برگردان به زبان ساده
بخت بدم از ساحت کرمان به بم انداخت
از گلشن عیشم سوی زندان غم انداخت
هوش مصنوعی: شانس ناخوشایند من از کرمان به بم پرتاب شد و از باغ خوشیهایم مرا به زندان غم منتقل کرد.
با ...... کرد مرا دست و گریبان
بنگر که خر و توبره، چه نیکو به هم انداخت
هوش مصنوعی: با خود درگیر شدم و به وضوح میبینم که چگونه مشکلات و مسائل در کنار هم به خوبی ترکیب شدهاند.
نامد چو وجو دش عدمی صرف به عالم
تا باز خدا، طرح وجود و عدم انداخت
هوش مصنوعی: تا زمانی که چیزی به نام "وجود" به عالم نیامده بود، تنها "عدم" بود. سپس خداوند وجود و عدم را در عالم به وجود آورد.
آن روز که بنوشت قضا نسخه امکان
چون نامه بوی گشت ورا از قلم انداخت ...
هوش مصنوعی: در آن روزی که سرنوشت، طرح زندگی را نوشته بود، مانند نامهای شد که بویی دارد و از قلم نویسنده افتاد.
با مرد سخنگوی درافتاد و زیان کرد
روباه صفت پنجه به شیر غژم انداخت
هوش مصنوعی: مردی با فردی گفتوگو کرد و در این بحث شکست خورد، مثل روباهی که به شیر حملهور شد و ضرر کرد.
هرچند کرم کرد ولی حیف که آخر
حرفی که وسط بود ز لفظ کرم انداخت
هوش مصنوعی: هرچند او تلاش کرد و نیکی انجام داد، اما متأسفانه به خاطر حرفی که در میانهی صحبتش بود، به خوبی کارش لطمه خورد.
افسر کرمش را بپذیرفت و پس آنگه
یائیش بیفزود و به سوی حرم انداخت
هوش مصنوعی: او به داشتن مقام و موقعیتی که به او داده شده بود، رضایت داد، اما سپس بر ناامیدیاش افزوده شد و به سمت حرم رفت.