برگردان به زبان ساده
ز مادر هر که دولتمند زاید
فروغ دولتش ظلمت زداید
هوش مصنوعی: هر کسی که از مادر با نعمت و ثروت به دنیا بیاید، نور و روشنی مقام و ثروتش به تدریج تاریکیهای زندگیاش را برطرف میکند.
به خارستان رود گلزار گردد
گل از وی نافه تاتار گردد
هوش مصنوعی: در میان خارزار، گلستان میشود و زیبایی گل از اوج خود، به آنجا میرسد.
چو ابر ار بگذرد بر تشنه کشتی
شود از مقدمش خرم بهشتی
هوش مصنوعی: وقتی ابر از بالای سر کسی عبور کند، آن فرد با ورودش به زندگیاش احساس شادی و خوشحالی میکند؛ گویی که بهشت بر او نازل شده است.
چو باد ار در رود در تازه باغی
فروزد از رخ هر گل چراغی
هوش مصنوعی: اگر بادی در باغی تازه بوزد، از چهره هر گلی نوری میتابد.
به زندان گر درآید خرم و شاد
کند زندانیان را از غم آزاد
هوش مصنوعی: اگر شادی و نشاط وارد زندان شود، میتواند زندانیان را از غم و اندوه رهایی بخشد و آنها را خوشحال کند.
چو زندان بر گرفتاران زندان
شد از دیدار یوسف باغ خندان
هوش مصنوعی: زمانی که دیدار یوسف، سرشار از شادی و نشاط است، تمام زندانیان تحت تأثیر قرار میگیرند و احساسات مثبت و شادی به زندان آنها راه پیدا میکند. در این حالت، زندان به مکانی زیبا و دلانگیز تبدیل میشود.
همه از مقدم او شاد گشتند
ز بند درد و رنج آزاد گشتند
هوش مصنوعی: همه به خاطر آمدن او خوشحال شدند و از زنجیر درد و رنج رهایی یافتند.
به گردن غلشان شد طوق اقبال
به پا زنجیرشان فرخنده خلخال
هوش مصنوعی: به گردن کسانی که اسیرند، نشانهی سعادت آویخته شده و به پاهایشان زنجیری خوشیمن بسته شده است.
اگر زندانیی بیمار گشتی
اسیر محنت و تیمار گشتی
هوش مصنوعی: اگر تو در زندان بیماری، و گرفتار رنج و درد شدهای،
کمر بستی پی بیمارداریش
خلاصی دادی از تیمارخواریش
هوش مصنوعی: تو با تلاش و کوشش خود، کسی را که در درد و رنج به سر میبرد نجات دادی و او را از عذاب رهایی بخشیدی.
وگر جا بر گرفتاری شدی تنگ
سوی تدبیر کارش کردی آهنگ
هوش مصنوعی: اگر در شرایط دشواری قرار گرفتی و به تنگنا افتادی، باید به فکر چارهجویی و یافتن راهحل برای مشکلاتت باشی.
گشاده رو شدی او را رضا جوی
ز تنگی در گشاد آوردیش روی
هوش مصنوعی: چهرهات را گشاده کن و رضایت او را جلب کن؛ زیرا او در تنگنایی است و تو باید به او آرامش و دلگرمی بدهی.
وگر بر مفلسی عشرت شدی تلخ
ز ناداری نمودی غره اش سلخ
هوش مصنوعی: اگر در خوشیهای زندگی به خاطر فقر به تلخی دچار شدی، نباید به آن فقر دچار غفلت شوی.
ز زرداران کلید زر گرفتی
ز عیشش قفل تنگی بر گرفتی
هوش مصنوعی: تو از ثروت و خوشگذرانی بهرهای بردهای و در عین حال از لذتهای زندگی خود محافظت کردهای.
وگر خوابی بدیدی نیکبختی
به گرداب خیال افتاده رختی
هوش مصنوعی: اگر خوابی دیدی که نشان از بدبختی دارد، به دام خیال نگرامی و تحت تاثیر آن قرار میگیری.
شنیدی از لبش تعبیر آن خواب
به خشکی آمدی رختش ز گرداب
هوش مصنوعی: شنیدی که او از روی لبانش خواب را تعبیر کرد و به خشکی رسیدی، در حالی که لباسش از گرداب بیرون آمده بود.
دو کس از محرمان شاه آن بوم
ز خلوتگاه قربش مانده محروم
هوش مصنوعی: دو نفر از دوستان و نزدیکان شاه، که در آن سرزمین زندگی میکنند، از جایگاه نزدیک به او دور ماندهاند و از نعمتهای آن محروم هستند.
به زندان همدمش بودند و همراز
در آن ماتمکده با وی هم آواز
هوش مصنوعی: آنها در زندان همراه و همنشین او بودند و در آن مکان غمانگیز، با او همصدا بودند.
به یک شب هر یکی دیدند خوابی
کزان در جانشان افتاد تابی
هوش مصنوعی: در یک شب، هر یک از آنها خوابی دیدند که تأثیر عمیقی در وجودشان گذاشت و در دلشان حالتی تازه به وجود آورد.
یکی را مژده ده خواب از نجاتش
یکی را مخبر از قطع حیاتش
هوش مصنوعی: به یکی خبر خوش بده که از خطر نجات یافته است و به دیگری بگو که عمرش به پایان رسیده است.
ولی تعبیر آن زیشان نهان بود
وز آن بر جانشان بار گران بود
هوش مصنوعی: اما معنی آنچه که آنها از آن میفهمیدند پنهان بود و این موضوع برایشان دردسرساز و سنگین بود.
به یوسف خواب های خود بگفتند
جواب خواب های خود شنفتند
هوش مصنوعی: به یوسف درباره خوابهایشان گفتند و او هم جواب خوابهایشان را شنید و توضیح داد.
یکی را گوشمال از دار دادند
یکی را بر در شه بار دادند
هوش مصنوعی: یکی را به خاطر کارهایش تنبیه کردند و برای دیگری به دلیل مقام و جایگاهش احترام قائل شدند.
جوانمردی که سوی شاه می رفت
به مسندگاه عز و جاه می رفت
هوش مصنوعی: مردی جوانمرد به سمت پادشاه روانه شد و در حال رفتن به مکان با شکوه و عالی او بود.
چو رو سوی شه مسندنشین کرد
به وی یوسف وصیت اینچنین کرد
هوش مصنوعی: وقتی که یوسف به سمت شاه رفت و در کنار او نشست، این سخنان را به او گفت.
که چون در صحبت شه باریابی
به پیشش فرصت گفتار یابی
هوش مصنوعی: وقتی که در مجلس پادشاه حاضر شوی، فرصتی برای صحبت کردن پیدا میکنی.
مرا در مجلسش یاد آوری زود
کزان یادآوری وافر بری سود
هوش مصنوعی: در مجلس او هر چه زودتر به یاد من بیاور، زیرا که یادآوری او برای من بسیار سودمند است.
بگویی هست در زندان غریبی
ز عدل شاه دوران بی نصیبی
هوش مصنوعی: میگویی در زندانی غریب وجود دارد که به دلیل بیعدالتی و نقص در حقوق فرزند زمانه، زندگی میکند.
چنینش بی گنه مپسند رنجور
که هست این از طریق معدلت دور
هوش مصنوعی: اگر کسی بیگناه باشد، نباید او را رنجانید؛ چون این، نشاندهندهی ناعدالتی است.
چو خورد آن بهره مند از دولت و جاه
می از قرابه قرب شهنشاه
هوش مصنوعی: وقتی آن فرد خوشبخت از ثروت و مقام خود نوشید، می از ظرف نزدیک به شاه نوشید.
چنان رفت آن وصیت از خیالش
که بر خاطر نیامد چند سالش
هوش مصنوعی: او به قدری از یاد آن وصیت دور شده که حتی بعد از گذشت سالها هم به فکرش نیامده است.
نهال وعده اش مأیوسی آورد
به زندان بلا محبوسی آورد
هوش مصنوعی: درخت امیدی که به ما نوید داده شده، در زندان غم و سختی، حس ناامیدی را به وجود آورده است.
بلی آن را که ایزد برگزیند
به صدر عز معشوقی نشیند
هوش مصنوعی: به یقین، کسی که مورد انتخاب خداوند قرار گیرد، در بالاترین جایگاه و مقام محبوب خود قرار خواهد گرفت.
ره اسباب بر رویش ببندد
رهین این و آنش کم پسندد
هوش مصنوعی: اگر او به خاطر دیگران و به خاطر وابستگیهایش، راههای پیشرفت را ببندد، این وضعیت را نمیپسندد و به دنبالش نخواهد رفت.
نتابد جز سوی خود روی او را
ز هر کس بگسلاند خوی او را
هوش مصنوعی: نور او تنها به سمت خود میتابد و نمیگذارد کسی به او نزدیک شود، او را از هر موجود دیگری جدا میکند.
به دست غیر تاراجش نخواهد
به غیر خویش محتاجش نخواهد
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که مال و دارایی کسی به دست دیگران گرفته نخواهد شد و او هرگز به کسی جز خود نیاز نخواهد داشت. به عبارتی، اشاره دارد به استقلال و مالکیت شخص بر اموال خود و اینکه هیچ کس نمیتواند آنها را از او بگیرد.
نخواهد دست او در دامن کس
اسیر دام خویشش خواهد و بس
هوش مصنوعی: کسی که به دامن دیگری وابسته نیست، هیچگاه اجازه نخواهد داد که در دام دیگران گرفتار شود و تنها به دنبال آزادی و استقلال خود است.