شمارهٔ ۷۷
جنید شیرازی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۷۷
هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود
وآن که درد تو کشد از پی درمان نرود
هر که در خانه دمی با تو به خلوت بنشست
به تماشای گل و لاله و بستان نرود
خضر اگر لعل روانبخش تو را دریابد
بار دیگر به لب چشمه حیوان نرود
گر نه امید لقای تو بود در جنت
هیچ عاقل به سوی روضه رضوان نرود
هوسم بود که در کیش غمش کشته شوم
لیکن این لاشه ضعیف است به قربان نرود
ای که گفتی به هوس در پی دل چند روی
عاشق دلشده چون در پی جانان نرود
مرد باشد که ز شمشیر نگرداند روی
ور نه از خانه همان به که به میدان نرود
ملکت عشق کسی راست مسلم چو (جنید)
که دلش در طلب ملک سلیمان نرود
شمارهٔ ۷۶: گر نقش آن نگار پریوار برکشند
شمارهٔ ۷۸: همچو من هیچکسی در غم تو زار مباد
اطلاعات
وزن:
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
8
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.