برگردان به زبان ساده
بود یکی شاه که در ملک و مال
عهد وزیری چو رسیدی به سال
هوش مصنوعی: روزی یک پادشاهی بود که وقتی به مال و ثروت زیادی دست یافت، به مقام وزارت رسید.
دست قلم ساش جدا ساختی
چون قلم از بند و برانداختی
هوش مصنوعی: تو مانند قلمی که از بند رها شده، به راحتی و آزادی دست به نوشتن زدی و افکار و احساساتت را به تصویر کشیدی.
هر که گرفتی ز هوا دست او
پایه اقبال شدی پست او
هوش مصنوعی: هر کسی که از هوا و آرزوهای خود دست بکشید، خوشبختی و شانس خود را پایین آورده است.
دست وزارت به وی آراستی
جان حسود از حسدش کاستی
هوش مصنوعی: وزارت دست به کار شد و او را به مقام رساند، و حسود به خاطر حسادتش از شدت ناراحتی کمی آرامش پیدا کرد.
روزی ازین قاعده ناپسند
ساخت جدا دست وزیری ز بند
هوش مصنوعی: روزی، یکی از این روشهای ناپسند به دلیل ساختاری ناهنجار، وزیر از قید و بندها رها شد.
دست بریده به هوا برفکند
تاش بگیرند صلا درفکند
هوش مصنوعی: دست بریدهای با ضعف و ناچیزی به آسمان میرود تا شاید صدای خود را به گوش دیگران برساند.
چشم خرد کرد فراز آن وزیر
دست دگر کرد دراز آن وزیر
هوش مصنوعی: چشم عقل نگرش به آن وزیر کرد و در پی آن دستش را برای اقدام و کمک دراز کرد.
دست خود از بیخردی خود گرفت
بهر وزارت ره مسند گرفت
هوش مصنوعی: به خاطر نادانی و بیفکری خود، از دستیابی به قدرت و مقام وزارتی باز ماند.
تجربه نگرفت ز دست نخست
دست خود از دست دگر نیز شست
هوش مصنوعی: انسان ابتدا باید از تجربیات خود استفاده کند و اگر از دیگران آموزش نگیرد یا به نصایح آنها گوش ندهد، به مرور زمان دچار تکرار اشتباهات خواهد شد. در واقع، باید خود را از تأثیرات منفی دیگران دور کند تا از تجربیات خود بهرهبرداری بهتری داشته باشد.
جامی ازان پیش که تیغ اجل
دست تو کوتاه کند از عمل
هوش مصنوعی: قبل از این که مرگ به سراغت بیاید و تو را از کارهایت بازدارد، فرصت را غنیمت شمار و از زندگی لذت ببر.
دست امل از همه کوتاه کن
در صف کوته املان راه کن
هوش مصنوعی: دست آرزوهای بزرگ را کوتاه کن و در صف کسانی که آرزوهای کوچکتری دارند، قرار بگیر.