برگردان به زبان ساده
باز جهان از بهار مژدهٔ رحمت شنفت
بلبل رطباللسان تهنیت از باغ گفت
هوش مصنوعی: جهان دوباره صدای بهار و نعمتهای آن را شنید و بلبل خوشزبانی از باغ تبریکی به گوش میرساند.
عشرت بنشسته خاست فتنهٔ بیدار خفت
پردهنشین غنچه را باد چو از هم شکفت
هوش مصنوعی: عیش و خوشی به خواب رفته است و حالا شور و غوغا به پا شده است. در حالیکه غنچه در پشت پرده خوابیده بود، باد که به آن برخورد کرد، آن را از هم باز کرد.
گشت ز شوخی طبع شاهد بازارها
هوش مصنوعی: شخصی که به شوخی و لطافت طبع معروف است، در بازارها و میادین شهر حاضر شد.
باز همی بوی مشک ز جویبار آیدم
صحبت گل در میان ز هر کنار آیدم
هوش مصنوعی: یک بار دیگر بوی خوش مشک از جویبار به مشام میرسد و صحبت گلها در کنار زهر به گوش میرسد.
زمزمهٔ مرغ زار ز مرغزار آیدم
قهقههٔ کبک مست ز کوهسار آیدم
هوش مصنوعی: صدای جیکجیک پرندهها از دشت به گوش میرسد و صدای خوشحالی کبکها از کوهها به من میرسد.
گویی بارد نشاط از در و دیوارها
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که از هر طرف شادی و نشاط در فضا پراکنده شده است.
طوطی کرده به بر جامهٔ زَنگارگون
ساخته منقار خویش رنگ به شنگرف و خون
هوش مصنوعی: طوطی جامهای زنگزده به تن کرده و منقار خود را به رنگ قرمز و زیبا آغشته کرده است.
گاهی گوید سخن چو مردمی ذوفنون
گاه سراید سرود چو مطربی پرفسون
هوش مصنوعی: گاه به سخنانی میپردازد که نشاندهندهی دانش و مهارتهای مختلف اوست و گاهی نیز شعری میسراید که جذاب و دلنشین مانند آواز یک خواننده است.
مرغ که دید این چنین شهره به گفتارها
هوش مصنوعی: مرغ وقتی دید که این قدر در صحبتها مشهور است، گفت:
تذروِ پَرریخته باز پَر آورده است
وز پرِ نورس هزار نقش برآورده است
هوش مصنوعی: پرندهای که پرهایش را رها کرده بود، دوباره پرهایی به دست آورده است و از پرهای تازهاش هزاران نقش و طرح زیبا خلق کرده است.
سرمه به چشم اندر از مشک تر آورده است
پیرهنی در بر از سیم و زر آورده است
هوش مصنوعی: چشمانم را با سرمه تزیین کردهاند و لباس زیبا و گرانبهایی که از مشکی نرم ساخته شده است، به من هدیه دادهاند.
جلوه ز طاووس برد به نغز رفتارها
هوش مصنوعی: زیبایی مانند طاووس از حرکات دلنشین و خوشایند نمایان میشود.
هین دم طاووس را پر مه و خورشید بین
بالش بالندهتر ز چتر جمشید بین
هوش مصنوعی: ببین، چقدر زیبایی طاووس را که با پرهای رنگارنگش در زیر نور ماه و خورشید میدرخشد. پرهایش از پردهای که جمشید دارد، بهتر و باشکوهتر است.
به تارکش از پرند افسر جاوید بین
به افسرش پرّ چند به فرّ ناهید بین
هوش مصنوعی: خود را از نگرانیها آزاد کن و به دور از افکار منفی، به زیباییهای دنیا نگاه کن. بگذار تا نور امید و شگفتیها زندگیات را روشن کند.
لیک ز ناجنس پای در گل او خارها
هوش مصنوعی: اما از جنس خود، پایش در گل او خاری است.
فاختگان چون به باغ داد به کوکو زنند
گویی بغدادیان کوس هلاکو زنند
هوش مصنوعی: پرندگان در باغ سر و صدای بسیاری دارند، انگار مردمان بغداد در حال به صدا درآوردن طبل جنگی هستند.
لشکر دی را ز کشت خیمه برون سو زنند
سَناجِقِ سرو را جایی دلجو زنند
هوش مصنوعی: لشکر دی با سر و صدا به خیمهی دشمن حمله میکند و در جایی، پرچمهای سرو را به عنوان نشانهای از دلداری برافراشته میکنند.
کوبند اطراف وی ز سبزه مسمارها
هوش مصنوعی: کنارهای او را با چمن و گیاهان زینتی تزیین کردهاند.
هدهد شیّاد را گرم تکاپو نگر
جانب بلقیس گل رفته به جادو نگر
هوش مصنوعی: هدهد حیلهگر را ببین که چگونه مشغول فعالیت است و به سمت بلقیس، زنی که گل و زیبایی او در جادو میدرخشد، میشتابد.
بزم سلیمان سر و زو به هیاهو نگر
پر از نقط نامهاش بسته به بازو نگر
هوش مصنوعی: در محفل پادشاه سلیمان، درختان سرو را ببین که چطور با سر و صدای زیاد پر از نشانهها و علامتها هستند. به حرکات آنها دقت کن.
شکسته طَرفِ کُلَه به سانِ عیّارها
هوش مصنوعی: شکستگی در کنار سر مانند آنچه در وجود جوانمردان دیده میشود.
بلبل شوریده راست هر گه شوری دگر
وز گل سوری وراست هر دم سوری دگر
هوش مصنوعی: بلبل عشق همیشه در حال نغمهسرایی و شادی است و هر بار که به شکوفههای تازهای برخورد میکند، احساس جدیدی را تجربه میکند. او هر بار که به گل نگاه میکند، طراوت و زیبایی جدیدی را میبیند که او را مجذوب میکند.
ترنمش را به طبع بوَد سروری دگر
مانا در زاریاش نهفته زوری دگر
هوش مصنوعی: خودم را به گونهای تربیت کردهام که در سرسختی و تسلط به حس و حال دیگری دست یابم، در حالیکه در درون زاری نهفته است که قدرت دیگری را نمایش میدهد.
آری دلکشتر است لحن گرفتارها
هوش مصنوعی: بله، آواز کسانی که در دام عشق و احساسات هستند، زیبایی و جذابیت بیشتری دارد.
نرگس بیمار باز قد بفرازد همی
تکیهزنان بر عصا به سبزه تازد همی
هوش مصنوعی: نرگس بیمار دوباره قد راست میکند و با تکیه بر عصا، بر روی چمن تازه قدم میزند.
وز فر دینار چند بر گل نازد همی
همال رندان مست عربده سازد همی
هوش مصنوعی: از چند دینار طلا، گلهای زیبا میروید و جمعی از رندان نازکخود، به خاطر مستی و شادابی خود، شور و حال برپا میکنند.
عربده ناید اگر هیچ ز بیمارها
هوش مصنوعی: اگر کسی از بیماری رنج میبرد، نمیتواند فریاد و عربده سر دهد.
بنفشه آمد به باغ دو رفته از بهمنا
چون یک عالم پری از پس اهریمنا
هوش مصنوعی: بنفشه به باغی آمده که دو نفر از آن رفتهاند، گویی دستهای از پریها پس از آتش در حال پروازند.
به جشن پیشی گرفت بر سمن و سوسنا
ز حلّههای بنفش بریده پیراهنا
هوش مصنوعی: در جشن، پیشی از دیگران گرفت و لباسهای زیبای بنفش که به صورت گل سوسن و دیگر گلها طراحی شده بود، به تن کردی.
ز پرنیانهای سبز دوخته شلوارها
هوش مصنوعی: شلوارها از پارچههای سبز و نرم دوخته شدهاند.
لالهٔ نوخیز دوش به گنج سلطان زده است
ز لعل و یاقوت ناب مال فراوان زده است
هوش مصنوعی: گل لالهی جوان دیشب در باغی که متعلق به سلطان است، از سنگهای قیمتی مانند لعل و یاقوت رشد کرده و به اوج زیبایی و شکوه رسیده است.
بهار کرد آشکار آنچه به پنهان زده است
شحنهٔ اردیش داغ بر دل و بر جان زده است
هوش مصنوعی: بهار به روشنی نمایان کرد آنچه که در پنهان نهفته بود. شحنه اردیش به دل و جان آسیب زده و درد و رنجی را به وجود آورده است.
تا که به دزدی کند نزدش اقرارها
هوش مصنوعی: او به راحتی میتواند اعترافات را از دیگران بگیرد تا از آنها سوءاستفاده کند.
ز گوهرافشان سحاب برنا گیهانِ پیر
پرّان از رُعبِ سیل سنگ به چرخِ اثیر
هوش مصنوعی: ابر جوانی که مانند جواهر میبارد، درختان کهنسال را از ترس سیل به لرزه در میآورد. این طبیعت با قدرت خود، همه چیز را در حرکت و تغییر قرار میدهد.
آب به زیر گیاه آینه اندر حریر
برق به ابر سیاه عکسفکن در غدیر
هوش مصنوعی: در زیر گیاه، آب به مانند آینهای میدرخشد و در پارچهی حریر، نوری سیاه مانند برق وجود دارد. این تصویر را در آب استخر منعکس کن.
چو ذوالفقار علی در دل غدارها
هوش مصنوعی: مانند شمشیر علی علیهالسلام در دل دشمنان عیاش و فریبکار.
شهی که نام نکوش حیدر کرار شد
زآهنِ صارمعدوش زیبق فرّار شد
هوش مصنوعی: در این بیت، به قدرت و شجاعت حیدر کرار (علی علیهالسلام) اشاره شده است. وقتی نام او به میان میآید، دشمنان از هراس فرار میکنند. آهنگ کارزار و نبرد او باعث میشود که دشمنان وحشتزده شوند و از میدان بگریزند.
به خلوت کردگار محرم اسرار شد
صفاتش از ذات حق مظهر انوار شد
هوش مصنوعی: در خلوت خداوند، صفات او که نشاندهندهی وجود او هستند، به یکدیگر پیوند خورده و نورانی شدهاند.
وحدتش از کثرت است نقطهٔ پرگارها
هوش مصنوعی: وجود واحد او از تعدد و گوناگونی چیزها ناشی میشود، مانند نقطهای که از حرکت پرگار به وجود میآید.
سر سوی سامان اوست رفته و آینده را
دست به دامان اوست جمع و پراکنده را
هوش مصنوعی: سراسر زندگی و وجود انسان در دست اوست و همه چیز، چه در گذشته و چه در آینده، به او وابسته است. افرادی که گرد هم آمدهاند یا در حال پخش و پراکندگی هستند، همگی تحت نظر و کنترل او هستند.
در کف امرش زمام فانی و پاینده را
زنده کند مرده را شهی دهد بنده را
هوش مصنوعی: او در دست قدرتش، میتواند سرنوشت فانی و ابدی را زنده کند و به بندگانش زندگی و حیات بخشید.
گشاید آسان ز هم عقدهٔ دشوارها
هوش مصنوعی: مشکلات سخت به راحتی حل میشوند.
به لوح آگاهیاش مجاری خوب و زشت
آدم و ابلیس را از قلمش سرنوشت
هوش مصنوعی: دانش و آگاهی او، مسیرهای نیک و بد انسان و ابلیس را به قلمش رقم میزند.
ز سطوت و رافتش خلقت نار و بهشت
نیست به جز نام او در حرم و در کنشت
هوش مصنوعی: به خاطر قدرت و رحمتش، آفرینش دوزخ و بهشت فقط به خاطر نام او در مکانهای مقدس و معبد است.
کنند تسبیح او سبحه و زنّارها
هوش مصنوعی: آنها در حال ستایش و یاد کردن خداوند هستند و از چیزهایی استفاده میکنند که نشاندهنده یگانگی اوست.
مظاهر روی اوست هیاکِلِ ماخَلَق
راجع بر سوی اوست طوایف ماسبق
هوش مصنوعی: چهرههای زیبای او در عالم وجود نمایان است و هر چیزی که خلق شده، به سمت او بازمیگردد. گروهها و دستههای مختلف همگی در مسیر او قرار دارند.
بدو نمودند راه پیمبران فرق
حق نبود غیر او او نبود غیر حق
هوش مصنوعی: به او راه و روش پیامبران را نشان دادند، هیچ چیزی غیر از حق وجود ندارد و جز او، چیزی جز حق وجود ندارد.
دیدهٔ احول کند زین سخن انکارها
هوش مصنوعی: چشمها از شنیدن این سخنان انکارآمیز متوجه و حیران میشوند.
ای که خدایی رداست راست به بالای تو
ریزهخورند انبیا ز نطع آلای تو
هوش مصنوعی: ای که خداوند، در بالای تو است و انبیا از نعمتهای تو بهرهمند میشوند.
طفل نیابد زمام مگر به امضای تو
کس نرود از جهان مگر به یاسای تو
هوش مصنوعی: کودک هیچ کنترل و تدبیری ندارد مگر با اجازه و امضای تو. هیچکس نمیتواند از این دنیا بیرون برود مگر با یاری و اراده تو.
که میکند جز خدای ازین نمط کارها
هوش مصنوعی: هیچکس جز خداوند اینگونه کارها را انجام نمیدهد.
به یک فقیر از عطا هزار کشور دهی
به هریک از کشورش هزار لشکر دهی
هوش مصنوعی: اگر به یک فقیر از نعمت و بخشش خود، هزار کشور ببخشی، و برای هر یک از آن کشورها هزار سپاه بفرستی، باز هم نخواهد توانست آنچه را که نیاز دارد، به دست آورد.
به هر یک از لشکرش هزار افسر دهی
همره هر افسرش به جان و دل سر دهی
هوش مصنوعی: برای هر یک از لشکریانش هزار افسر قرار بده و به همراه هر افسر، هزار مرد آماده به جان فشانی فراهم کن.
که طبع تو عاشق است به جود (و) ایثارها
هوش مصنوعی: روان و ذات تو به عشق و فداکاری عادت کرده است.
هم از نوازنده مهر خلد مخلد تویی
هم از گذارنده قهر نار موبد تویی
هوش مصنوعی: تو هم نوازندهای که به عشق و محبت بهشت را مینوازی و هم کسی هستی که در مسیر تو، دشواریها و چالشهای زندگی قرار دارند.
به نوبت رزم و بزم صاحب سودد تویی
روی خدایی ولیک پشت محمد تویی
هوش مصنوعی: در مورد رزم و میماری، تو به نوبت حضور داری و با صفات انسانی خوش درخشیدهای. تو به ظاهر خداگونهای، اما در حقیقت، پشتوانهات پیامبر محمد است.
وآن دگرش یارها لایق در غارها
هوش مصنوعی: و دیگر اینکه یارانی که در غارها هستند، شایسته و مناسب هستند.
شها تویی کز همم عون و پناه منی
در دو جهان از کرم فخر (؟)گناه منی
هوش مصنوعی: ای همچو خورشید که در دلها روشنی میبخشی، تو تنها یاوری هستی که در هر دو دنیاست بیشتر از همه بر من لطف و رحمت داری و به خاطر کرم و بزرگواریات بر من میبالند، حتی اگر گناهکار باشم.
رو به که آرم که تو دلیل راه منی
به هر طریق اوفتم نجاتخواه منی
هوش مصنوعی: به کسی که به او مینگرم، میگویم که تو دلیل و راهنمای من هستی. هر جا که بروم، به دنبال نجات و رهایی از مشکلات هستم و تو میری به من کمک کنی.
جز از تو جیحون ندید دیار و دیّارها
هوش مصنوعی: تنها از توست که جیحون و سرزمینهای دیگر را ندیدم.
دانم مدح تو را ز فکر من برتریست
گرفتم از خود مرا به شعر پیغمبریست
هوش مصنوعی: من میدانم که ستایش تو از تفکر و فکر من برتر است، زیرا من از خودم، شعرهایی مانند شعر پیامبر را گرفتهام.
مدایحت را ظهور ز مصحف داوریست
ولی به یاران تو چو لافم از داوریست
هوش مصنوعی: مدح و ستایش تو به خاطر قضا و قدر الهی است، اما در کنار تو به من بخشش و رحمت نیاز است.
هر یک از من ثنات کرده طلب بارها
هوش مصنوعی: هر یک از ما بارها تو را ستوده و درخواست کردهایم.
خاصه امیر فرخنده رای(؟)
که رخشند از صورتش معنی کیهانخدای
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف امیری با روحی شاد و خوشبخت اشاره دارد که چهرهاش نمایانگر عظمت و شکوه کائنات و خداوند است. او بهطور خاص، فردی با تدبیر و بینش عمیق است که نورانی و درخشان به نظر میرسد.
سایهٔ رایات وی مایهٔ فرّ همای
به تیغ لشکرشکن، به کلک کشورگشای
هوش مصنوعی: سایه پرچم او مایه فخر و سربلندی است، مانند تیغی که لشکر را میشکافد و کشور را فتح میکند.
فتح و ظفر را از اوست جلوهٔ رخسارها
هوش مصنوعی: پیروزی و موفقیت از چهرهها و سیمای او نشأت میگیرد.
سپهر از جان دخیل به پایهٔ تخت او
سست شود روزگار با نیت سخت او
هوش مصنوعی: آسمان در زمان سلطنت او تحت تأثیر قرار میگیرد و روزگار به خاطر اراده قوی و محکم او تغییر میکند.
البرز آرد تحف به گرز یک لخت او
طالع دشمن نرست ز پنجهٔ بخت او
هوش مصنوعی: کوههای البرز به مانند یک هدیه، زینتبخش هستند و اگر چالاکیها و قدرت او را به تنگ بیاورند، بخت و اقبال او اجازه نمیدهد که دشمنانش موفق شوند.
که خفتگان غافلند ز حال بیدارها
هوش مصنوعی: کسانی که در خوابند، از وضعیت بیداران بیخبرند.
به رزم گندآوران چو او هَماوَردجوست
صد فوج ار بنگری هر یک پیچان ازوست
هوش مصنوعی: اگر در جوی گندآوران همچون او بیفتی، صدها لشکر را ببینی که هر کدام به نوعی تحت تاثیر او هستند و به حالت پیچ و تاب درمیآیند.
نه پشتگرم از صدیق، نه سرددل از عدوست
در نظرش رمح خصم ناوک مژگان دوست
هوش مصنوعی: نه به خاطر دوستی فرد صادق احساس امنیت میکنم و نه از دشمنان دلی سرد و بیحوصلهام. در نظر او، تیرهای بیرحم خشم دشمنان و نگاه دلپذیر دوست مانند نیزهای مخرب هستند.
به گوش او کوس رزم نغمهٔ مزمارها
هوش مصنوعی: به گوش او صدای جنگ و نغمههای موسیقی میرسد.
ای به تو ذوالمنن ختمِ جمال و جلال
کرده قضا و قدر حکم ترا امتثال
هوش مصنوعی: ای زیبا و با عظمت، تو همه زیباییها و بزرگیها را به کمال رساندهای و سرنوشت و تقدیر به خاطر تو به طریق اطاعت و پیروی رفتار کرده است.
پیش تو کم از اناث حشمت و جاه رجال
قدر تو نارد به یاد کیفر بر بدسگال
هوش مصنوعی: در حضور تو، قدرت و عظمت مردان به اندازه زنان نیست. هرگز فراموش نکن که عواقب بدی برای کسانی که به تو آسیب میرسانند در انتظار است.
شیر نخواهد نمود طعمه ز مردارها
هوش مصنوعی: شیر هرگز خود را طعمه شکارچیان نمیکند.
گاه سخا در برت خطه و اقلیم چیست
طریف و تالد کدام سریر و دیهیم چیست
هوش مصنوعی: گاهی بخشندگی در سرزمین تو چه زیباست و کدام تخت و تاج ارزشمند است؟
ز دنیوی در گذر جنت و تسنیم چیست
طبع تو نشناختهست لعل چه و سیم چیست
هوش مصنوعی: از دنیا بگذر و به بهشت و چشمه تسنیم فکر نکن، زیرا روح تو هنوز زیباییهای واقعی و ارزشهای نفیس مانند لعل و نقره را نشناخته است.
لعل به خرمن دهی سیم به خروارها
هوش مصنوعی: دانههای قرمز و زیبا همچون لعل از خروارها به دست میآید.
دادگرا تا مرا رست لبان از لبن
گیتی از گفتهام ساخت پُر از دُر دهن
هوش مصنوعی: به من که دادگر هستی تا به من رستگار کنی، از لبان شیرینت چیزی به من بگو که باعث پر شدن دهنم از شیرینی و لذت شود.
مگر در اوصاف تو که ناید از من سخن
پیش تو مزجاه شد بضاعتم لیک من
هوش مصنوعی: تنها در خصوص ویژگیهای توست که من چیزی برای گفتن ندارم. هرچند که نمیتوانم در برابر تو چیز زیادی ارائه دهم، اما من هنوز هم وجود دارم.
خوشم که بر یوسفم یک از خریدارها
هوش مصنوعی: خوشحالم که من یکی از خریدارهای تو هستم.
کیست که در افتخار ز دل برد جوش من
که حلقهٔ بندگیت شد حلل گوش من
هوش مصنوعی: کیست که بتواند احساسات عمیق من را که به خاطر افتخار تو به وجود آمده، درک کند؟ زیرا این احساسات به قدری قویاند که مانند حلقهای در گوش من به بندگی تو درآمدهاند.
خصم نگیرد گرو ز پهنهٔ هوش من
مال همآغوش او کمال همدوش من
هوش مصنوعی: هیچ دشمنی نمیتواند به خوبی و هوش من آسیب بزند، چون در کنار او، تمام تواناییها و کمالات من هویدا است.
پَشکِ از آن جُعَل مشک ز عطارها
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که برخلاف ظاهر یا تصور اولیه، چیزهای بیاهمیت و کوچک، گاهی میتوانند خاصیت و ارزش بیشتری از آنچه که به نظر میرسد داشته باشند. به عبارتی، ممکن است آنچه که در ابتدا ناچیز به نظر میرسد، در واقع ویژگیهای مثبت و جالبی داشته باشد.
تا به بهاران بوَد دور گل بسدی
تا ز نسایم شود دل به چمن مهتدی
هوش مصنوعی: تا وقتی که بهار باشد، گل را نگاه میدارم تا اینکه دل من به محبت و خوبی تو آشنا شود و آرامش یابد.
تا به سپهر دمن لاله کند فرقدی
زابرِ کفت مُلک را خرّمیِ سرمدی
هوش مصنوعی: تا زمانی که در آسمان دمنوش لاله (یعنی گل لاله) وجود دارد، ستارهی فرقد (یعنی دو ستارهی نزدیک به هم) و ملک (قدرت و سلطنت) در خوشی و سرسبزی خواهند بود.
ز چهرت آمال را شگفته گلزارها
هوش مصنوعی: از زیبایی تو درختان گلزارها به شکوفه درآمدهاند.