برگردان به زبان ساده
کنون که عهد ربیع است و روزگار بهار
مرا دلی است به رنج اندر از تغابن یار
هوش مصنوعی: حالا که فصل بهار و روزهای خوشی است، دل من از دلتنگی و غم یار به شدت آشفته و ناراحت است.
بهار پار نبردیم لذت ای همدم
مگر بریم هم امسال لذتی ز بهار
هوش مصنوعی: دوست گرامی، ما در این بهار نتوانستیم لذت ببریم. اما امیدوارم که امسال هم از بهار لذتی ببریم.
بهار پار مرا بود سیمبر ترکی
فرشته خوی و ملک سیرت و پری رفتار
هوش مصنوعی: بهار، زیباییهای فراوانی دارد و در آن روزگار، ویژگیهای دلانگیز و رفتارهای فرشتهگون را به وضوح میتوان دید. این فصل به من حالتی فرحبخش و روحنواز میبخشد، همچون یک موجود آسمانی که با رفتار و سیمای دلنشینش، جان مرا شاداب میکند.
ز سحر غمزه به تاراج داده صد بابل
ز چین طرّه به یغما سپرد صد تاتار
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی یک چشمان دلفریب، بسیاری از سرزمینها و کشورها تحت تأثیر قرار گرفته و به غارت رفتهاند. همچنین، به خاطر زیبایی و جذابیت موهای بافنده، بسیاری از تاتارها نیز به غارت رفتهاند.
گسسته بر زبر ماه رشته پروین
شکسته بر سر خورشید طبله زنگار
هوش مصنوعی: درخشش زیبای ستارگان در آسمان مانند نخی است که به نور ماه متصل شده است و این کائنات به زیبایی میدرخشند و از تأثیر خورشید نیز بینصیب نیستند.
سفر نمود بناگاه و رفت از بر من
مرا ز رفتن او مانده دل حزین و فکار
هوش مصنوعی: ناگهان سفر کرد و از نزد من رفت. از رفتنش دلم غمگین و پر از فکر شده است.
شنیده بود که مه را سفر فزاید قدر
سفر نمود مهم تا فزایدش مقدار
هوش مصنوعی: او شنیده بود که سفر کردن ماه را بیشتر میکند، بنابراین تصمیم گرفت تا برای دیدن بیشتر او سفر کند.
سپهر بین که به آیین همسران حریف
چگونه با من و دل باژگونه باخت قمار
هوش مصنوعی: به آسمان نگاه کن که چگونه در بازی عشق، همسران چطور با من و دل در تضاد، قمار باختهاند.
گرفته بود دلم با وصال او الفت
بدل به فرقت او کرد الفتم ناچار
هوش مصنوعی: دل من با رسیدن به او آرام و شاد بود، اما جدایی او باعث شد که این دوستی و محبت ناخواسته به دوری تبدیل شود.
کنار من تهی از غم نگشت زآن ساعت
که آن غزال غزلخوان ز من گرفت کنار
هوش مصنوعی: از آن لحظه که آن غزال زیبا و دلنواز به من پیوست، زندگیام از غم و اندوه خالی شد و در کنار او آرامش یافتم.
بهار طلعت من چون کناره جست ز من
بهار عیش مرا شد خزان رنج دچار
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی من از کنارم دور شد، لذت زندگیام به زمستان غم تبدیل شد.
بلی چو شاخ شود منقطع ز ریشه خویش
ورق بخوشد و پژمرده اش شود اثمار
هوش مصنوعی: وقتی که شاخهای از ریشهی خود جدا شود، برگهای آن خشک و میوههایش پژمرده میشوند.
الا چه شرح دهم از غم جدایی او،
که نیست ناطقه را بیش تاب این تکرار
هوش مصنوعی: چه بگویم از درد فراق او که زبان هرگز قادر به تحمل این تکرار نیست.
کنون که گاه بهار است و بوستان از گل
چو شاهدی بود از فرق تا قدم به نگار
هوش مصنوعی: در این زمان که بهار فرا رسیده و باغ پر از گل است، مانند زنی زیبا میباشد که زیباییاش از سر تا پا نمایان است.
به جای سبزه و گل در چمن همی گویی،
نهاده طره و رخ لعبتان چین و تتار
هوش مصنوعی: در چمن، به جای سبزه و گل، تو از طراوت و زیبایی موها و چهرههای زیبا سخن میگویی.
صبا نموده عنبر، همی به جیب و بغل
هوا نهفته لادن، همی به گوش و کنار
هوش مصنوعی: نسیم ملایم عطر خوش عنبر را به همراه دارد و در جیب و کنار خود گلها را پنهان کرده است.
صفیر مرغ زند روح را صلای بهشت
نسیم صبح دهد مغز را شمیم بهار
هوش مصنوعی: پرندهای که میخواند، روح را به یاد بهشت میآورد و نسیم صبح بویی از بهار برای مغز به ارمغان میآورد.
چمن ز باد صبا عطر سائیش آیین
صبا ز خاک چمن مشکبیزیش هنجار
هوش مصنوعی: چمن به خاطر وزش نرمی از باد، عطر خوشی را پخش کرده است و آیین این باد تازه، از خاک چمن مانند مشک خوشبوست.
به پای سر و بن آواز برکشیده تذرو
به شاخ سرخ گل، آهنگ ساز کرده هزار
هوش مصنوعی: پرندهای به نام تذرو در کنار گلهای سرخ نشسته و با صدای دلنشین خود موسیقی زیبایی را به وجود آورده است.
تذروگان همه بنهاده چنگ بر حلقوم
چکاوکان همه بر بسته زنگ بر منقار
هوش مصنوعی: پرندگان همه به شدت صدای خود را بلند کردهاند و بر روی حلقوم چکاوکها فشار میآورند و زنگها را بر نوک خود بستهاند.
به چهر سوری افکنده باد سرخ حریر
به جام نرگس شبنم نموده زرد عقار
هوش مصنوعی: به چهرهی زیبای او مانند حریر سرخی وزیده است و جام نرگس را مانند شبنم تر و تازه کردهاست، در حالی که زردی عطر به مشام میرسد.
ز ارغوان و سمن، بس فشانده باد ورق
نهفته جیب چمن را به درهم و دینار
هوش مصنوعی: باد، برگهای گلهای ارغوان و سمن را به اطراف میپاشد و در دل چمن، طلا و نقرهای نهفته شده است.
ز برگ لاله عیان، شقه شقه حلّه چین
به جیب غنچه نهان، نافه نافه مشک تتار
هوش مصنوعی: از برگ گل لاله، تکهتکه زیبایی به چین میشود و در جیب غنچه پنهان، عطر مشک تاتاری وجود دارد.
دمن چو افسر کاووس پر ز گوهر و لعل
چمن چو پیکر طاووس پر ز نقش و نگار
هوش مصنوعی: دمن مانند تاجی است که کاووس بر سر دارد و پر از جواهر و سنگهای قیمتی است، و چمن مانند بدن طاووسی است که پر از طرحها و نقوش زیباست.
نهفته تن به نقوش خورنقی بستان
نموده جا به فراش ستبرقی کهسار
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زیباییهای طبیعت اشاره دارد. او میگوید که درختان و گلها در باغ مانند نشانها و طرحهای زندهای قرار گرفتهاند و آنها در این بستان، به نوعی با نرمی و لطافت، در کنار کوهها و فرازها جا خوش کردهاند. این توصیف زیبایی و شگفتی طبیعت را منتقل میکند.
ز لاله بستان چونان که پشته پشته عقیق
ز سبزه هامون، ز آنسان که کوه که زنگار
هوش مصنوعی: در باغ گلها مانند لالهها، چندین لایه از عقیق بر روی سبزههای هامون قرار گرفته است، همانطور که کوهها از زنگار پوشیده شدهاند.
سحاب، گوهر ریز است و خاک لعل انگیز
چمن زمرّد خیز است و دشت مرجان زار
هوش مصنوعی: ابرها مانند جواهرات ریز هستند و خاک به مانند سنگهای قیمتی، گلزارها را زنده میکند. دشتها با شکوه و زیبایی شبیه به مرجانها به نظر میرسند.
هوا، معنبر بوی است و باد مشک آیین
زمین منقش چهر است و آب آیینه دار
هوش مصنوعی: هوا معطر به عطر خوش است و باد مانند مشک، زیبایی زمین را نشان میدهد و آب همچون آینهای است که انعکاس آن را به نمایش میگذارد.
بنفشه مشک فروش و شکوفه قاقم پوش
نسیم لخلخه سای و سحاب لؤلؤ بار
هوش مصنوعی: بنفشهای که عطری خوش دارد، به همراه شکوفهای که زیباییاش درخشان است، نسیمی نرم و لطیف میوزد و بارانی شبیه مروارید از ابرها میبارد.
ز بس به باغ ز خوبان کشمری قامت،
ز بس به راغ ز ترکان خلخی رخسار
هوش مصنوعی: از آنقدر که به زیباییهای باغ و قامت دلفریب معشوقان خیره شدهام، و از آنقدر که به گلهای رنگارنگ و صورتهای زیبا نگاه کردهام، به شدت تحت تأثیر قرار گرفتهام.
نه باغ، بل فلکی و اندر آن ملک انبوه
نه راغ بل ارمی و اندر آن پری بسیار
هوش مصنوعی: نه تنها یک باغ، بلکه آسمانی وسیع است و در آن کشور وسیعی وجود دارد. نه تنها یک باغ، بلکه دنیایی پر از زیبایی و در آن پر از پریان است.
کجا رواست خدا را، که در چنین فصلی،
جهانیان همه در عیش و من به اندوه یار
هوش مصنوعی: آیا جایز است برای خداوند که در این فصل خوشی، همه انسانها به خوشی و شادی مشغول باشند و من در غم و اندوه معشوق گرفتار باشم؟
خصوص اندوه دلبر که سخت تر رنجی است
که ز آن رهاییم الحق بسی بود دشوار
هوش مصنوعی: اندوه ناشی از دلبر بسیار عمیقتر و سختتر است و به راستی، رهایی از آن بسیار دشوار و دشوارتر از دیگر رنجهاست.