برگردان به زبان ساده
سپهر مجد و معالی رضاقلی که هلال
بساغر تو خط مهجتی فداک سپرد
هوش مصنوعی: در آسمان بزرگی و افتخار، رضاقلی مانند هلالی است که در ظرفی نور خود را به گردن معشوقش میافکند. این نور به عنوان نمادی از عشق و ارادت اوست.
بهر زمین که زجام تو قطره افتاد
چه طعنه ها که ازو سلسبیل وکوثر برد
هوش مصنوعی: هر بار که حتی یک قطره از جام تو بر زمین بریزد، چه زیباییها و نعمتهایی از آن به وجود میآید که مانند آبهای بهشتی و بهترین نعمتهاست.
سه چار روز بود کز سپهر مینائی
تهی است ساغر این بندهات زصاف وز درد
هوش مصنوعی: چند روزی است که آسمان آبی رنگی از شراب خالی شده و این فنجان بندهات از خلوص و درد پر شده است.
تهمتنی کن و امشب از آن سیاوش خون
بطی فرست که گردم بفر رستم گرد
هوش مصنوعی: مرا به اتهام متهم کن و امشب از خون سیاوش که بر زمین ریخته شده، برای من بفرست تا مثل رستم قوی و دلیر شوم.
اگر که حفظ بدن واجب است اندر شرع
به چاره کوش که من بی شراب خواهم مرد
هوش مصنوعی: اگر بدن را در دین حفظ کردن لازم است، پس باید به دنبال راهی باشی، چون من بدون شراب نمیتوانم زندگی کنم.