برگردان به زبان ساده
اگر خواهی که یابی عالم صبح
شبی کن روز، بهر یک دم صبح
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به راز و دانایی دست پیدا کنی، باید در شب تاریک به جستجوی حقیقت بپردازی تا در هر صبح، به نور و آگاهی برسید.
شبی روز از در عشق و صباحی
به وصلش یا رب از هجران فلاحی
هوش مصنوعی: شبی از راه عشق به او رسیدم و صبحی با وصالش خوشحال شدم. ای خدا، از دوریاش نجاتم بده.
درون تیرگی آب حیات است
چراغ صبح نور کاینات است
هوش مصنوعی: در دل تاریکی آب، زندگی وجود دارد و نور صبح روشنایی تمامی موجودات را به ارمغان میآورد.
منال از شب که می باشد معین
ز بعد ظلمت شب، صبح روشن
هوش مصنوعی: از شب ناامید نباش، زیرا پس از تاریکیهای شب، صبحی روشن و امیدبخش خواهد بود.
چو مرغ شب، شبی در ذکر کن روز
سحر شمعی در آن ظلمت برافروز
هوش مصنوعی: مثل یک پرنده شب، شبی را به یاد خدا بگذران و در صبح زود، شمعی را در آن تاریکی روشن کن.
به نور صبح شو دور از شب غم
برآ، چون مهر و روشن ساز عالم
هوش مصنوعی: به صبح روشن و خوشایند تبدیل شو و از شبهای غمانگیز فاصله بگیر، مانند خورشید که جهان را روشنی میبخشد.
خوش آن شبرو که می بیند کماهی
به نور صبح از مه تا به ماهی
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که در شب تار، مانند ماهی که در نور صبح میدرخشد، پیشرفت و روشنایی را میبیند.
به وقت صبح ذاکر شو که بی قیل
بود ذرات در تسبیح و تهلیل
هوش مصنوعی: در صبحگاهان یاد خدا را فراموش نکن، چرا که تمام ذرات وجود در ذکر و ستایش او مشغولند و در آرامش هستند.
چو صبح آید برو رو با خدا کن
دمی از خواب غفلت چشم واکن
هوش مصنوعی: وقتی صبح فرا میرسد، با خداوند صحبت کن و لحظهای از خواب غفلت بیدار شو.
کن استغفار و بگدار از مناهی
که بخشندت هر آن چیزی که خواهی
هوش مصنوعی: اگر از گناهان خود پشیمان شوی و از آنها دست بکشی، خداوند هر آنچه را که میخواهی به تو عطا خواهد کرد.
در آن انده شب شیرین چو شد روز
به بخت او برآمد صبح فیروز
هوش مصنوعی: در آن شب سخت و تلخ، هنگامی که روز روشن شد، شانس او به ظهور رسید و صبحی خوش به وجود آمد.
دلش شد همچو صبح از گرد شب پاک
نهاد از خاکساری روی بر خاک
هوش مصنوعی: دل او مانند صبح گاهی صاف و روشن شد و از تیرگی شب رها گشت و به خاطر خضوعش، چهرهاش را از خاک برطرف کرد.
زبان بگشاد و گفت از دل الهی
برون بر، کشتی ام را زین تباهی
هوش مصنوعی: او زبانش را باز کرد و از عمق دلش گفت: ای خدا، کشتی من را از این ویرانی نجات بده.
بگیرم دست و بازم خر ز غرقاب
که در بحر غمم از سرگذشت آب
هوش مصنوعی: من دستت را میگیرم و دوباره به زندگی برمیگردیم تا از ناامیدی و غمهایمان خارج شویم، چون در دریای غم و اندوه خود غرق شدهام.
به سوز سینه مردان آگاه
به جاه و حشمت خاصان درگاه
هوش مصنوعی: مردان دانا و آگاه، در دل خود درد و سوزی دارند که نشاندهندهی مقام و بزرگی ویژهی خاصان درگاه است.
به آه و ناله عشاق دلسوز
به مشتاقان دیدارت، شب و روز
هوش مصنوعی: عاشقان به خاطر دوری از معشوق، شب و روز با درد و فراق خود ناله و زاری میکنند و دلهای شاد و دلسوزی برای کسانی که مشتاق دیدار تو هستند، دارند.
به مظلومان محنتها کشیده
به محرومان کام دل ندیده
هوش مصنوعی: مظلومان در زندگی خود رنجهای زیادی را تحمل کردهاند و محرومان هرگز به خواستهها و آرزوهای خود نرسیدهاند.
به یک جا مانده بند و بلایت
به مجروحان زخم ابتلایت
هوش مصنوعی: در یک نقطه، گرفتار ماندهام و درد و رنج تو به مجروحانی که زخم مشکلاتت را دارند، منتقل شده است.
به گمراهان از راه اوفتاده
به بی چشمان در چاه اوفتاده
هوش مصنوعی: به کسانی که در مسیر خود گم شدهاند و مانند کسانی که در چاه بدون دید غوطهور شدهاند، اشاره شده است.
به مهجوران کوی دردمندی
به محبوسان چاه مستمندی
هوش مصنوعی: در قلب شهر، کسانی هستند که به خاطر درد و رنجی که دارند، تنها و رنجورند. مانند افرادی که در چاهی محبوس شدهاند و احساس تنهایی و یأس میکنند.
به بیماران شب در تب گذشته
به ماتم دیدگان شب گذشته
هوش مصنوعی: در شب گذشته، بیماران در تب رنج میبردند و چشمانشان غمگین و اشکآلود بود.
به آب چشم طفلان بلاکش
به ضعف حال پیران جفاکش
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به توصیف حال و روز افرادی میپردازد که در شرایط سخت و دشواری به سر میبرند. او به اشکهای کودکان بیپناه و نیز به وضعیت ناتوان و رنجور سالمندان اشاره میکند. این توصیف نشاندهندهی بیعدالتی و دردهای انسانی است که بر دوش این افراد قرار دارد.
به غمگینان بر سر خاک مانده
ز ماتمها گریبان چاک مانده
هوش مصنوعی: افرادی که به خاطر اندوه و ناراحتی از دست دادن عزیزانشان بر سر قبرشان آمدهاند، هنوز در گریه و بیتابی به سر میبرند و زندگیشان تحت تأثیر این رنجها قرار دارد.
به قبض مفلسان اندر گه بام
به اندوه غریبان در دم شام
هوش مصنوعی: در ساعات شب که به دلخوشی و آرامش نزدیک میشویم، افرادی که در تنگدستی به سر میبرند و غریبان، همچنان در افکار و نگرانیهای خود غرق هستند.
به غواصان دریای معانی
به سلطانان ملک بی نشانی
هوش مصنوعی: این شعر به تقدیر و تمجید از افرادی میپردازد که در دنیای عمیق و پیچیده معانی و مفاهیم غوطهورند و به نوعی، با استفاده از درک عمیق خود، به مقام و جایگاهی بلند در بین مردم دست یافتهاند. آنها کسانی هستند که در جستجوی حقیقت بوده و به درک و شناختی عمیق از زندگی و دنیا دست یافتهاند.
به تاج سروران ملک معنی
به نور رهبران دین و دنیی
هوش مصنوعی: این بیت به منظور بیان اهمیت و ارزش رهبری در زندگی انسانها است. در آن تأکید شده که تاج و زینت سروران و حکمرانان از درک صحیح و روشنی که رهبران دین و دنیا به ارمغان میآورند، ناشی میشود. بیتردید رهبری صحیح و الهامبخش به انسانها کمک میکند تا به سوی سعادت و راه درست هدایت شوند.
به گنج سینه شاهان عاشق
به درویشی درویشان صادق
هوش مصنوعی: عشق و محبت واقعی در قلبهای باصفا و خالص، نهفته است و درویشان واقعی، کسانی هستند که به این راز آگاهند.
به سیاحان که بر هر کس نه پیداست
به جاسوسان دلها از چپ و راست
هوش مصنوعی: به مسافران و گردشگران که در ظاهر هر کسی را نمیشناسند، اما به جاسوسان و ناظرانی که دلها را از همه جا رصد میکنند، اشاره میکند.
به زهاد و به عباد و به ارشاد
به ابدال و به اقطاب و به اوتاد
هوش مصنوعی: به زاهدان و عابدین، به راهنمایان و به ابدال (افراد خاص و برگزیده)، به اقطاب (شخصیتهای برجسته معنوی) و به اوتاد (افرادی که در عالم روحانی قدرتمند و پایدارند).
به سر جان تنهایان بی کس
که در این غم به فریاد دلم رس
هوش مصنوعی: به سراغ دلهای تنها و بیکس برو که در این غم، به فریاد من نیاز دارند.
خلاصم بخش ازین درد جدایی
وزین تاریکی ام ده روشنایی
هوش مصنوعی: از این درد جدایی نجاتم بده و از این تاریکی، روشنی به من عطا کن.
مگردان بیش ازین از غم ملولم
قبولم کن اگر چه ناقبولم
هوش مصنوعی: دیگر مرا از غم و اندوه خسته نکن. پذیرای من باش، هرچند که ممکن است نپذیری.
ز زاریها که شیرین کرد آن شب
برآمد از فلک فریاد یا رب
هوش مصنوعی: از نالهها و گریههایی که آن شب شیرین کرد، فریادی از آسمان بلند شد که ای پروردگار.
زد آن شب ناله چندان برزمانه
که آمد تیرش آخر برنشانه
هوش مصنوعی: در آن شب، به حدی ناله و فریاد بلند شد که سرانجام، تیرش به هدف رسید.