برگردان به زبان ساده
کمند زلف را ماند چو برهم بافتن گیرد
سپاه زنگ را ماند چو بر هم تاختن گیرد
هوش مصنوعی: زلفهای عشق مانند کمندها هستند که با هم در هم تنیده شدهاند. سپاهیان هم وقتی به هم میتازند، به نوعی در هم میآمیزند و به هم میرسند.
معقرب زلف مشکینش معلق بر رخ روشن
چنان چون عنبرین عقرب که زهره در دهن گیرد
هوش مصنوعی: زلف تیره و پُر پیچ و تاب او، به طرز خیالانگیزی بر چهره روشنش افتاده است، مانند عقربی که بویی خوش و شیرین را در دهان خود دارد.
گهی همچون شبه باشد که بر خورشید برپاشی
گهی همچون شبی باشد که در روزی وطن گیرد
هوش مصنوعی: گاهی حالتی دارد که مانند شب است و بر نور خورشید سایه میافکند، و گاهی حالتی دارد که مانند شب است و در روز به آرامی در کنار میآید.
چو ساکن باشد از جنبش ، مثال قد او دارد
چو دیگر بار خم گیرد نشان قد ِ من گیرد
هوش مصنوعی: وقتی که کسی از حرکت باز بایستد، ارتفاع او مانند دیگران به نظر میرسد، اما وقتی دوباره خم شود، نشان قد و قامت او نمایان میشود.
گهی از گل سلب سازد گهی از مه رقم دارد
گهی رسم صنم آرد گهی طبع سمن گیرد
هوش مصنوعی: گاهی از گل نغمهای میسازد، گاهی از ماه طرح و نقشی میآفریند، گاهی به شکل بتها میپردازد و گاهی به سلیقهی خود به گلها وابسته میشود.
خم زلفش یکی دام است چون خورشید و مه گیرد
سر زلفش یکی شست است کو سیمین ذَقَن گیرد
هوش مصنوعی: زلفهای او مانند دامهایی است که خورشید و ماه در آن گرفتار شدهاند، و در عین حال، یکی از چهرههای او همچون شست (پیشانی) است که زیباییاش مانند برقع سیمین است.