برگردان به زبان ساده
ای شحنهٔ شش جهات عالم
در چار دری و هفت طارم
هوش مصنوعی: ای نگهبان و سرپرست تمام جهات عالم، که در درگاهی با چهار حالت و هفت مرتبه قرار داری.
ای جنت انس را تو کوثر
وی کعبهٔ قدس را تو زمزم
هوش مصنوعی: ای جنتی که مایهٔ انس و آرامش انسانها هستی، تو مانند کوثر و سرچشمهٔ زلالی. همچنین، تو همچون کعبهی مقدس، نماد پاکی و تقوا هستی.
نیرو ده توست ناف خرچنگ
عشرتگه تو دهان ضیغم
هوش مصنوعی: قدرت و توان تو همانند نیروی خرچنگ است که در دنیای زندگی، شادکامی و خوشبختی را به شکلی چشمگیر ارائه میدهد. تو مانند دهان شیری هستی که سرشار از قدرت و شدت است.
همخانه شوی به مهد عیسی
رجعت کنی از اشارت جم
هوش مصنوعی: اگر با همنشین خوبی از فضائل و معارف آشنا شوی، میتوانی به اوج کمال و روشنی دست یابی.
در بوتهٔ خاک سازی اکسیر
آتش ز اثیر و ز آسمان دم
هوش مصنوعی: در خاک، مادهای وجود دارد که با تأثیر آتش و نیروی آسمانی ترکیب میشود و به شکل گوهری ارزشمند به وجود میآید.
گه یاره کنی ز ماه و گه تاج
گه رنگ دهی به خاک و گه شم
هوش مصنوعی: گاهی دلبر را چون ماه زیبا میکنی و گاهی به اوج میگذاری، گاهی به خاک رنگ و جلوه میدهی و گاهی چون شمشیر تند و برنده ظاهر میسازی.
از رفتن توست بر تن دهر
پر نقطهٔ زر سیاه ملحم
هوش مصنوعی: رفتن تو باعث شده تا دنیا پر از نقاط سیاه و طلا مانند گردد.
وز آمدن تو دست گیتی
افراخته آستین معلم
هوش مصنوعی: وقتی تو به دنیا آمدی، دنیای پیرامون را همچون معلمی با بازوهای بلند در اختیار گرفتی و آن را پرورش دادی.
تف علم تو در دم صبح
بر بیرق شام سوخت پرچم
هوش مصنوعی: دانش و علم تو، در آن صبح زود، باعث سوختن پرچم شام شد.
خاقانی را تویی همه روز
روزی ده و رازدار و محرم
هوش مصنوعی: خاقانی، تو همیشه روزیدهنده، رازدار و کسی هستی که به دل نزدیک است.
تاب و تب او ببین به ظاهر
کاندر دلش آتشی است مدغم
هوش مصنوعی: به ظاهر او آرام و ملایم است، اما در دلش آتشی پنهان و ناآرام وجود دارد.
از خوارزم آر مهر این تب
وز جیحون ساز نوش این سم
هوش مصنوعی: از خوارزم برای من محبت و عشق بیاور و این تب و داغی را از جیحون به نوش و شادی تبدیل کن.
جان داروی او بیار یعنی
خاک در قدوهٔ معظم
هوش مصنوعی: جان او را با دارو مداوا کن، یعنی خاک را به نشانهٔ مقام والای او برآور.
در گرد رکاب او همی دو
در گرد عنان او همی چم
هوش مصنوعی: من در اطراف پاهای او میچرخم و به دور دستهی لگام او دائم در حال حرکت هستم.
تا خورشیدی پیاده بینند
خورشید دگر فراز ادهم
هوش مصنوعی: هنگامی که خورشید دیگری در آسمان ظاهر شود، گویی خورشید نخستین را در حال حرکت و پایین آمدن میبینند.
مختار عجم بهاء دین آنک
منشور جلال اوست معجم
هوش مصنوعی: بهاء دین شخصیتی برجسته و والا است که نام و مقام او در میان دیگران همچون یک منشور نورانی میدرخشد.
با جوش ضمیر و جیش نطقش
مه شد زمن و عطارد ابکم
هوش مصنوعی: با شور و هیجان درونی، سخنش مانند عطارد خاموش و بیصدا شد و من از این حالت ناتوان شدم.
با لطف کفش گرفت تریاق
چون چشم گوزن کام ارقم
هوش مصنوعی: با مهربانی و حسن نیت، او توانست به راحتی و آرامش به هدفش برسد، مانند چشمی که در میانه شب، روشن و شفاف است.
به ز آدمی است و آدمی نام
لیک آدم از او شده مکرم
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که هر انسانی با ویژگیهای خاص خودش شناخته میشود، اما در واقعیت، انسانیت و مقام انسان در حقیقت از خودش به وجود آمده و نمایانگر اوست. در واقع، انسان به خاطر معرفت و فضایلش ارزشمند شده است.
در نام نگه مکن که فرق است
از زادهٔ عوف و پور ملجم
هوش مصنوعی: در نام به تفاوتها توجه نکن، زیرا بین فرزند عوف و پسر ملجم تفاوت زیادی وجود دارد.
بیقوت ده اناملش نیست
هفت اختر مکرمت مقوم
هوش مصنوعی: بدون قدرت ده، انگشتانش ناتوانند و هفت ستارهی بزرگ مقامش را حفظ نمیکنند.
بییاری زال و پر عنقا
بر خصم ظفر نیافت رستم
هوش مصنوعی: بدون یاری زال و پرندگان افسانهای، رستم نتوانست بر دشمن پیروز شود.
ای کحل کفایت تو برده
از دیدهٔ آخر الزمان نم
هوش مصنوعی: ای کحل زیبایی تو در نظرها محو و ناپیداست و نمیتوان در آخر الزمان آن را دید.
لفظی ز تو وز عقول یک خیل
رمزی ز تو وز فحول یک رم
هوش مصنوعی: تو از سخن و فکر انسانها تاثیر گرفتهای و مانند یک راز عمیق و پیچیده به نظر میرسی.
مولای تو ثابتبن قره
شاگرد تو یحییبن اکثم
هوش مصنوعی: شما به گونهای تربیت شدهاید که شاگرد بزرگی مانند یحییبن اکثم باشید و در جدول بزرگی چون ثابتبن قره حضور داشته باشید.
تقدیر به همت تو واخورد
گفت ای پدر قدم تقدم
هوش مصنوعی: سرنوشت به تلاش تو وابسته است، او گفت: ای پدر، تو نخستین قدم را برداشتی.
رای تو به آسمان ندا کرد
کای طفل معاملت تعلم
هوش مصنوعی: رای تو به آسمان گفت که ای کودک، معاملات و کارهای خود را یاد بگیر.
داده است قضا بهای قدرت
نه گلشن و هشت باغ درهم
هوش مصنوعی: سرنوشت، بهای قدرت را به ما داده است، نه باغ گل و نه هشت باغ دیگر.
انصاف بده که هست ارزان
یوسف صفتی به هفده درهم
هوش مصنوعی: به روی انصاف بیاندیش که آیا زیبایی و جذابیت یوسف، که به آن معروف است، واقعاً فقط به قیمت هفده درهم ارزان است؟
بالای مدیح تو سخن نیست
کس زخمه نکرد برتر از بم
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به اندازهی من در مدح و ستایش تو سخن بگوید و این هنر من است که بیش از همه در این زمینه احساساتی عمیق دارم.
در وصف تو کی رسم به خاطر
بر عرش که بر شود به سلم؟
هوش مصنوعی: در وصف تو چطور میتوانم به بالاترین مقام برسم، وقتی که مقام تو فراتر از همه چیز است؟
طبع تو شناسد آب شعرم
دیلم داند نژاد دیلم
هوش مصنوعی: لطافت و طبع تو، مانند آب شعر من است و این دیلم است که ریشه و اصالت من را میشناسد.
گرچه شعرا بسی است امروز
این طائفه را منم مقدم
هوش مصنوعی: اگرچه امروز شاعران زیادی وجود دارند، اما من در میان این گروه از همه پیشتر و برتر هستم.
هرچند درین دیار منحوس
بسته است مرا قضای مبرم
هوش مصنوعی: علیرغم اینکه در این سرزمین بدشگون، سرنوشتم به شدت محدود و محصور شده است.
مرخاتم را چه نقص اگر هست
انگشت کهن محل خاتم
هوش مصنوعی: اگر نگین انگشتری عیب و ایرادی داشته باشد، چه اهمیتی دارد در حالی که انگشت آن را به زیبایی و اهمیت خاصی معرفی میکند.
در قالب آدم امیدم
ای همدم روح، روح در دم
هوش مصنوعی: در این دنیا، با همدمی که دارم، به امید این که روح من در هر نفس و لحظه زندگی جاری باشد.
یعنی برسان به حضرت شاه
این عقد جواهر منظم
هوش مصنوعی: یعنی این جواهرات منظم و زیبا را به حضور شاه برسانید.
چون بحر میان جانبین بود
کارم ز خطر نمود مبهم
هوش مصنوعی: زمانی که در میانه دو سمت قرار دارم، کارم به خطر میافتد و وضعیت برایم نامشخص و مبهم میشود.
در حال به گوش هوش من گفت
وصف تو که با ضمیر شد ضم
هوش مصنوعی: در دل من داستان تو را वर्णش میکند که چگونه در وجودم جا میگیرد و با روح من به یکی پیوند میخورد.
کای مادر موسی معانی
فارغ شو و «فاقذ فیه فیالیم»
هوش مصنوعی: ای مادر موسی، معناهای پیچیده را رها کن و در این باره در دریا بیفکن.
ای داعی حضرت تو ایام
گرچه نکنم دعا مقسم
هوش مصنوعی: ای دعوتکننده حضرت، اگرچه من دعا نکنم، تو در این روزها نصیب را تقسیم میکنی.
گویم که چهار اساس عمرت
چو سبع شداد باد محکم
هوش مصنوعی: میگویم که چهار پایه اصلی زندگیات، مانند یک حیوان نیرومند و محکم باشد.
کار تو تمام باد چونانک
نقصان نرسد پس اذاتم
هوش مصنوعی: کار تو به پایان برسد به گونهای که هیچ نقصی در آن نباشد، سپس ای ذات من.