برگردان به زبان ساده
زهی نور رخت شمع دل من
وصالت از دو عالم حاصل من
هوش مصنوعی: شمع دل من به نور روی تو روشن شده و از عشق تو در این دو جهان به حقیقتی بزرگ دست پیدا کردهام.
بسی بی ماه رویت، صبر کردم
بسی از انتظارت غصه خوردم
هوش مصنوعی: مدت زیادی منتظر رویت بودم و برای دیدنت خیلی غصه خوردم.
بسی شبها سرشک از چشم پرخون
دوانیدم به هر جانب چو گلگون
هوش مصنوعی: بسیاری از شبها اشکهای خونینم را به هر طرف ریختم مانند گلی که رنگش به قرمزی میزند.
که اینک سوی شبدیزت رسیدم
غلط بود آنکه خود گردت ندیدم
هوش مصنوعی: اینک به تو نزدیک شدم و احساس میکنم که قبلاً نباید به تو بیتوجهی میکردم و نمیبایست گرد و غبارت را نادیده میگرفتم.
مرا مقصود از عالم تو بودی
وگر شادی و گر غم هم تو بودی
هوش مصنوعی: من هدف و مقصودم در این دنیا تو بودی و اگر شادی بود یا غم، باز هم تو بودی.
اگر در کعبه رفتم گر سوی دیر
به هر جانب که کردم در جهان سیر
هوش مصنوعی: اگر به کعبه بروم یا به معبد، در هر طرفی که بروم و در دنیا بگردم، باز هم به خدا و حقیقت نزدیک میشوم.
به بالای بلندت ای خداوند
به رخسارت که به زان نیست سوگند
هوش مصنوعی: ای خداوند بزرگ، به زیبایی چهرهات سوگند میخورم که به زانو درنخواهم آمد.
که هر جانب که روز و شب رسیدم
ندیدم جز رخت در هر چه دیدم
هوش مصنوعی: هرکجا که رفتم و زمان گذشت، فقط تو را دیدم و هیچ چیز دیگری ندیدم.
تو ای دل گر غمی دیدی مگو هیچ
که ضایع نیست در درگاه او هیچ
هوش مصنوعی: اگر دلی غمی را تجربه کرده، نباید هیچ چیزی بگوید، زیرا در درگاه او هیچ چیز بیارزش نیست.
ز روی زرد و اشک ار یافتم رنج
شدم زان سیم و زان زر صاحب گنج
هوش مصنوعی: اگر از چهره زرد و اشکهايم رنج کشيدهام، به خاطر غم و اندوهی است که از آن جواهرات و ثروتها به دست میآورم.
نگویم دل ز هجران بی قرار است
که گلهای من از آن خارخار است
هوش مصنوعی: نمیگویم که دل به خاطر جدایی بیتاب است، زیرا گلهای من به خاطر تیرگی و درد دل آزار میبینند.
دلم کو بود از هجران به صد شاخ
ز زخم تیر غم سوراخ سوراخ
هوش مصنوعی: دل من از درد جدایی به شدت آسیب دیده و پر از زخمهای عمیق است.
کنون شادی به جای غم نهادم
به هریک زخم، صد مرهم نهادم
هوش مصنوعی: اکنون به جای ناراحتی، شادی را قرار دادهام و بر هر زخم، صد درمان گذاشتهام.
ز هجران گرچه دل بد پاره پاره
نمی نالم که وصلش کرد چاره
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از دوری او دل من بسیار آزار میبیند و پارهپاره شده است، اما من شکایتی ندارم؛ زیرا رسیدن به او راهی برای درمان دردهایم بود.
اگرچه عمری از هجران بسیار
به کنج غم نشستم رو به دیوار
هوش مصنوعی: هرچند مدت زیادی را در حسرت و دوری گذراندهام و تنها در دلتنگی و غم نشستهام، اما همچنان به دیوار نگاه میکنم.
کنون الحمدلله ای دلارام
که می بینم رخت بر بهترین کام
هوش مصنوعی: اکنون خدا را شکر میکنم ای محبوب که چهرهات را در بهترین حالت میبینم.
خم زلفت ز کارم بند بگشود
درآمد نیکی و شد هر چه بد بود
هوش مصنوعی: با افتادن خم زلف تو، مشکل من حل شد و همه چیز خوب پیش رفت و بدیها از بین رفت.
شب هجران من گردید کوتاه
برآمد یوسف وصل من از چاه
هوش مصنوعی: شب فراق من کوتاه شد و یوسف وصالم از چاه خارج شد.
برستم از شب هجران و محنت
به بخت من برآمد صبح دولت
هوش مصنوعی: من از شب تاریک فراق و درد عبور کردم و اکنون صبح خوشبختی و پیروزی به سراغم آمده است.
قدم اقبال، در کوی من آورد
سعادت روی با روی من آورد
هوش مصنوعی: با آمدن خوشبختی، قدم رنج و زندگی به کوچه و خیابان من رسید و رو در روی من قرار گرفت.
زمان هجر و ناکامی به سر شد
غمی گر بود از خاطر به در شد
هوش مصنوعی: زمان دوری و ناامیدی به پایان رسید. اگر اندوهی بود، از ذهنم پاک شد.
نکیسا چون فرو خواند این غزل باز
درآمد باربد دیگر به آواز
هوش مصنوعی: نکیسا، وقتی این شعر را خواند، باربد دوباره با صدای خود به اجرا پرداخت.