برگردان به زبان ساده
حبذا منزلی که چرخ برین
به تماشای اوست رو به زمین
هوش مصنوعی: چه خوب است که خانهام زیر نظر آسمان است و چرخ فلک به تماشای آن میپردازد.
می گشاید به دیدنش شبها
ز اختران چشمهای عالم بین
هوش مصنوعی: هر شب با نگاه کردن به ستارهها، چشمان آگاه و بینا را به دیدار او میکشاند.
دورها شد که با هزاران چشم
هیچ جا منزلی ندیده چنین
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که با وجود هزاران چشم، هیچ کجا را نمیبینم که اینطور غیرقابل دسترس و بیمنزل باشد.
بر برون روضه هابهشت آسا
در درون برجها سپهر آیین
هوش مصنوعی: به بیرون باغهای بهشتی برو و در درون برجهای آسمان، زیبایی و شگفتی را مشاهده کن.
برجهایش ز اختران روشن
چون دل عارفان به نور یقین
هوش مصنوعی: برجهایش مانند ستارگان روشن است، همانطور که دل عارفان از یقین نورانی است.
پاسبان چون نهد به بامش پای
سر او بگذرد ز علیین
هوش مصنوعی: زمانی که نگهبان بر بام بنشیند، سر او از جایگاههای عالی عبور خواهد کرد.
روی دیوار او چو صحن چمن
پر گل و سرو و لاله و نسرین
هوش مصنوعی: دیوار او مانند باغی سرشار از گلها، درختان سرو، لالههای زیبا و نسرینها است.
تخته های منقش دراو
لوح تعلیم کارخانه چین
هوش مصنوعی: تختههای زیبا و تزئین شدهام، نشانهای از آموزش و کار در کارخانه چین هستند.
تابه دانهاش روشنان باهم
جمع کرده به صورت پروین
هوش مصنوعی: در آسمان، ستارههای درخشان مانند پروین کنار هم جمع شدهاند.
بسته برآب و خاک نقش اورا
نقشبند خلقته من طین
هوش مصنوعی: در اینجا میگوییم که شکل و تصویر او بر روی آب و خاک نقش بسته است، و این نقشی که برآب و خاک ایجاد شده، سمبل خالق او است که او را از خاک ساخته است.
کوس رحلت زند ز دارالخلد
گر رسد صیت او به حورالعین
هوش مصنوعی: اگر نام او به بهشت برسد، فرشتهها بر سرای جاویدان او ناله و شیون میکنند.
حوض و فواره هاش جای به جا
موج زن چشمه سار ماء معین
هوش مصنوعی: حوض و فوارهها به طرز زیبایی قرار گرفتهاند و چشمهای جاری با آب زلال و روشن، در حال برخاستن و ایجاد موج است.
سوده گشت آستانش بس که سران
در سجودش همی نهند جبین
هوش مصنوعی: آستان او به قدری مورد احترام قرار گرفته که سران و بزرگان در برابرش به خاک افتاده و سجده میکنند.
زانکه آنجا رسیده گاه به گاه
قدم شهریار دنیی و دین
هوش مصنوعی: زیرا در آنجا لحظه به لحظه، قدمهای فرمانروای دنیای مادی و معنوی مشاهده میشود.
شاه سلطان حسین آن که سپهر
حکم او را بود رهی و رهین
هوش مصنوعی: شاه سلطان حسین، کسی بود که آسمان و تقدیر، تحت فرمان او بودند و او هم خود به نوعی تحت تاثیر آن قرار داشت.
در صف خیل خسروان ننشست
شهسواری چو او به خانه زین
هوش مصنوعی: در میان دلیری و شجاعت، هیچکس به پای شهسواری مانند او نمیرسد که در خانهاش نشسته است.
هست میراث او ابا عن جد
تخت شاهنشهی و تاج و نگین
هوش مصنوعی: او از نسل خاندان سلطنتی است و به میراث خود، شامل تخت شاهی، تاج و نگین، افتخار میکند.
می گریزد ز رمح او دشمن
آنچنان کز شهاب دیو لعین
هوش مصنوعی: دشمن از شمشیر او به شدت فرار میکند، مانند اینکه از شهاب یک دیو خطرناک بگرید.
تا نهد سربه خاک پاش نخست
سرنگون آید از مشیمه جنین
هوش مصنوعی: قبل از اینکه سر به خاک بگذارد، باید از اصل و نژاد خود به زیر بیفتد.
خصم نامرد او چه لایق آن
کش به شاهی فلک کند تعیین
هوش مصنوعی: دشمن نیکوکار چه مناسب است که برای او سرنوشت در شاهی آسمان تعیین کند؟
نوعروسیست ملک چابک وچست
کی سزد در حباله عنین
هوش مصنوعی: عروس زیبا و تند و چابک است، آیا سزاوار است که در دامان کسی بیفتد که ناتوان است؟
شعله افتد به عالمی چو زند
آتش تیغ او زبانه کین
هوش مصنوعی: وقتی که تیغ او درخشش کینه را نمایان کند، آتش و شعلهای به دنیا خواهد افتاد.
جامیا گرچه مدح شاه تو را
ملهم غیب می کند تلقین
هوش مصنوعی: ای جام، هرچند در ستایش شاه تو الهامی از غیب میگیری، اما این مسأله به تو تلقین میشود.
ورچه ارباب دین و اهل خرد
می کنند اندر آن تو را تحسین
هوش مصنوعی: اگرچه بزرگان دین و اهل دانش بر تو تمجید و تحسین میکنند،
به که از تو دعا رود به فلک
آنچنان کز جهانیان آمین
هوش مصنوعی: بهتر است که دعاهایت به آسمان برود آنچنان که دیگران هم برای آن آمین بگویند.
تا زهم نگسلد ز گردش دهر
سلک دور شهور و سیر سنین
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندگی و روزگار ما را از هم جدا نکند، باید ادامه دهیم و با گذر زمان و چرخههای سالها پیش برویم.
مگسلاد آنچنان ز یکدیگرش
هرگز اسباب عزت و تمکین
هوش مصنوعی: نباید آنچنان به یکدیگر آسیب بزنیم که باعث کاهش احترام و مقام یکدیگر شویم.
فضل حق ناصر و معنیش باد
انه خیر ناصر و معین
هوش مصنوعی: کمک و یاری خداوند همیشه با من باشد، که او بهترین ناصر و یاور است.