برگردان به زبان ساده
عاشقی که از دهشت حبیب دلتنگ بود و از وحشت رقیب پای در سنگ، آرزو می برد که کی باشد که آن ساده روی ریش برآورده باشد و پندار حسن از سر بیرون کرده تا بی تحاشی در خدمت او توانم بود و بی تکلف از صحبت او توانم آسود.
هوش مصنوعی: عاشقی که به خاطر محبوبش نگران و دلتنگ بود و از رقیبش ترس بر دلش نشسته بود، آرزو میکرد ای کاش روزی میرسید که آن محبوب سادهرو، حجابهای خود را کنار میزد و با خیال راحتی میتوانست در خدمت او باشد و بیزحمت از صحبتش لذت ببرد.
شنودم که چون موی از روی او برآمد و تازگی جمال آن پسر به سر آمد او نیز چون دیگران از راه تمنای او بنشست و دیده از تماشای او بربست. با وی گفتند: این خلاف آن است که می گفتی. گفت: من چه دانستم که این صید به هویی بخواهد گریخت و این قید به مویی بخواهد گسیخت.
هوش مصنوعی: شنیدم که وقتی موهای آن پسر شروع به درآوردن کرد و زیباییاش کمکم از بین رفت، او نیز مانند دیگران به خاطر تمایلش به او، از تماشای او دست کشید. وقتی از او پرسیدند: این برخلاف چیزی است که تو میگفتی. او پاسخ داد: من چه میدانستم که این شکار به خاطر یک مو خواهد گریخت و این قید به خاطر یک مو خواهد گسست.
در لغت خوانده ام که ریش پر است
پیش دانشور لغت پرداز
هوش مصنوعی: خواندهام که داشتن ریش نشانهی بزرگی و احترام در برابر فرد دانشمند و فرهیخته است.
لیکن آن پر کزو به وکر عدم
می کند مرغ نیکویی پرواز
هوش مصنوعی: پر مرغی که به خاطر وجود نیکویی، از عدم به پرواز در میآید.
رونق حسن تو رفته ست ای پسر
از نهال خشک سرسبزی مجوی
هوش مصنوعی: عزیزم، زیبایی تو رفته است، پس از یک درخت خشک، سرسبزی نخواهی یافت.
خط سبزت با سیاهی تیره شد
حرف پندار جمال از دل بشوی
هوش مصنوعی: خط سبز تو به خاطر تاریکی و مشکلات، تحت تأثیر قرار گرفته است. حالا وقت آن است که افکار منفی را از دل خود پاک کردی و به زیباییها توجه کنی.
یک دو مویت کز زنخدان سرزده
کرده یکسانت به پیران دو موی
هوش مصنوعی: دو مویی که از گردن تو ریخته به یک اندازه است، به خاطر همین، از موهای پیران نیز به تو شباهت دارد.