برگردان به زبان ساده
در آبگون قفس بین طاووس آتشین پر
کز پر گشادن او آفاق بست زیور
هوش مصنوعی: در قفس آبی، طاووسی با پرهای آتشین را مشاهده میکنی که با گشودن پرهایش، دنیا را زینت میبخشد.
نیرنگ زد زمین شبه فلک به جلوه
پرگار زد هوا را قوس قزح به شه پر
هوش مصنوعی: زمین به خاطر زیباییهایش، مانند افلاک نیرنگی زده است و هوا با رنگینکمانش همچون پر یادی از یک پادشاه را به تصویر کشیده است.
عکسی ز پای و پرش زد بر زمین ز گردون
ز آن شد بهار رنگین، زین شد سحاب اغیر
هوش مصنوعی: عکسی از پای و بالش بر زمین افتاد و از آسمان باعث شد که بهار رنگین شود و از این رو ابرها تغییر کردند.
ز آن حرف صولجان وش زیرش دو گوی ساکن
آمد چو صفر مفلس وز صفر شد توانگر
هوش مصنوعی: از آن سخن خوش و شیرین که همچون جواهر میدرخشد، دو گوی ساکن و بیتحرک به وجود آمدند، مانند کسی که از صفر و بیپولی به ثروت و دارایی و کامیابی دست مییابد.
یعنی که قرص خورشید از حوت در حمل شد
کرد اعتدال بر وی بیتالشرف مقرر
هوش مصنوعی: به این ترتیب، نشان میدهد که خورشید به هنگام ورود به دایره حوت، به تعادل و قرار خود دست یافته است و این وضعیت به نوعی بر اهمیت و موقعیت خاصی در زندگی اشاره دارد.
یک چند چون سلیمان ماهی گرفت و اکنون
چون موسی از شبانی گشتش بره مسخر
هوش مصنوعی: مدتی شخصی مانند سلیمان توانست ماهی بگیرد و اکنون مانند موسی از شغل شبانی به مقام و جایگاهی بالاتر رسیده است.
عریان ز حوض ماهی سوی بره روان شد
همچون بره برآمد پوشیده صوف اصفر
هوش مصنوعی: ماهی از حوض بیرون میآید و مانند برهای که از آب بیرون میجهد، به سمت علف میدود، در حالی که بره با پشم زرد خود پوشیده شده است.
ویحک نه هر شبانگه در آب گرم مغرب
غسلش دهند و پوشند از حلهٔ مزعفر
هوش مصنوعی: ای کاش بدانید که هر شبانگاهی با آب گرم مغرب نمیتوانند او را شستشو دهند و از لباس زربافت بپوشانند.
گویی جنابتش بود از لعبتان دیده
کورا به حوض ماهی دادند غسل دیگر
هوش مصنوعی: انگار که او را از بازیهایی که در دنیای نادانی است، به آبزن حکمت و معرفت میبرند تا پاک و تازه شود.
تا رست قرصهٔ خور از ضعف علت دی
بیماری دق آمد شب را که گشت لاغر
هوش مصنوعی: تا خورشید روشن و کامل شد، به دلیل ضعف بیماری، دق کردنش در شب باعث شد لاغر شود.
مانا که اندرین مه عیدی است آسمان را
کاهیخت تیغ و آمد بر گاو قرصهٔ خور
هوش مصنوعی: در این ماه یک عید آسمانی وجود دارد که در آن، خورشید با قدرتی خاص به زمین میتابد و مانند دمی بر گاو تابیده میشود.
شاخ از جواهر اینک آذین عید بسته
چون کام روزه داران گشته صبا معطر
هوش مصنوعی: درختان با جواهراتی زیبا زینت یافتهاند و عید را جشن میگیرند، همانطور که روزهداران از لطافت صبحگاه لذت میبرند.
جیب گهر شکوفه، گوی انگله است غنچه
کز باد نوبهاری آکنده شد به عنبر
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و دلنشینی شکوفهها و غنچهها اشاره میکند. جیب شکوفهها پر از جواهرات زیبایی است که جلوهای خاص به آنها میبخشد. غنچهای که از عطر و نسیم بهاری پر شده، تداعیگر تازگی و نشاط است، مانند عطر عنبر که حس خوشایندی را به وجود میآورد. در واقع، این تصویر بیانگر زیبایی و لطافت طبیعت در فصل بهار است.
قوس قزح برآمد چون نیم زه ملمع
کز صنعت صبا شد گوی انگله معنبر
هوش مصنوعی: رنگین کمان به وجود آمد، چون نیمی از قوس دور به زیباییای که بواسطهٔ نسیم صبح ایجاد شده، نمایان میشود.
آن غنچههای نستر بادامههای قز شد
زر قراضه در وی چون تخم پیله مضمر
هوش مصنوعی: غنچههای نستر به شکل بادامهای قز درآمدهاند و درون آنها را مانند تخم پیله پنهان کردهاند.
غمناک بود بلبل، گل میخورد که در گل
مشک است و زر و مرجان وین هر سه هست غم بر
هوش مصنوعی: بلبل از غم و نگرانی در حال ناله و بیقراری است؛ او در هنگام خوردن گل، به زیباییهای آن که شامل عطر و رنگهای ارزشمندی مانند مشک، زر و مرجان است، فکر میکند. اما با این حال، این زیباییها هیچ کدام نمیتوانند غم و اندوه او را برطرف کنند.
مانا که باد نیسان داند طبیبی ایرا
سازد مفرح از زر مرجان و مشک اذفر
هوش مصنوعی: بهار بهاری است که طبیبی را خوشحال میکند و او با زر، مرجان و مشک خود را زینت میدهد.
شب گشت پست قامت چون رایت مخالف
روز است آخته قد چون چتر شاه صفدر
هوش مصنوعی: شب به آرامی فرارسید و قامتش مانند پرچم در برابر روز ناپایدار ایستاده است، در حالی که قد به سوی آسمان کشیده شده است، مانند چتر یک پادشاه جنگی.