برگردان به زبان ساده
چو دیو شب برآمد از تنش جان
یکایک شد پری هر گوشه پنهان
هوش مصنوعی: وقتی شب مانند دیوی تاریک آمد، روح هر موجودی از بدنش جدا شد و در گوشهای پنهان گشت.
فسون خوان سحرگه از دم سرد
پریها را همه در شیشه ای کرد
هوش مصنوعی: در صبح زود، جادوگر با صدای دلنواز خود پریها را به خواب برد و آنها را در یک شیشه محبوس کرد.
دگر ره رفته بد شاپور از پیش
که بنماید بدان مه صنعت خویش
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که شاپور دیگر راهی را نمیپیماید و حالا مهارت و هنر خود را به نمایش میگذارد. تمام تواناییها و استعدادهای او به وضوح و آشکارا میشود و نشاندهندهی دستاوردهای او در زمینه هنر و صنعت است.
همان تمثال را دیگر بیاراست
به سروی کرد همچون قامتش راست
هوش مصنوعی: مجسمهای که قبلاً ساخته شده بود، دوباره با زیبایی تزیین شد و به قدی افراشته و راست مانند قامت او تبدیل گردید.
رسیدند آن بتان دیگر سواره
همی کردند هر جانب نظاره
هوش مصنوعی: آن معشوقان زیبا در حالیکه سوار بر اسب بودند، در هر طرف به تماشای اطراف مشغول بودند.
گهی گفتند و گاهی می شنودند
به هر غم زان نشاطی می فزودند
هوش مصنوعی: گاهی سخنانی میگفتند و گاهی هم به آنها گوش میدادند، و هر بار که درباره ناراحتیها صحبت میکردند، از آن شادیای به دست میآوردند.
که ناگه دست غیب از جیب گردون
دگر ره صورتی آورد بیرون
هوش مصنوعی: به طور ناگهانی، از دستانی پنهان در آسمان، صورت جدیدی به وجود آمد.
دگر در آن زمین پر ریاحین
به لب تنگ شکر یعنی که شیرین
هوش مصنوعی: در آن مکان که پر از گل و گیاه است، وقتی به لب تنگ شکر میرسد، به معنای شیرینی و لذت است.
زخواب ناز چون بگشاد چشمش
بدان صورت دگر افتاد چشمش
هوش مصنوعی: وقتی از خواب شیرین بیدار شد، چشمش به جهانی دیگر و صورتی نو افتاد.
تو گفتی مرغ روحش کرد پرواز
به جوش آمد همه خون در رگش باز
هوش مصنوعی: تو گفتی که روحش مثل پرندهای به پرواز درآمد و همهی خون در رگش به جوش و خروش افتاد.
فروغی بس بود پروانه ای را
خیالی بس بود دیوانه ای را
هوش مصنوعی: برای یک پروانه، تنها یک پرتو نور کافی است تا به آن امید و انگیزه ببخشد، و یک دیوانه نیز به یک خیال بسنده میکند تا در دنیای خود غرق شود.
به یاران گفت کاین صورت دگر چیست
بگویید آخرم کاین صورت کیست
هوش مصنوعی: به دوستانش گفت: این چهرهی جدید چیست؟ لطفاً بگویید این چهره از آن کیست؟
چه افتاده ست آه این سرزمین را
به خوابم خواب می بینم من این را
هوش مصنوعی: در این سرزمین چه بلایی آمده که خوابهایم پر از ناراحتی و غم است، و من این واقعیت را در خوابهایم مشاهده میکنم.
به یاری گفت آن صورت بیاور
که گیرم یک دمش چون عمر در بر
هوش مصنوعی: به کمک آن زیبایی بیایید تا لحظهای از حضورش را مانند یک عمر در آغوش داشته باشم.
که تا دیده بدان صورت گشودم
چه معنیها از آن صورت نمودم
هوش مصنوعی: زمانی که چشمانم بر آن چهره باز شد، معانی زیادی از آن تصویر دریافت کردم.
جوابش داد یار از عین مستی
که معنی جو بمان صورت پرستی
هوش مصنوعی: یار در حال بیخبری و مستی به سوالش پاسخ داد. او نشان داد که جوهرهٔ واقعی عشق و رابطه، چیزی فراتر از ظواهر و عشق به صورت است.
ز پیشش برد آن صورت نهان کرد
که این بازی بود یک دم توان کرد
هوش مصنوعی: او زیبایی پنهانش را از نظر دور کرد و به این ترتیب نشان داد که این بازی فقط برای یک لحظه میتواند ادامه داشته باشد.
به گردش، اسم اعظم کرد بنیاد
که بازیگر پری شد با پری زاد
هوش مصنوعی: خداوند با قدرت خود، جهانی فراهم کرد و به این ترتیب، موجوداتی روحانی و زیبا خلق کرد که در زندگی به بازی و درگیر شدن با یکدیگر میپردازند.
از آنجا رخت بربستند در دم
همی خواندند گردش اسم اعظم
هوش مصنوعی: از آنجا به سرعت رفتند و در همان لحظه نام بزرگ را با صدای بلند میخواندند.
شباهنگام کاین زاغ سیه پر
به کین خورد از کمین خون کبوتر
هوش مصنوعی: در شب، زاغ سیاه به خاطر حسد و کینهای که دارد، به ناگهان به کبوتر حمله میکند.
تذروان در خرامیدن فتادند
به صحرایی از آن به رو نهادند
هوش مصنوعی: آنها در حال راه رفتن و حرکت به سوی دشت بودند و از آنجا به سمت دیگری رفتند.