برگردان به زبان ساده
نیرنگ زن بیاض این راز
صورتگری اینچنین کند ساز
هوش مصنوعی: نقاشی که در کاغذ سفیدی کار میکند، به طور زیرکانهای رازهای خود را در هنر نمایش میدهد.
کان کعبه بی نظیر منظر
چون صورت چین بدیع پیکر
هوش مصنوعی: کعبه همچون یک منظره بینظیر است، مانند چهرهای زیبا و منحصر به فرد که دلفریب است.
یعنی لیلی مه حصاری
برج قمر از رخش عماری
هوش مصنوعی: این جمله توصیف زیبایی از یک دختر به نام لیلی است. او مانند یک دیوار محکم و زیبا است که چهرهاش مانند ماه درخشان میتابد. به عبارتی، زیبایی و جذابیت او باعث میشود که محبت و علاقه را به دیگران منتقل کند.
با شوهر خود چو سرکشی کرد
پاداش خوشیش ناخوشی کرد
هوش مصنوعی: زمانی که همسرش نافرمانی کرد، نتیجهی لذت و خوشحالیاش به ناخوشی تبدیل شد.
بر درج امل نداد دستش
وز برج امید پر شکستش
هوش مصنوعی: او هرگز به آرزوهایش نرسید و از امیدهایش ناامید شد.
با وی ورق مراد نگشاد
سر بر خط انقیاد ننهاد
هوش مصنوعی: با او به خواستهام نرسیدم و سر تسلیم را بر زیر بار نگذاردم.
مسکین زین غم ز پا درافتاد
بیمار به روی بستر افتاد
هوش مصنوعی: مردی بیچاره به خاطر این اندوه نتوانست برپا بایستد و بیمار شد و بر روی بستر افتاد.
آن وصل بلای جان او شد
سود اندیشی زیان او شد
هوش مصنوعی: آن ارتباط و وصلی که داشت، برایش دردسر و مشکلاتی به همراه داشت و فکر کردن به منفعتش، برایش زیان و ضرر ایجاد کرد.
وصلی که در آن نه یار یار است
بر عاشق ازان هزار بار است
هوش مصنوعی: هر رابطهای که در آن محبوب حضور نداشته باشد، برای عاشق بسیار دردآور و ناگوار است؛ حتی اگر هزار بار باشد.
از دور بهشت عدن دیدن
میوه ز ریاض او نچیدن
هوش مصنوعی: از دور بهشت عدن را میبینم، اما میوههای آن را از باغش نمیچینم.
بر دوزخیان عیش ناخوش
باشد بتر از عذاب آتش
هوش مصنوعی: برای کسانی که در جهنم هستند، زندگی راحتی وجود ندارد و این وضعیت برایشان بدتر از عذاب آتش است.
می بود ز خاطر غم اندیش
بیماری او زمان زمان بیش
هوش مصنوعی: مدتهاست که من به خاطر غم و اندوه بیماری او در حال نگرانی و فکر هستم.
از تاب تبش که بود سوزان
شد رشته نبض او فروزان
هوش مصنوعی: از شدت گرمی و حرارت او، نبضش به شدت میتپد و به نوعی زنده و روشن شده است.
زان گونه که نبض گیر را دست
چون نبض ز نبض او همی جست
هوش مصنوعی: شخصی مانند کسی که برای سنجش نبض به سراغ نبض دیگری میرود، با دقت و توجه به رفتار و احساسات او نزدیک میشود و از آنچه در درون او میگذرد آگاه میگردد.
انگشت به نبضش ار نهادی
چون شمع آتش در آن فتادی
هوش مصنوعی: اگر انگشتت را روی نبضش بگذاری، مانند شمعی خواهد بود که با روشنایی آتش روشن میشود.
آمد به سرش طبیب دانا
بر بردن رنج ها توانا
هوش مصنوعی: یک پزشک آگاه و ماهر به او مراجعه کرد تا بتواند آلام و دردهایش را برطرف کند.
بر صحت او دلیل می جست
قاروره چو دید دست ازو شست
هوش مصنوعی: وقتی که شیشه در دست او را دید، برای اثبات صحت آن، شروع به جستجو کرد و متوجه شد که دیگر نمیتواند آن را در دست داشته باشد.
گلنار فسرده برگ گشتش
قاروره دلیل مرگ گشتش
هوش مصنوعی: گل سرخ پژمرده و زرد شده، مانند شیشهای است که نشاندهنده مرگش شده است.
چون یک دو سه روز بود رنجه
مسکین به شکنج این شکنجه
هوش مصنوعی: چند روزی است که این معصوم در زیر بار غم و ناراحتی گرفتار شده و در حال رنج و عذاب است.
ناگاه عنایت ازل دست
بگشاد بر او شکنجه بشکست
هوش مصنوعی: ناگهان لطف و رحمت الهی به او رسید و از زحمت و رنج او کاسته شد.
از کشمکش نفس رهاندش
وز تنگی این قفس جهاندش
هوش مصنوعی: او را از مبارزه با نفس رهایی بخشد و از تنگنا و محدودیت این دنیا آزاد کند.
شد مرغش ازین مخیم خاک
پروازکنان به عالم پاک
هوش مصنوعی: پرندهاش از این چادر خاکی پرواز کرد و به دنیای پاک و پاکیزه رفت.
جان داد به درد و جاودان زیست
آن کو ندهد به درد جان کیست
هوش مصنوعی: کسی که جانش را در راه درد و رنج فدای عشق کند، همیشه و بهطور جاودانی زنده خواهد ماند. اما کسی که هیچ وقت به درد و رنج دیگران اهمیت نمیدهد، در واقع کیست؟
جانی که به درد برنیاید
در قالب مرد درنیاید
هوش مصنوعی: جانی که نتواند به کسی کمک کند و درد دیگری را برطرف کند، در واقع در قالب انسان هم نمیتواند به درستی عمل کند.
باشی به جهان به درد یکچند
وز وی ببری به درد پیوند
هوش مصنوعی: اگر در این دنیا کمی رنج بکشی، میتوانی از آن رنج به دلیلی بزرگتر به دیگران کمک کنی.
در بودن درد و در سفر درد
آوخ ز جهان درد بر درد
هوش مصنوعی: در زندگی همواره با درد روبرو هستیم و حتی در سفر نیز از آن رهایی نداریم، آه و نالهام از این جهان پر از درد و رنج است.
زین درد کسی کنار گیرد
کو پیشترک ز مرگ میرد
هوش مصنوعی: کسی میتواند از این درد رهایی یابد که پیش از دیگران از مرگ بترسد و به دنبال زندگی باشد.
زین مکمن درد خیز برخیز
زین دشمن پر ستیز بگریز
هوش مصنوعی: از این مکان پر از درد و رنج بر خیز و از این دشمن سرسخت دوری کن.
این رومی صبح و زنگی شام
طرارانند شوخ و خودکام
هوش مصنوعی: این رومیان در صبح، شاداب و معصوم هستند و در عصر، با حالتی جدی و قاطع به نظر میرسند. آنان در برخورد با دیگران سرزنده و جسور هستند.
آنت به درست زر فریبد
وینت به کف گهر فریبد
هوش مصنوعی: تو را با طلا فریب میدهند و من با جوهر گرانبها.
تا گنج ابد ز تو ستانند
در رنج مؤبدت نشانند
هوش مصنوعی: تا زمانی که به تو گنج جاودانی بدهند، در سختی و مشقت، نشانهای از خویش به یادگار خواهند گذاشت.
هان تا نخوری فریب ایشان
مغرور به زین و زیب ایشان
هوش مصنوعی: نکتهای مهم در اینجا وجود دارد؛ مراقب باش که به زیبایی و جذابیت ظاهر آنها فریب نخوری.
لیلی که ز درد و داغ مجنون
می داشت دلی چو غنچه پر خون
هوش مصنوعی: لیلی که به خاطر عشق و غم مجنون، دلش پر از درد و رنج است، مانند غنچهای است که خونین و پژمرده شده.
از مردن شو بهانه بر ساخت
وز خون دل خویشتن بپرداخت
هوش مصنوعی: با مرگ خود بهانهای درست کن و از دل خونین خود هزینهای بپرداز.
آهی که به سینه اش گره بود
در خرمن صبر شعله نه بود
هوش مصنوعی: آه و نالهای که در دلش نهفته بود، در میان انبوه صبرش هیچ شعلهای وجود نداشت.
در ماتم شو ز سینه بگشاد
واندوه نهان به باد بر داد
هوش مصنوعی: در اینجا شخصی از شدت غم و اندوه خود، سینهاش را باز کرده و در حال گریه و ماتم است. او این احساسات نهفته را با صدای بلند و با شدت بروز میدهد، انگار که آن اندوه را به باد میسپارد.
در گریه چو دوست دوست گفتی
درها به فراق دوست سفتی
هوش مصنوعی: وقتی در حال گریه بودی و دوستی به تو گفت که درها را محکم ببندی تا از دوست دور نشوی، نشاندهندهٔ عواطف عمیق و دوستی واقعیات است.
زان دوست غرض نه شوهرش بود
با خویش خیال دیگرش بود
هوش مصنوعی: دوست، هدفش از داشتن همسر، فقط خود او نیست و در پشت این رابطه، افکار و آرزوهای دیگری هم وجود دارد.
عمری به لباس سوگواری
بنشست به رسم عده داری
هوش مصنوعی: سالیان زیادی را در اندوه و عزاداری سپری کرد، به گونهای که به نوعی عادت کرده بود.
شب بستر غم فکنده می داشت
تا روز به گریه زنده می داشت
هوش مصنوعی: او در شب، در کنار غم خوابیده بود و تا صبح به خاطر غمهایش زنده مانده و به گریه ادامه میداد.
در روز به درد و سوز می بود
با آه جهان فروز می بود
هوش مصنوعی: در طول روز، با درد و سوز مواجه بود و با نالهاش، دنیا را روشن میکرد.
عشقش به درونه داشت خانه
شد ماتم شوهرش بهانه
هوش مصنوعی: عشق او به درون قلبش نفوذ کرده بود و حالا که شوهرش بهانهای برای غم و اندوهش شده بود، خانه را به حالت ماتم و غم و اندوه کشاند.
عمری به دراز گریه و آه
می کرد و زبان خلق کوتاه
هوش مصنوعی: او سالها به خاطر اندوه و درد خود گریه و نالیدن میکرد و دیگران نمیتوانستند چیزی بگویند یا از او بشنوند.