برگردان به زبان ساده
دلا دیده دوربین برگشای
درین دیر دیرینه دیرپای
هوش مصنوعی: ای دل، چشمانت را باز کن و به این مکان قدیمی و پایدار نگاه کن.
ببین غور دور شبانروزیش
به خورشید و مه عالم افروزیش
هوش مصنوعی: نگاه کن چگونه شب و روز به دور خورشید و ماه میچرخند و آنها نور میافشانند.
نگویم قدیم است از آغاز کار
که باشد قدم خاصه کردگار
هوش مصنوعی: نمیگویم که این موضوع مربوط به زمانهای قدیم است، زیرا این کار مخصوص و خاص خداوند است.
حدوث ار چه شد سکه نام او
نداند کس آغاز و انجام او
هوش مصنوعی: اگرچه ظهور او از چه زمانی بوده، اما هیچکس نمیداند که نام او چیست و آغاز و پایان او چگونه است.
شب و روز او چون دو یغمایی اند
دو پیمانه عمر پیمایی اند
هوش مصنوعی: زندگی او به گونهای است که شب و روز مانند دو دزد عمرش را میدزدند و هر کدام به یک اندازه از زمان او میگیرند.
دو طرار هشیار و تو خفته مست
پی کیسه ببریدنت تیز دست
هوش مصنوعی: دو شخص ماهر و هوشیار در حال برنامهریزی هستند و تو در حالت خواب و غفلت در حال تجربه شادی و مستی هستی. آنها در کمین تو هستند تا به سرعت از تو چیزی بربایند.
ز نقد امانی تو را کیسه پر
به جان دشمن کیسه پر کیسه بر
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که از دارایی و ثروت خود به درستی استفاده کن و نگذار که این ثروت در دست دشمنان قرار گیرد. به عبارت دیگر، باید مراقب باشی که داراییهای خود را به هر کسی ندهی و در برابر دشمنان هوشیار باشی.
چو کیسه به سیم و زر آکنده است
دل کیسه داران پراکنده است
هوش مصنوعی: زمانی که کیسه پر از سکه و طلا باشد، دل افرادی که کیسهدار هستند بیقرار و نگران است.
یکی جمع شو زین پراکندگی
تهی کن دل از کیسه آکندگی
هوش مصنوعی: با هم جمع شوید و از این پراکندگی دوری کنید، دل خود را از وابستگی به مال و ثروت خالی کنید.
به عبرت نظر کن که گردون چه کرد
فریدون کجا رفت و قارون چه کرد
هوش مصنوعی: به آنچه در طول تاریخ برای انسانها و حکام گذشته رخ داده است توجه کن، که چگونه تغییرات و سرنوشتها بر آنها تأثیر گذاشته است. فریدون که نماد بزرگی و عدالت بود کجا رفت و قارون که به ثروت و ظلم شناخته میشود چه سرنوشتی پیدا کرد.
پی گنج بردند بسیار رنج
کنون خاک ریزند بر سر چو گنج
هوش مصنوعی: برای پیدا کردن گنج، زحمتهای فراوانی کشیدهاند، اما اکنون بر سر آن گنج خاک میریزند و از آن غافل شدند.
پی عزت نفس خواری مکش
ز حرص و طمع خاکساری مکش
هوش مصنوعی: برای رسیدن به عزت نفس، اجازه نده که از روی حرص و طمع به ذلت و خواری بیفتی.
چه خوش گفت آن صوفی سفره دار
که نبود جهان جز یکی سفره وار
هوش مصنوعی: صوفی سفرهدار به زیبایی بیان کرده که در این دنیا هیچ چیز جز یک سفره و برکت آن وجود ندارد. در واقع، همه چیز در زندگی به هم وابسته است و همه ما در یک سفره از نعمتها و oportunidades سهم داریم.
ازین سفره بنگر که در مرگ و زیست
نصیب تو با این همه خلق چیست
هوش مصنوعی: به اطراف خود نگاه کن و ببین که در زندگی و مرگ، چه سهم و بهرهای از این دنیا داری در میان همه مردم.
نصیب تو زان نیست یک لقمه بیش
منه بهر آن رنج بر جان خویش
هوش مصنوعی: اقدام تو به خاطر یک لقمه بیشتر از زندگی، به زحمت و دردش نمیارزد.
اگر خواهدت از جگر خون چکید
نخواهد نصیب تو افزون رسید
هوش مصنوعی: اگر کسی برای تو از دل و جان زحمت بکشد و در عذاب باشد، در نهایت هیچ چیز بیشتری نصیبت نخواهد شد.
طلب را نمی گویم انکار کن
طلب کن ولیکن به هنجار کن
هوش مصنوعی: در جستجوی خواستههای خودت باش، اما به طور مناسب و متعارف آن را بیان کن.
به مردار جویی چو کرکس مباش
گرفتار هر ناکس و کس مباش
هوش مصنوعی: به دنبال چیزهای بیارزش و بیمعنا نباش و خود را در دام افراد نادرست نینداز.
پی لقمه چون سگ تملق مکن
به فتراک دونان تعلق مکن
هوش مصنوعی: به خاطر لقمهای به این مردم پست و بیارزش احترام نگذار و خودت را خوار نکن.
رهان گردن از بار غل طمع
فشان دامن از خار ذل طمع
هوش مصنوعی: از گردن خود بار سنگین طمع را بردار و دامن خود را از خار ذلت طمع پاک کن.
طمع پای دل را به جز بند نیست
طمع کار مرد خردمند نیست
هوش مصنوعی: امید و آرزو نمیگذارد که دل آدمی آزاد باشد و انسان عاقل نباید به آرزوها و طمعها وابسته شود.
طمع هر کجا حلقه بر در زند
خرد خیمه زانجا فراتر زند
هوش مصنوعی: هر جا که طمع و حرص سر برآورد، خرد و عقل انسان به آنجا نخواهد رفت و از آنجا فراتر خواهد رفت.
میامیز چون آب با هر کسی
میاویز چون باد در هر خسی
هوش مصنوعی: با دیگران مانند آب، با نرمی و آرامش رفتار کن و مثل باد، به راحتی با هر کسی ارتباط برقرار کن.
نیابی به جز ناکسی از کسان
نبینی به جز دیده ریش از خسان
هوش مصنوعی: هرگز کسی را نخواهی یافت که از دیگران بهتر باشد و جز اشخاص بیعرضه، کسی را نخواهی دید که در چشمانشان دلی از رنج و درد دیده شود.
خلاصی تو زآبرو ریختن
چه بخشد به مردم نیامیختن
هوش مصنوعی: خلص شدن از آبرو ریختن چه فایدهای دارد، وقتی که با مردم ارتباط برقرار نمیکنی؟
خوش آن کو درین لاجوردی رواق
ز آمیزش جفت طاق است طاق
هوش مصنوعی: خوش این است که در این فضای آسمانی و زیبا، به خاطر جفت شدن و هماهنگی شکلها و طرحها، فضایی دلنشین ایجاد شده است.
دلش بسته خویش و پیوند نیست
به سودای بیگانگان بند نیست
هوش مصنوعی: دل او به خودش وابسته است و هیچ ارتباطی با آرزوهای دیگران ندارد.
بود عیسی آساش همت قوی
به تنها نشینی و یکتا روی
هوش مصنوعی: عیسی به خاطر اراده و همت قویاش توانسته است با تنهایی و خلوص نیت به آرامش برسد و به شکلی یکتا و متمایز وجود داشته باشد.
نه زین دامگه بند بر گردنش
نه زین خاکدان گرد بر دامنش
هوش مصنوعی: نه از این جایی که هست، بر او بند نزنید و نه از این خاکی که زیر پای اوست، به دامنش گرد نپاشید.
کفش صفر و زان قدر او چون عدد
یکی گشته ده، ده رسیده به صد
هوش مصنوعی: کفشهای صفر نشان میدهد که فرد دارای امکانات و منابع ناچیزی است. اما به خاطر تلاش و زحماتی که کشیده، وضعیتش به حدی رسیده که مانند عدد یک به نظر میرسد. در نتیجه، اگرچه در آغاز تنها چیزی نداشت، اما با کوشش و پشتکار خودش به پیشرفتهای زیادی دست یافته و به مرتبهای رسیده که قابل مقایسه با عدد صد است.
ازان صفر بختش به فرخندگی
به هر گوش ازو حلقه بندگی
هوش مصنوعی: از خوشبختیاش، زنگ زنگی در هر گوش به نشانهی خدمتگزاری به او آویخته شده است.
ز گیتی به هر خشک و تر ساخته
ز هر آرزو سینه پرداخته
هوش مصنوعی: از جهانی که در آن زندگی میکنیم، همه چیز ساخته شده و هر آرزویی در دل انسان جا دارد.
نگشته چو گل پایبند خسان
نیاورده سر در کمند کسان
هوش مصنوعی: اگر انسان مانند گل به مسائل دنیوی وابسته نباشد، دیگران نمیتوانند او را در دام خود به اسارت بکنند.
ببندد ز پیرامن شهر بار
کشد گردن از منت شهریار
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که فردی از دور و بر شهر دوری گزیده و با افتخار و سربلندی اقدام به بار کشیدن میکند، به گونهای که خود را از دیگران متمایز و ارزشمند میداند. وجود این احساس به او این امکان را میدهد که در برابر خدای خود و در پیشگاه شاه احساس غرور کند.
بر اهل ولایت نیاید پدید
که تا ننگ والی نباید کشید
هوش مصنوعی: بر کسانی که در مسیر ولایت و راهنمایی هستند، به وضوح نخواهد آمد که آنها نباید بار ننگ و عیب والی یا رهبر را بر دوش بکشند.