برگردان به زبان ساده
چون رفت کثیر آن هنرور
زان صیدگه اندکی فراتر
هوش مصنوعی: زمانی که کثیر، آن هنرمند، از آن مکان شکار دور شد، کمی بالاتر رفت.
آراسته دید مرغزاری
از باغ بهشت یادگاری
هوش مصنوعی: درختان و گلهای زیبا در باغی از بهشت، یادآور زیباییهای طبیعی هستند.
از سبزه زمین چو سبز مفرش
وز گل گل مختلف منقش
هوش مصنوعی: از زمین سبز، مانند فرشی سبزرنگ و از گلهای مختلف، به صورت زیبا و متنوع تزیین شده است.
یا مصحفی از زمردش حرف
از لاله بر آن وقوف شنگرف
هوش مصنوعی: مصحف گرانبهایی که از سنگ زمرد ساخته شده، و کلماتش مانند لالهای زیبا روی آن حک شده است.
یا خود ورقی بر آن ز زنگار
بنوشته الف الف به تکرار
هوش مصنوعی: اگر خودت برگی را از زنگار پاک کنی و بر آن بارها و بارها بنویسی «الف الف» را،
طفلان گیا مگر بهاران
بودند بر آن ز مشق کاران
هوش مصنوعی: کودکان مانند گیاهانی بودند که در بهار روییدهاند و به خاطر کار و تلاش معلمانشان رشد کردهاند.
یا خود زرهی نهفته در زنگ
پوشیده ز سبزه بر بدن تنگ
هوش مصنوعی: شاید در درون او زرهای وجود داشته باشد که به خاطر پوشش سبز رنگی که دارد، به سختی قابل شناسایی است.
تا تیر سحاب و ناوک برق
در سینه و تن نگرددش غرق
هوش مصنوعی: تا زمانی که تیرهای باران و نورهای برق به دل و جان انسان نفوذ نکنند، او غرق در احساسات نخواهد شد.
آورده ز جیب خاک لاله
بیرون ز عقیق تر پیاله
هوش مصنوعی: از خاک و طبیعت، گلی زیبا به نام لاله روئیده شده است و در دل این گل، گوهری ارزشمند و زیبا به شکل پیالهای از عقیق قرار دارد.
یا خود قدحی زلعل سیراب
پر نیزه ای از زمرد ناب
هوش مصنوعی: یا خود جامی از سنگ قیمتی که پر از نوشیدنی است، یا نیزهای از زمرد خالص.
کش باد به لعب خویش نازان
می گرداند چو کاسه بازان
هوش مصنوعی: باد با ناز و بازی خود مانند کاسهبازیها آن را به چرخش درمیآورد.
یا مشعله ایست بس فروزان
بی روغن و بی فتیله سوزان
هوش مصنوعی: این تصویر به یک مشعل بسیار روشن و درخشان اشاره دارد که بدون نیاز به روغن و فتیله، همچنان شعلهور و سوزان است. این توصیف نشاندهندهی نوری شدید و زنده است که به خودی خود و بدون وابستگی به منابع خارجی میتابد.
کز مشعله دار خرده بینش
محکم شده پای در زمینش
هوش مصنوعی: از آتشسوزی کوچک، پایش به زمین محکم شده است.
سوریش به یاسمن معانق
خیریش به یاسمین موافق
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی و هماهنگی میان رنگ و احساس اشاره دارد. به نوعی میتوان گفت که رنگ سورمهای با گل یاسمن ترکیب خوبی را ایجاد میکند و این هماهنگی به خوبی نمایان میشود.
نیل آورده بنفشه با میل
تا بر رخ نسترن کشد نیل
هوش مصنوعی: بنفشه با اشتیاق نیل را به دست آورده تا آن را بر روی صورت نسترن بکشاند.
گوگرد سرشت بود میلش
وان شعله نیلگون دلیلش
هوش مصنوعی: گوگرد ذاتش چنین است که به آتش میل دارد و آن شعلۀ نیلگون هم نشاندهنده همین نیروی درونی اوست.
نرگس همه دیده از کناره
می کرد به این و آن نظاره
هوش مصنوعی: نرگس به اطراف نگاه میکرد و با چشمانش به دیگران توجه مینمود.
سوسن همه تن زبان به هر سوی
می بود ازین و آن سخنگوی
هوش مصنوعی: سوسن همواره در حال صحبت کردن و بیان نظراتش است و به هر سمتی نظر میدهد و از چیزهای مختلف سخن میگوید.
در بازی و رقص نوغزالان
با یکدیگر چو خردسالان
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده که مانند بچهها، نوغزالان در حال بازی و رقصیدن با یکدیگر هستند.
گه این یک ازان ربوده لاله
گه آن یک ازین کشیده ناله
هوش مصنوعی: گاهی یکی از گلهای سرخ دزدیده میشود و به جایش یکی دیگر از گلها شکایت میکند.
لب سرخ ز سرخ لاله خوردن
پا سبز ز سبزه ها سپردن
هوش مصنوعی: لبهای سرخ مانند گلهای لاله است و پاهای سبز شبیه به علفها و چمنها هستند.
گشته رمه آهوان بسیار
از سبزه و گل مه چراخوار
هوش مصنوعی: چمن و گلزار پر از آهوان شده است که به آرامی در آنجا زندگی میکنند و از زیبایی طبیعت لذت میبرند.
لیکن رمه ای به قوت تگ
آزاده هم از شبان هم از سگ
هوش مصنوعی: اما گلهای وجود دارد که به خاطر توانایی و قدرت خود، نه به دست چوپان و نه به کمک سگ، خود را اداره میکند.
چون دید کثیر آن نکو رای
انبوهی آهوان به یک جای
هوش مصنوعی: وقتی کثیر آن انسان نیکوکار، گروهی از آهوها را در یک جا مشاهده کرد، بلافاصله متوجه آنها شد.
برگشت به صیدگاه مجنون
کای خاطر تو به صید مفتون
هوش مصنوعی: به مکانی که مجنون در آن به شکار عشق میپرداخت بازگشتهام، زیرا تو، جانم، همچون صید جادوییام، مرا فریب دادهای.
خیز و دل ازین مقام بر کن
دامن درچین و دام برکن
هوش مصنوعی: برخیز و از این جایگاه دل را آزاد کن، دامن خود را جمع کن و دام را رها کن.
یکدم به فلان زمین بزن گام
واندر ره آهوان فکن دام
هوش مصنوعی: لحظهای در آن سرزمین قدم بزن و در مسیر آهوان، دام بگستران.
تا پی در پی شکار بینی
وانگه به فراغ دل نشینی
هوش مصنوعی: هرگاه که پیوسته شکار را مشاهده کنی و سپس با خیال راحت و آسوده بنشینی.
بگریست که آن حمای لیلی ست
چون کعبه حرامسرای لیلی ست
هوش مصنوعی: او گریه کرد زیرا آن محبوب، لیلاست و مانند کعبه که مکان مقدسی است، جایگاهی بسیار باارزش و مقدس دارد.
آنجا لیلی مقام کرده ست
با همزادان خرام کرده ست
هوش مصنوعی: در آنجا، لیلی در جایی ساکن شده و با همنوعان خود به آرامی حرکت میکند.
چون کبک دری شده خرامان
بر سبزه و گل کشیده دامان
هوش مصنوعی: پرندهای مانند کبک در حال راه رفتن آرام و با افتخار بر روی چمن و گلهاست و دامن خود را به زیبایی در این طبیعت میکشد.
هر سبزه کزان زمین دمیده ست
روزی دامن بر آن کشیده ست
هوش مصنوعی: هر گیاهی که از زمین سرسبز شده، روزی کسی به آن توجه کرده و بر آن تکیه زده است.
هر خار که خاسته ست زان خاک
افکنده چو گل به دامنش چاک
هوش مصنوعی: هر خاری که از آن خاک سر زده، همچون گلی است که دامنش پر از چاک و زخم است.
گلهاش که رنگ و بو گرفته ست
از عارض و زلف او گرفته ست
هوش مصنوعی: گلها به خاطر زیبایی و عطر خوشی که دارند، تحت تأثیر چهره و موهای او قرار گرفتهاند.
هر لاله به خون که چهره شسته
از خاک به داغ اوست رسته
هوش مصنوعی: هر لالهای که به خاطر غم و اندوهی از خاک روییده، چهرهاش را به خون شسته است.
نرگس که گشاده چشم بیناست
چشمش به نیاز خاک آن پاست
هوش مصنوعی: نرگس با چشمان بازش به دنیا نگاه میکند و نگاهش به خاکی است که نیازمند آن است.
سوسن که زبان دراز کرده
وصف رخ اوست ساز کرده
هوش مصنوعی: سوسن که به خاطر زیباییاش زبان دراز کرده، توصیف کننده چهره اوست.
افتاده بنفشه از ذلیلی
در فرقت اوست جامه نیلی
هوش مصنوعی: بنفشه به خاطر دوری از محبوبش بر زمین افتاده و رنگ نیلی جامهاش نشاندهنده غم و ناراحتیاش است.
آهو بچگان که مشکبویند
از تیر مژه شکار اویند
هوش مصنوعی: بچه آهوها که عطر و بوی خوش دارند، با نگاههای معصوم و زیبا، مانند طعمهای برای شکار میشوند.
باشد که رسد ز راه ناگاه
هستند نهاده چشم بر راه
هوش مصنوعی: امیدواریم که از راه دور ناگهان کسی بیاید، به همین خاطر ما همچنان منتظریم و چشممان به در است.
زان روز که زان زمین گذشته ست
صیدش چو حرم حرام گشته ست
هوش مصنوعی: از آن روزی که او از آن سرزمین رفته، شکارش مانند چیزی که در حرم ممنوع است، شده است.
آهو که چرد به مرغزارش
چون دام نهم پی شکارش
هوش مصنوعی: آهو که در مرتع میچرخد، وقتی که دام را برای شکارش میگذارم.
باشد دل و جان فگار اویم
کی نیک فتد شکار اویم
هوش مصنوعی: من همیشه در عشق و وفاداری نسبت به او آمادهام، زیرا که نمیخواهم برای او اتفاقی بد پیش بیاید.
هر گه که کشد دلم به آن جای
از دیده خونفشان کنم پای
هوش مصنوعی: هر بار که دلم به آنجا میرود، از چشمانم اشک میریزم و قدم میزنم.
گردش گردم چو حج گزاران
چون چشمه زمزم اشکباران
هوش مصنوعی: مثل حجاج که دور کعبه میچرخند، من نیز با اشکهای فراوان مانند چشمه زمزم به دور میگردم.
نی آهوی او ز من کند رم
نی شاخ گیاه او کنم خم
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر احساس عشق و تمایل عمیق به یک شخص خاص است. شاعر در آن به نوعی دلتنگی و نیاز به نزدیکی به معشوق اشاره دارد. او میگوید که مانند آهو که به دنبال آزادی است، او نیز نمیتواند از عشق خود فاصله بگیرد و از طرفی، شاخ گیاهان که به سمت او خم میشوند، نشان دهنده جذابیت و زیبایی معشوق است که همه چیز را به سمت خود میکشد.
چون لاله به خاک و خون نشستن
خوش تر که گیاه او شکستن
هوش مصنوعی: بهتر است که لاله به زمین و خون بیفتد تا اینکه گیاهش شکسته شود.
وز ناوک غم شکار ماندن
بهتر که شکار او رماندن
هوش مصنوعی: بهتر است که از تیر غم در امان بمانی تا اینکه خود را در دام آن بیندازی.
این گفت و پی شکار خود رفت
لیلی گویان به کار خود رفت
هوش مصنوعی: او این را گفت و به دنبال شکار خود رفت، در حالی که لیلی مشغول کارهای خود بود.
لیلی می گفت و کار می کرد
هر دم صیدی شکار می کرد
هوش مصنوعی: لیلی همیشه در حال صحبت کردن بود و در هر لحظه به کار میپرداخت و موفق میشد چیز تازهای بدست آورد.
می بوسیدش به جای لیلی
پس می کردش فدای لیلی
هوش مصنوعی: او به جای لیلی، او را بوسه میزد و خود را فدای لیلی میکرد.
کارش این بود صبح تا شام
زین کار نبود هیچش آرام
هوش مصنوعی: کار او این بود که از صبح تا شب مشغول به کار باشد و هیچ وقت آرامش نداشت.