برگردان به زبان ساده
ای حجت عظمای حق، مولی امیرالمؤمنین
ای منشأ فیض ازل، وی مصطفی را جانشین
هوش مصنوعی: ای بزرگترین نماینده و مظهر حق، مولای مؤمنان، ای منبع فیض از ابتدا، و جانشین پیامبر مصطفی.
ای نور پاک لم یزل، و ای شاهد بزم ازل
کون و مکان یابد خلل گر برفشانی آستین
هوش مصنوعی: ای نور جاودانه و ای گواه بر مراسم ازلی، اگر تو با روشناییات بر افراشتی، وجود دنیا دچار تغییر میشود.
گر چشم معنی بین بسر باشد کسی را جلوه گر
بیند رخت را پرده در، هم در یسار و در یمین
هوش مصنوعی: اگر کسی چشمی داشته باشد که حقیقت را ببیند، میتواند زیبایی تو را در پردهای مشاهده کند، چه در سمت راست و چه در سمت چپ.
از حکم تو روح روان باشد به جسمان و جان
وز امر تو سیر و سکون دارند گردون و زمین
هوش مصنوعی: از فرمان تو، روح به بدن و جان زندگی میدهد و بر اساس دستورات تو، آسمان و زمین در حال حرکت و سکون هستند.
ای خسرو کون و مکان بودی تو حجت آن زمان
کز بوالبشر طینت نهان، بد در میان ماء و طین
هوش مصنوعی: ای شاه بزرگ هستی تو نشانه و دلیلی برای آن زمان که از وجود انسان، روحی پاک و پنهان در میان آب و گل وجود دارد.
تا چهر تو تابان شده، خورشید سرگردان شده
حربا صفت حیران شده بر بام چرخ چارمین
هوش مصنوعی: از زمانی که چهرهی تو درخشنده و روشن شده، خورشید هم گویی در تلاش است و سرگردان شده است. این زیبایی و تابش تو باعث شده که ستارهها نیز به حیرت بیفتند و در آسمان دچار سردرگمی شوند.
رو بد غبار درگهت، آرد سجود خرگهت
رخساره بنهد در رهت صبح و مسا روح الامین
هوش مصنوعی: وقتی که غبار روی درگاه تو مینشیند، این نشان از احترام و سجود است. چهرهی صبح و مسا به خاطر زیبایی تو، در راهت سر به سجده میگذارد و حتی روحالامین نیز به تو درود میفرستد.
کی سجده گاه قدسیان می گشت مشتی آب و گل
گر در وجود بوالبشر، فیضت نمی بودی عجین
هوش مصنوعی: در گذشته، سجدهگاه موجودات مقدس و آسمانی تنها به یک مشت آب و خاک تبدیل نشده بود. اگر لطف و فیض تو در وجود انسان نبود، هیچگاه چنین جایگاهی برای او فراهم نمیشد.
از بهر اجلالت قدر بنهاده از روز ازل
بر این کمیت نیلگون از جرم خود زرینه زین
هوش مصنوعی: برای بزرگداشت تو، از روز نخست بر این آسمان آبی، ستارهای درخشان از وجود خود قرار دادهاند.
بس سجده کرده آسمان روز و شبت بر آستان
داغی بود او را عیان از قرص بیضا بر جبین
هوش مصنوعی: آسمان در طول روز و شب، بارها به خاطر نور تابناک و حقیقتی که در چهره او وجود دارد، سجده کرده است. این نور از ماه میتابد و بر پیشانی او نمایان است.
ای میر ملک آرای من، برقع ز عارض برفکن
بنما جمال ذوالمنن، تا وارهیم از کفر و دین
هوش مصنوعی: ای بزرگوار و زینت بخش کشورم، حجاب را از چهره بردار و زیبایی کسی را که بخشنده و کریم است نشان بده، تا از گرفتاریهای دین و کفر رهایی یابیم.
گامی برون ننهم اگر، رانی دو صد بارم ز در
آری مگس کی می رود، زآن در که باشد انگبین
هوش مصنوعی: هرگز قدمی از خانه بیرون نمیگذارم، حتی اگر تو بارها و بارها مرا از اینجا بیرون کنی. چرا که مگس هرگز از دری که عسل در آن وجود دارد نمیرود.
دل محو چشم مست تو، جانم همی پابست تو
زهر مذاب از دست تو، باشد مرا ماء معین
هوش مصنوعی: دل من در زیبایی و جذابیت چشمهای مست تو غرق شده است و روحام به تو وابسته است. زهر تلخ زندگی که از دست تو به من رسیده، برای من همچون آب زلال و گوارا است.