برگردان به زبان ساده
شنیدم که این نکته را ساده ای
بپرسید روزی ز آزاده ای
هوش مصنوعی: روزی فردی سادهدل از شخصی آزاداندیش سؤال کرد که این نکته را شنیدم.
که بسیار مظلوم را دیده ایم
فراوان دعاهاش بشنیده ایم
هوش مصنوعی: ما بارها مظلومانی را دیدهایم که دعاهایشان را به وفور شنیدهایم.
یکی خصم را بسته غم نکرد
سر مویی از فرق او کم نکرد
هوش مصنوعی: شخصی که دشمنش را بسته است، هیچ نگرانی از او ندارد و حتی یک موی از سر او کم نشده است.
بگفت آن که سنگ از دمش موم نیست
اگر زیر تیغ است مظلوم نیست
هوش مصنوعی: آنجا که طعنهای به قدرت و ظلم میزند، میگوید کسی که به شدت تحت فشار و ظلم قرار دارد، مانند سنگی نیست که در برابر نیروها مقاوم باشد. اگر کسی تحت سلطه سختیها و ظلم است، به این معنی نیست که ضعیف و ناتوان است.
ستمکش اگر نی ستمگر بود
قبول دعایش مقرر بود
هوش مصنوعی: اگر ستمکش، ستمگر نمیبود، دعایش حتماً مستجاب میشد.
وگر شغل او هم ستم پیشگیست
دعای وی از کوته اندیشگیست
هوش مصنوعی: اگر کار او هم ظلم و ستم است، دعا و نیایش او ناشی از تنگنظری و کوتاهفکری اوست.
چو باشد دلش را سوی ظلم رو
نیاید دعایش فرو جز به رو
هوش مصنوعی: اگر دل کسی به ظلم و ستم راه پیدا کند، دعایش به جایی نمیرسد و تنها در ظاهر و به زبان خواهد بود.
درین ظلمت آباد پر گفت و گوی
بسی ظالمانند مظلوم روی
هوش مصنوعی: در این جای تاریک و پر از غوغا، گفت و گوی زیادی بین ظالمان و مظلومان در جريان است.
غلام از ستم چوب بر خر شکست
به پاداش آن خواجه اش سر شکست
هوش مصنوعی: غلام به خاطر ظلم و ستمی که دید، چوبی را بر سر الاغ زد و به این دلیل، خودِ خواجهاش نیز سرش شکست.
زد انبان آن بیوه را رخنه موش
برآورد گربه ز جانش خروش
هوش مصنوعی: موش از انباری که متعلق به آن بیوهزن بود، بیرون آمد و گربه از شدت عصبانیت او را صدا زد و به او اعتراض کرد.
بر آن مور گنجشک هم زور کرد
ازو دیگری معده معمور کرد
هوش مصنوعی: در این بیت، به تلاش و کوشش جالبی اشاره شده است. مور که موجودی کوچک و ضعیف است، با تمام قدرت خود سعی میکند در برابر گنجشک که موجودی بزرگتر و قدرتمندتر است، ایستادگی کند. اما در این میان، دیگران نیز هستند که از این تلاش بهرهبرداری میکنند و به نوعی نیازهای خود را برطرف مینمایند.
به طور کلی، این بیت نشاندهنده تلاش و ناامیدی در برابر چالشهاست و در عین حال بیانگر این است که برخی از افراد از تلاش دیگران سود میبرند.
نیابد امان دیگری نیز هم
ز چیزی شود پست و ناچیز هم
هوش مصنوعی: کسی که به چیزهای بیارزش و کم اهمیت وابسته است، نمیتواند از امنیت و آرامش برخوردار باشد.
همی رو چنین تا رسد سلسله
به جایی کز آنجا نشاید گله
هوش مصنوعی: به این صورت میتوان گفت که تا زمانی که به هدف مشخصی نرسی، نباید از مشکلات و چالشها گله و شکایت داشته باشی.
از آنجا همه عدل مطلق بود
حق محض و خیر محقق بود
هوش مصنوعی: از آنجا که همه چیز به عدالت مطلق وابسته است، آنجا حقیقت خالص و خیر واقعی وجود دارد.
چو آنجا رسیدی خموشی به است
ز هر گفت و گو تیز هوشی به است
هوش مصنوعی: وقتی به آنجا رسیدی، بهتر است سکوت کنی. در آنجا، هوشیاری و توجه بیشتر از هر صحبت و گفتگویی اهمیت دارد.
بیا ساقیا برگ عشرت بساز
مکن در به روی حریفان فراز
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیا و خوشیها را فراهم کن و در را به روی دوستان بسته نگذار.
که از دولت شه نه کاووس و کی
بگیریم جام و بنوشیم می
هوش مصنوعی: در اینجا به اشاره شده که برای دستیابی به شادی و لذت، نیازی به قدرت و مقام نیست، بلکه میتوان از رویدادها و لحظههای خوش زندگی بهرهمند شد.
بیا مطربا مرحبایی بزن
دعایی بگوی و نوایی بزن
هوش مصنوعی: بیا ای مطرب، خوشآمدی! ساز بزن، دعایی بکن و آهنگی بنواز.
که طبع شه از هر غم آزاد باد
به عدلش همه عالم آباد باد
هوش مصنوعی: آفرینش او از هر ناگواری رها باشد و به برکت عدل او، جهان آباد و پرخیر و برکت شود.