برگردان به زبان ساده
روباهی بهچنگ کفتاری گرفتار شد؛ دندان طمع در وی محکم کرد. روباه فریاد برآورد که «ای شیر بیشه زورمندی و ای پلنگ قله سربلندی! بر عجز و شکستگی من ببخشای و شکال این اشکال را از پای جهانپیمای من بگشای! من مشتی پشم و استخوانم، از خوردن من چه خیزد و در آزردن من که آویزد؟»
هوش مصنوعی: روباه به دام کفتار افتاد و کفتار به او چنگ انداخت. روباه با صدای بلند گفت: ای شیر قوی و ای پلنگ شکوهمند! بر ناچیزی و بدبختی من رحم کن و این مشکل را از سر من بردار! من تنها یک تکه پشم و استخوان هستم، از خوردن من چه سودی به تو میرسد و آسیب رساندن به من چه نفعی برایت دارد؟
هر چند از این مقوله سخن راند در وی نگرفت؛ گفت: «یاد آر حقی که مرا با توست، از من آرزوی مباشرت کردی، آرزوی تو را برآوردم، چند بار متعاقب با تو مباشرت کردم»
هوش مصنوعی: هرچند در مورد این موضوع صحبت نکرد، اما گفت: به خاطر حق و حقی که بین ماست به یاد داشته باش، تو از من خواسته بودی که با تو باشم و من آرزوی تو را برآوردم. چندین بار بعد از آن، با تو بودم.
کفتار چون این گفتار شنیع شنود آتش غیرت در وی بجوشید؛ دهان بگشاد که «این چه سخن بیهوده است و این واقعه کی و کجا بوده است؟» از وی دهانگشادن همان بود و از روباه رو در گریز نهادن همان!
هوش مصنوعی: وقتی کفتار این صحبت زشت را شنید، احساس غیرت در او برانگیخته شد و دهانش را باز کرد و گفت: "این چه سخن بیهودهای است و این اتفاق کی و کجا افتاده است؟" به محض اینکه دهانش را باز کرد، روباه فهمید و سریعاً از آنجا فرار کرد.
به قول خوش چو نیابی ز چنگ خصم رهایی
به آن بود که زبان را به ناخوشی بگشایی
هوش مصنوعی: اگر نمیتوانی از دست دشمن رهایی یابی، بهتر است که برای بیان سخن خود از کلمات ناپسند استفاده کنی.
چو قفل خانه بهآهستگی گشاده نگردد
پی شکستنش آن به که سوی سنگ گرایی
هوش مصنوعی: وقتی که در خانه قفل است و به آرامی باز نمیشود، بهتر است که به سمت سنگ بروی تا آن را بشکنی.