برگردان به زبان ساده
روایت کند سید نامدار
یگانه در بحر هشت و چهار
هوش مصنوعی: سید معروف و برجسته داستانی را در مورد موضوعی خاص که به عدد هشت و چهار مرتبط است، نقل میکند.
که در عهد مروانیان لعین
یکی زان مکان خصومت گزین
هوش مصنوعی: در زمان حکومت مروانیها، یکی از این مکانها برای دشمنی و درگیری انتخاب شد.
بسی آرزومند فرزند بود
به فرزند بس آرزومند بود
هوش مصنوعی: سختی و امید به داشتن فرزند، در دل افراد بسیار است و داشتن فرزند برای آنها آرزویی بزرگ به شمار میآید.
چنین نذر کرد آن شقاوت ماب
که گردد ز فرزند اگر کامیاب
هوش مصنوعی: آن فرد بدبخت نذر کرده بود که اگر از فرزندش به خواستهاش برسد، کاری انجام دهد.
زند دایم آن پور بر شر و شین
ره زائران شه دین حسین
هوش مصنوعی: سفره زندگی آن فرزند پاک همیشه مملو از خوبیها و نعمتهاست و راهی که زائران به سوی دین و آموزههای حسین (ع) میروند، پر از برکت و روشنی است.
قضا را دلش زین غم آزاد شد
به دیدار فرزند دل شاد شد
هوش مصنوعی: سرنوشت با دیدن فرزند و خوشحالی او از این غم رهایی یافت.
چو آن طفل آمد به سرحد هوش
به ایفای عهدش بمالید گوش
هوش مصنوعی: وقتی آن کودک به مرحلهی درک و فهم رسید، برای یادآوری پیمانی که بسته بود، گوشش را نوازش کرد.
مدام آن جوان ز حق بی خبر
عمل خواست کردن به پند پدر
هوش مصنوعی: جوان همیشه از حقیقت بیخبر بود و به دنبال انجام کارهایی بود که پدرش به او توصیه کرده بود.
به ایفای نذر پدر روز و شب
همی در کمین بود فرصت طلب
هوش مصنوعی: او همیشه منتظر فرصت است تا نذر پدرش را ادا کند و هر روز و شب در حالت آمادهباش به سر میبرد.
بناگه یکی کاروانی شنید
که آمد به طوف امام شهید
هوش مصنوعی: ناگهان کاروانی به سمتشان نزدیک شد و خبر آمدن امام شهید را شنیدند.
زجا جست و بربست محکم میان
به آهنگ تاراج آن کاروان
هوش مصنوعی: از مکان خود حرکت کرد و در وسط، محکم گرفت و با نیتی برای غارت آن کاروان به راه افتاد.
بیامد دوان تا کنار فرات
چنین دید آن سر براه نجات
هوش مصنوعی: شخصی به سرعت به کنار رود فرات رسید و در آنجا منظرهای را مشاهده کرد که به معنای هدایت و نجات بود.
کزان بحر بگذشته آن کاروان
چو از دیده اشک ستم دیدگان
هوش مصنوعی: از آن دریا که کاروان رفته، اشکهای ستم را در چشمان دیدهها میسازد.
چو کام از تکاپو نشد حاصلش
چنین یافت اندیشه ره در دلش
هوش مصنوعی: وقتی تلاش و کوشش نتیجهای به همراه نیاورد، او در دل خود به فکر فرو رفت و راهی را جستجو کرد.
که هنگام برگشتن کاروان
بگیرد سر راه بر زایران
هوش مصنوعی: در زمان بازگشت کاروان، میتواند در مسیر به زائران بپیوندد.
درین فکر ناگاه خوابش ربود
بیاسود از قید گفت و شنود
هوش مصنوعی: ناگهان در این فکر خوابش برد و از محدودیتهای گفتگو و شنیدار آزاد شد.
ز خواب گران چون در آرام شد
به رویای صادق دلش رام شد
هوش مصنوعی: زمانی که از خواب سنگین بیدار شد و به آرامش رسید، دلش با رویای حقیقی و نیکو آرام گرفت.
چنان دید کامد قیامت پدید
بجوشید درهم شقی و سعید
هوش مصنوعی: وقتی قیامت فرا رسید، آنچنان همه چیز به راه افتاد که عدهای شادمان و خوشحال و عدهای دیگر ناامید و نگران شدند.
نشسته به کرسی قرب اله
محمد شهنشاه امت پناه
هوش مصنوعی: نشسته بر جایگاه نزدیک به خدا، محمد، پادشاه امت، پناهی برای مردم است.
ملایک ز هر سو در آن حشر عام
کمر بستهٔ حکم خیر الانام
هوش مصنوعی: فرشتگان از همه جا در آن روز جمعیت آمادهاند تا فرمانهای نیکو از بهترین مخلوق خدا را اجرا کنند.
که تا نیک و بد را به لطف و گزند
سوی پیشگاه نبوت برند
هوش مصنوعی: برای اینکه زشتیها و خوبیها را با لطف و مروت به درگاه پیامبری برسانند.
شوند آنکه از حکم آن شهریار
سعید و شقی داخل خلد و نار
هوش مصنوعی: افرادی که از فرمان آن پادشاه خوشبخت و بدبخت میشوند، به بهشت و جهنم وارد خواهند شد.
در آن عرصه ز اشرار بیدادگر
درآمد نبی را یکی در نظر
هوش مصنوعی: در آن فضا از دشمنان ظلمکار، پیامبری یکباره چهرهاش نمایان شد.
بگفت این شقی را به فضل کریم
نشاید فرستیم سوی جحیم
هوش مصنوعی: این شخص مستحق عذاب نیست و نباید به جهنم فرستاده شود، چرا که فضل و رحمت خداوند شامل حال اوست.
گذارش مگر روزی از روزها
فتاده است بر وادی کربلا
هوش مصنوعی: شاید روزی از روزها، سرنوشت کسی به کربلا افتاده باشد.
غباری از آن تربت مشکبو
نشسته است بر وادی کربلا
هوش مصنوعی: غبار عطرآگینی از سرزمین مقدس کربلا نشسته است.
کنون تا بود بر رخش زان غبار
برون باشد از زمرهٔ اهل نار
هوش مصنوعی: اکنون که این غبار از چهرهاش برطرف شده، از جمع اهل آتش خارج خواهد بود.
گران قدر زان خاک شد در نظر
رخش چون ز گرد یتیمی گهر
هوش مصنوعی: از آن خاک با ارزش میدرخشد، مانند جواهر که از غبار یتیمی جدا شده است.
به رویی که پر گرد درگاه ا وست
مگو خاک کان سربسر آبروست
هوش مصنوعی: به چهرهای که در آستانهاش غبار نشسته، چیزی نگو؛ زیرا تمام این خاک در برابر آبرو و احترام اوست.
پس آنگاه ملاک قهر و عذاب
بگفتند در خدمت آن جناب
هوش مصنوعی: پس از آن، ویژگیها و معیارهای خشم و عذاب را در حضور آن شخصیت بزرگ مطرح کردند.
که شوییم از رویش آن خاک پاک
بریمش سوی آتش سوزناک
هوش مصنوعی: ما از روی آن خاک پاک شستشو میکنیم و آن را به سوی آتش سوزان میبریم.
دگر بار آن سایهٔ کردگار
وجودش همه لطف پروردگار
هوش مصنوعی: بار دیگر، سایهٔ خداوند بر وجود او همه نشانههای مهربانی و لطف پروردگار است.
شعار شفاعتگری تازه کرد
ترحم زیاده ز اندازه کرد
هوش مصنوعی: شعار شفاعت به تازگی مطرح شده و نشان میدهد که رحمتی فراتر از حد معمول به وجود آمده است.
بزد فال رحمت به حسن مقال
که این خادمان حریم جلال
هوش مصنوعی: فال نیکوی رحمت را به خوشی و زیبایی بزن، چرا که این خادمان در خدمت مقام والای جانان هستند.
ز رخسار این بندهٔ شرمسار
به شستن زد و دید اگر آن غبار
هوش مصنوعی: از چهرهی این بندهی شرمنده، که غبار را شست، نگاهی کرد و دید.
چه سازید کافتاده چشمش ز دور
سوی گنبدی کآمده رشک طور
هوش مصنوعی: چه کار میتوان کرد وقتی چشمانش به دور نگاه میکنند و به چهرهای که به زیبایی کوه طور میدرخشد، حسادت میورزند؟
چه گنبد که کرده است از برتری
سعادات کونین گردآوری
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که چه دستاورد بزرگی از سعادتها و موفقیتهای جهانی گرد هم آمده است. گنبد به عنوان نماد زیبایی و عظمت، نشاندهنده جمعآوری و تبلور این سعادتهاست.
از آن گنج رحمت چو معمور گشت
چو فانوس آبستن نور گشت
هوش مصنوعی: زمانی که گنجینه رحمت پر و فراوان شد، مانند چراغی که آماده میشود تا نورش را منتشر کند، به دنیا نور و روشنی میبخشد.
هر آنکس که از دیدنش یافت کام
بود آتش دوزخ او را حرام
هوش مصنوعی: هر فردی که با دیدن او به آرامش و satisfaction رسید، آتش جهنم برای او ممنوع است.
پس آنگه به حکم شه دین پناه
بهشت برینش شد آرامگاه
هوش مصنوعی: سپس بر اساس دستور پادشاه، شخصی که پناهنده دین بود، بهشتی برین شد و آنجا محل آسایش او گردید.
چو بینندهٔ خواب بیدار گشت
دلش مخزن گنج اسرار گشت
هوش مصنوعی: وقتی بیننده خواب بیدار میشود، دلش تبدیل به انباری از رازها و اسرار میشود.
ز مستی غفلت چو هشیار شد
چو بخت خود از خواب بیدار شد
هوش مصنوعی: زمانی که از مستی و غفلت خارج شد، به خود آمد و مانند بختش که از خواب بیدار شده، آگاه شد.
ز نور حقیقت بسی بهره یافت
بر آن ذره خورشید ایمان بتافت
هوش مصنوعی: از نور حقیقت، فردی به خوبی بهرهمند شد و در نتیجه، ذرهای از ایمان او به مانند نوری درخشان شده و تابش دارد.
به حکم در بحر عز و شرف
غلام به اخلاص شاه نجف
هوش مصنوعی: به فرمان دریا و بزرگی، بندهای با صداقت در خدمت شاه نجف است.
ز جان دوستدار سر سروران
خلیل شه دین براهیم خان
هوش مصنوعی: عشق به دوست و سروران بزرگ، همچون ابراهیم خان، برایم با سادهترین احساسات زندگیام پیوند خورده است.
ز جویای رنگین سخن این کلام
پذیرفته کیفیت اختتام
هوش مصنوعی: از کسی که در جستجوی سخن زیبایی است، این پیام را دریافت کردهام که نوع پایانبندی مهم است.