برگردان به زبان ساده
حبذا نواب حفظ الله خان
آنکه چشم مهر و مه مثلش ندید
هوش مصنوعی: چه خوب است حافظ الله خان، کسی که چشمها هیچ محبت و زیبایی مانند او را ندیده است.
دست خیاط قضا نام خدا
خلعت دولت بر اندامش برید
هوش مصنوعی: دست خیاط به اراده خدا، لباس ثروت و بزرگی را بر تن او دوخت.
خنجر قهرش دل گردان شکافت
تیغ کینش پهلوی شیران درید
هوش مصنوعی: خنجر خشم او دل عاشقان را نیش زد و تیغ کینهاش بر سینه شیران زخم زد.
بی تکلف پیش نور رای او
صبح صادق کی تواند شد سفید
هوش مصنوعی: بدون هیچ تلاشی، پیش نور و روشنیاندیشی او، صبح راستین نمیتواند به سفیدی برسد.
پیش قهرش شعله برگ لاله ای
پیش خلقش گل غلام زر خرید
هوش مصنوعی: در برابر غضب او، شعلهای مانند برگ لاله جلوهای کمرنگ دارد و در حضور او، گل به عنوان یک غلام زر خرید محسوب میشود.
آب شد از بس ز بیم قهر او
دل چو اشک از دیدهٔ شیران چکید
هوش مصنوعی: دل از ترس عشق او مانند اشک از چشم شیران جاری شد و به حالت آب درآمد.
ناوکش چون بال خونریزی گشاد
رنگ از رخسارهٔ جرأت پرید
هوش مصنوعی: وقتی تیرانداز تیر خود را پرتاب کرد، رنگ از چهرهٔ شجاعت پرید و به خونریزی دچار شد.
از صفای نور رای او مراد
بر زبان خامه می گردد سفید
هوش مصنوعی: از پاکی و درخشندگی نور وجود او، سخنان دلنشین و زیبا بر روی کاغذ نوشته میشود و روحش را سفید و روشن میسازد.
در زمان سعدش از لطف اله
مژدهٔ افزایش منصب رسید
هوش مصنوعی: در زمان خوشی او، به لطف خدا خبر خوبی دربارهٔ رو به رشد بودن مقام و موقعیتش دریافت کرد.
چون پی تاریخ او رفتم به فکر
دل به راه جستجو هر سو دوید
هوش مصنوعی: وقتی به جستجوی تاریخ او پرداختم، دل به فکر فراروی من دیوانهوار در هر سمت میدوید.
گفت در گوش دلم استاد عقل
نیر اقبال و دولت بر دمید
هوش مصنوعی: در گوش دل من، استاد عقل گفت که سعادت و خوشبختی بر تو نازل شده است.