برگردان به زبان ساده
سقاک الله ای دیار
که از دور روزگار
هوش مصنوعی: درود بر تو ای سرزمین که از دور به یادگار ماندهای.
تهی مانده ای ز یار
من و جان بی قرار
هوش مصنوعی: تو از دوست من خالی هستی و جانم بیقرار است.
به گرد تو اشکبار
چه پنهان چه آشکار
هوش مصنوعی: در اطراف تو، اشکها جریان دارند؛ نه فقط به صورت پنهانی، بلکه به وضوح و نمایان.
چو ابری که در بهار
کند گریه بر چمن
هوش مصنوعی: مثل ابری که در بهار بر روی چمنها باران میبارد و آنها را خیس میکند.
به هر منزل و مقام
که آن سرو خوشخرام
هوش مصنوعی: در هر جا که آن درخت خوشبو و زیبا حضور دارد، حالتی خاص و دلنشین به آن مکان میبخشد.
به یاران نشسته رام
به عشرت گرفته جام
هوش مصنوعی: با دوستان دور هم نشستهایم و از زندگی لذت میبریم و جام مینوشیم.
وزان جام شادکام
به جایی نهاده گام
هوش مصنوعی: از آن جام شادمانی گامهایی را به جلو برداشتهام.
برآنجای صبح و شام
نهم روی خویشتن
هوش مصنوعی: هر صبح و شام، به جایی میروم که خودم را بشناسم و بر خودم تکیه کنم.
درین دلگشا محل
چو فردوس بی بدل
هوش مصنوعی: در این مکان زیبا و دلپذیر، همچون بهشتی بینظیر وجود دارد.
ز دوران پر حیل
چه بینم بجز خلل
هوش مصنوعی: در این دنیا پر از فریب و نیرنگ چه چیزی جز نقص و کاستی میبینم؟
کنم تا برد اجل
سر رشته امل
هوش مصنوعی: من تلاش میکنم که تا زمان مرگم، امید و آرزوهایم را مدیریت کنم.
گهی ناله بر طلل
گهی گریه بر دمن
هوش مصنوعی: گاهی بر بلندیها ناله میزنم و گاهی بر دمنوشها گریه میکنم.
به هر جا زمین نشین
شد آن یار نازنین
هوش مصنوعی: هر جا که آن معشوقهی دلنشین حضور داشته باشد، زمین و زمان تحت تأثیر وجود او قرار میگیرد.
به چشم من غمین
که دارد به تیغ کین
هوش مصنوعی: چشمانم غمگین هستند مانند تیغی که برای انتقام تیز شده است.
به جانم غمش کمین
خس و خار آن زمین
هوش مصنوعی: درد دل من به خاطر مشکلات و رنجهای آن سرزمین است که در دل من جاودانه مانده است.
به از سرو و یاسمین
به از سنبل و سمن
هوش مصنوعی: بهتر از درختان سرو و گل یاسمن، چیزهای دیگری وجود دارند که ارزش بیشتری دارند.
دلی دارم ای نسیم
ز هجران او دو نیم
هوش مصنوعی: دلم به خاطر جدایی او دو نیم شده است، ای نسیم.
چو هر بزم را ندیم
تویی ناکشیده بیم
هوش مصنوعی: هر مهمانی که برگزار شود، تو هستی که ترس و نگرانی را از میان میبری.
گذر کن بر آن حریم
که آن مه بود مقیم
هوش مصنوعی: به آن مکان که آن ماه در آنجا سکونت دارد، عبور کن.
درآن روضه نعیم
بگو شرح حال من
هوش مصنوعی: در آن باغ خوشبختی، قصه زندگیام را بازگو کن.
چو آن یار دل گسل
به قتلم دهد سجل
هوش مصنوعی: وقتی که آن معشوق دلفریب به من ضربهای میزند، گویی سرنوشت من را رقم میزند.
وزآن قتل تنگدل
به رفتار معتدل
هوش مصنوعی: از آن قتل، دلهای حساس و زجرکشیده به راهی متعادل و آرام هدایت میشوند.
به خاکم رسد خجل
به جانش کنم بحل
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر میگوید که اگر پای او به خاک بیفتد، او به زودی از آن خجالت میکشد و این احساس را به جانش منتقل میکند. به عبارتی، او در بیان احساس شرم و خجالت خود نسبت به وضعیتش میپردازد و نشان میدهد که این احساس عمیقاً بر او تأثیر گذاشته است.
ز شوقش چو گل ز گل
زنم چاک پیرهن
هوش مصنوعی: به خاطر عشق او، مانند گلی که لباسش را پاره میکند، من نیز لباس خود را پاره میکنم.
درین خطه خطر
حذر جامیا حذر
هوش مصنوعی: در این منطقه باید احتیاط زیادی داشته باشید و از خطرات دوری کنید.
که با طبع نکته ور
کنی دعوی هنر
هوش مصنوعی: اگر با ذوق و دقت به کار خود بپردازی، میتوانی هنر و قابلیتهای خود را به خوبی اثبات کنی.
به کف چو نبودت زر
سخن گر شود گهر
هوش مصنوعی: اگر در دست تو طلا نیست، صحبت کردن هم مانند مروارید نخواهد بود.
کجا یار سیمبر
نهد گوش بر سخن
هوش مصنوعی: کجا میتوان یار زیبا را پیدا کرد که به صحبتهای من گوش کند؟