برگردان به زبان ساده
ملک آن پادشاه ملک معنی
که نامش سکه نقد سخن بود
هوش مصنوعی: پادشاه سرزمین معنا، آن چنان بزرگ و با ارزش است که نامش به مانند سکهای درخشان و معتبر در زبانهاست.
چنان آفاق گیر از اهل معنی
که حد ملکش از قم تا دکن بود
هوش مصنوعی: به گونهای با اهل معرفت و حقیقت در ارتباط باش که وسعت و تأثیرشان به اندازهای باشد که از قم تا دکن را دربر بگیرد.
زدی از سوز دل در خانه آتش
دوات و کلک او شمع و لگن بود
هوش مصنوعی: از دل سوختهام شعلهای در خانه روشن کردهام، و قلمم همچون شمع و دواتم مانند لگن است.
بصورت گر بکلکش آرمیدی
بمعنی ساکن بیت الحزن بود
هوش مصنوعی: اگر تو را به شکل ظاهریات نگاه کنم، انگار در بیتالحزن (محل اندوه) ساکن شدهای.
بهر جا بکر معنی جلوه کردی
باو نزدیکتر از پیرهن بود
هوش مصنوعی: هر کجا که زیبایی و عمق معنا را نشان دادی، به او نزدیکتر هستی تا به پیراهن خود.
سوی گلزار جنت رفت آخر
که دلگیر از هوای این چمن بود
هوش مصنوعی: در نهایت، او به باغ بهشت رفت، زیرا از هوای این دنیا و چمنزار دلگیر و ناامید بود.
قلم چون نی اگر نالد عجب نیست
نه او را در بنان او وطن بود
هوش مصنوعی: اگر قلم به مانند نی ناله کند، تعجبی ندارد، زیرا او در دست کسی که آن را مینویسد، جایی ندارد.
کسی کانگشت بر حرفش نهادی
زغم انگشت حسرت در دهن بود
هوش مصنوعی: اگر کسی بر کلام او دست بگذارد، از درد و حسرت به حالت اندوه به سخن خواهد آمد.
بجستم سال تاریخش ز ایام
بگفتا (او سر اهل سخن بود)
هوش مصنوعی: به دنبال تاریخ سالهای او بودم و شنیدم که او یکی از بزرگترین سخنوران است.