برگردان به زبان ساده
بدستم آمده انگشتری که گردیده
ز درد رشکش عیش دهان خوبان تنگ
هوش مصنوعی: انگشتری به دستم آمده که به خاطر دردی که در دل دارم، نشان از حسادت به خوشبختی و شادی دیگران است، که باعث شده لذت من از زندگی کمتر شود.
ز بس که انگشت از ذوق آن به خود بالید
برون نیاید از دست من به صد نیرنگ
هوش مصنوعی: به خاطر اشتیاق و شوق بسیار، از شدت خوشحالی آنقدر شاداب شدهام که دیگر نمیتوانم آن را از دست بدهم و به هر ترفندی هم که شده، نمیخواهم از دستم برود.
به دست کار حنا میکند ز رنگ نگین
ببین ز پرتو یاقوت پنجه گلرنگ
هوش مصنوعی: به وسیله کار حنا، رنگی مانند رنگ نگین درست میکند. حالا به درخشش و جلوه یاقوت نگاه کن که چقدر زیبا و خوشرنگ شبیه به گل است.
به دست هرکه چراغی ازین نگین دادند
دگر به راه طلب پا نمیزند بر سنگ
هوش مصنوعی: هر کسی که از این گوهر درخشان چراغی دریافت کرد، دیگر بر روی سنگها در مسیر جستجو قدم نمیگذارد.
برین خجسته نگین اسم خویش نقش کنم
چو نام خود را خواهم برآورم از ننگ
هوش مصنوعی: بر روی این نگین خوشبخت نام خود را مینویسم تا بتوانم نامم را از عیب و ننگی که بر دامانم نشسته، پاک کنم.
چو مادری که جگرگوشه کرده باشد گم
همیشه کان به فراقش به سینه کوبد سنگ
هوش مصنوعی: مانند مادری که فرزند محبوبش را گم کرده، همیشه در دلش غم و اندوهی وجود دارد و به خاطر نبودن او، به سینهاش سختی و درد میزند.
همیشه بینی از آن آب و رنگ یاقوتش
روان ز جدول انگشت آب آتش رنگ
هوش مصنوعی: همیشه میبینی که آب و رنگ یاقوتش از جدول جاری میشود، در حالی که رنگش به آتش میزند.