعی: وقتی از تبریز به سمت هرات میروم، در مسیرم باید از ری هم عبور کنم.
عقرب از طالع تبریز و ری است
نه ز عقرب ضرری خواهم داشت
هوش مصنوعی: عقرب به موقعیت و سرنوشت تبریز و ری مربوط میشود و من از عقرب هیچ آسیبی نخواهم دید.
من چو برجیس ز حوت آمدهام
سرطان مستقری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من مانند یک ماهی از دنیای آبها بیرون آمدهام و میخواهم در دنیای جدیدی ساکن شوم.
گرچه دریاست عراق از سفرش
نه امید گهری خواهم داشت
هوش مصنوعی: با اینکه عراق دریا است، اما از سفر به آن هیچ امیدی به پیدا کردن یک مروارید نخواهم داشت.
تشنه لب بر لب دریا چو صدف
سرو تن پی سپری خواهم داشت
هوش مصنوعی: تشنه لب، مانند صدفی هستم که در کنار دریا انتظار سپری برای خود دارم.
صدفش چشم ندارم لیکن
از نهنگش حذری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من به ظاهر صدف اهمیت نمیدهم، اما از عمق و بزرگی نهنگ، باید احتیاط کنم.
عزلتی دارم و امن اینت نعیم
زین دو نعمت بطری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من در تنهایی به سر میبرم و این آرامش و آسایش برای من مانند نعمتی بزرگ است. به خاطر این دو نعمت، میخواهم از این حال و هوا بهرهمند شوم.
هیچ درها سوی درها نبرم
که نه زین به درری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من هیچگاه به سمت درهایی نمیروم که نمیخواهم از آنها عبور کنم، زیرا از آنها هیچ بهرهای نخواهم داشت.
گرچه آتش سرم و باد کلاه
نه پی تاجوری خواهم داشت
هوش مصنوعی: هرچند که آتش بر سرم است و باد کلاهم را میبرد، اما هنوز برای خودم مقام و منزلتی میخواهم.
نه در هیچ سری خواهم کوفت
نه سر هیچ دری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من هیچگاه بر سر هیچکس نخواهم کوبید و برای هیچ دربایی هم نخواهم داشت.