شمارهٔ ۷۹
جنید شیرازی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۷۹
یار ما بیوفاست چه توان کرد
عادت او جفاست چه توان کرد
مهر دیرینه وفای مرا
این زمان کین جزاست چه توان کرد
هر امیدی که ما به او بستیم
چون سراسر هباست چه توان کرد
ما ز جان دوستدار آن دلبر
دشمن جان ماست چه توان کرد
در وفایش چو خاک ره گشتیم
ور به خونش رضاست چه توان کرد
پادشاه است او و فرمانش
بر تن و جان رواست چه توان کرد
درد دل با طبیب گفتم دوش
گفت صبرش دواست چه توان کرد
ای (جنید) از کسان چه میرنجی
هر چه هست از خداست چه توان کرد
شمارهٔ ۷۸: همچو من هیچکسی در غم تو زار مباد
شمارهٔ ۸۰: اندر این شهر مرا هست نظر بر رویی
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
8
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.