برگردان به زبان ساده
دوش که چون نور یقین در گمان
روز شد اندر تتق شب نهان
هوش مصنوعی: شب گذشته ناگهان احساس کردم که مانند نوری روشن در دل تردیدهایم روشن شدم و رازهای پنهان شب برایم نمایان شد.
پرده شب روی زمین را نهفت
ظلمت شک نور یقین را نهفت
هوش مصنوعی: پرده شب بر روی زمین، تاریکی را مخفی کرده و نور یقین را نیز در خود پنهان کرده است.
برق هدایت ز سحاب کرم
شعله برافراخت علم بر علم
هوش مصنوعی: برق الهام از آسمان رحمت تابید و دانش بر دانش افزوده شد.
چشم گشادند به هم روشنان
ظلمتیان را همه چشمک زنان
هوش مصنوعی: چشمهای بینا و روشن به یکدیگر نگریسته و در دل تاریکی، به همه شعلهوران امید میتابند و اشارههای دوستانه میکنند.
کامشب از آنجا که طلبگاری است
نی شب خفتن شب بیداری است
هوش مصنوعی: امشب به خاطر اینکه من به دنبال چیزی هستم، شب خوابیدن نیست و شب بیدار بودن است.
چشم من از چشمک شان باز شد
دولت بیداریم آغاز شد
هوش مصنوعی: چشم من به نگاهی روشن شد و به این ترتیب خوشبختی و شانس من شروع شد.
روشنیی در دل تنگم فتاد
تیرگی غفلتم آمد به یاد
هوش مصنوعی: نور و روشنی در دل تنگ و تاریک من تابید و این باعث شد تا خواب غفلت و فراموشیام را به یاد بیاورم.
آه تلهف ز دلم تاب زد
اشک تأسف به گلم آب زد
هوش مصنوعی: احساس گنگی و اندوه در دلم به وجود آمده و اشکهای حسرت مانند آبی بر گلهایم ریخته شدهاند.
سر ز گریبان وفا بر زدم
دست به دامان دعا در زدم
هوش مصنوعی: از دل غم و وفا خارج شدم و با دستانی مشتاق، به دعا پناه بردم.
بهر دعا از گره مشت من
بند گشا گشت هر انگشت من
هوش مصنوعی: به خاطر دعا و درخواست من، گرههای مشکلاتم باز شد و هر کدام از انگشتانم به نوعی کمککننده و گشاینده شدند.
دست طلب بر فلک افراختم
تیر دعا بر هدف انداختم
هوش مصنوعی: دست خود را به سوی آسمان دراز کردم و دعا کردم که هدفم را محقق کنم.
گفتم کای قبله آزادگان
راهنمای ز ره افتادگان
هوش مصنوعی: به او گفتم: ای رهبر آزادگانی که راه را گم کردهاند و به بیراهه رفتهاند، تو میتوانی آنها را هدایت کنی.
صنع تو اکسیری هر جا مسی
فضل تو سرمایه هر مفلسی
هوش مصنوعی: کار تو همچون اکسیر است که هر جایی میتواند چیزی بینظیر بسازد و خوبیهای تو به نیرویی تبدیل میشود که حتی بیپولترین افراد هم میتوانند از آن بهرهمند شوند.
همت دون رونق دینم ببرد
ظلمت شک نور یقینم ببرد
هوش مصنوعی: همت پایین و تلاش کم، سبب کاهش رونق دین من شده و تاریکی شک، نور اعتماد و یقینم را از بین برده است.
پیش رهم رهبر دینی فرست
بهر شبم شمع یقینی فرست
هوش مصنوعی: برای راهنمایی من، یک پیشوا و راهنما از معانی دینی بفرست تا در شب تاریک زندگیام، روشنی و اطمینان به من بدهد.
لب ز دعا سیر نگشته هنوز
وقت تضرع نگذشته هنوز
هوش مصنوعی: هنوز از دعا و درخواست دل سیر نشدهایم و زمان برای ناله و خضوع هنوز سپری نشده است.
ناگهم از دور چراغی نمود
در دل من نور فراغی فزود
هوش مصنوعی: ناگهان از دور چراغی دیده شد که در دلم روشنی و شادی ایجاد کرد.
پیشتر آمد علم نور گشت
زنگ زدای شب دیجور گشت
هوش مصنوعی: قبل از این، دانش مانند نوری درخشید و تاریکی شب را از بین برد.
چون علم نور گریبان شکافت
طلعت خضرش ز گریبان بتافت
هوش مصنوعی: زمانی که علم مانند نوری در تاریکی نفوذ کند، چهرهی خضر (نماد دانش و دانایی) از زیر پرده بیرون میآید و بر افراز میشود.
خضر چه گویم که چو خضرش هزار
بود ز سرچشمه دل جرعه خوار
هوش مصنوعی: نمیدانم چگونه توصیفش کنم، اما او مانند خضر، بسیار ویژه و بینظیر است و از چشمه دلش، نوشیدی برای دلهای تشنه میسازد.
آب خضر آتش سوداش داشت
زندگی از باد مسیحاش داشت
هوش مصنوعی: آب حیات و جانی که خضر به همراه داشت، زندگی را از نفَس مسیح دریافت کرده بود.
چشم من القصه چو بر وی فتاد
شعله درین خشک شده نی فتاد
هوش مصنوعی: چشم من وقتی به او میافتد، مانند شعلهای است که بر علف خشک نمیافتد.
نور یقینم ز درون برفروخت
خار و خس وهم و گمان را بسوخت
هوش مصنوعی: روشنی یقین من از درونم شعلهور شد و تمامی دود و خیال و تردید را سوزاند.
زود بجستم چو مصلی ز جای
همچو مصلاش فتادم به پای
هوش مصنوعی: سریع برخاستم و از زمین بلند شدم، مانند مصلی که به زمین میافتد.
روی چو نعلیم به پا سودمش
پای ز بس بوسه بفرسودمش
هوش مصنوعی: صورتش مانند نعلی است که بر پا برای زیبایی آمده و من از بس او را بوسیدهام، پاهایش فرسوده شدهاند.
دست کرم کرد به فرقم دراز
کای سر تو خاک به راه نیاز
هوش مصنوعی: دست لطف و رحمت به سر من دراز شد، ای سر که به خاک عشق و نیاز تو تواضع میکنم.
روی به من کن که حبیب توام
نبض به من ده که طبیب توام
هوش مصنوعی: به سمت من نگاه کن، زیرا من دوست تو هستم. به من زندگی و حس و حال بده، چرا که من درمانگر تو هستم.
ره که بدین مرحله ام داده اند
خاص برای تو فرستاده اند
هوش مصنوعی: مسیر و راهی که من به این نقطه رسیدهام، بهگونهای است که بهطور خاص برای تو فرستاده شده است.
باز نما علت بیماریت
شرح ده اسباب گرفتاریت
هوش مصنوعی: دلیل بیماریات را مشخص کن و بگو چه عواملی تو را به این حال انداختهاند.
گفتمش ای خضر مسیحا نفس
خضر و مسیحا تویی امروز و بس
هوش مصنوعی: به او گفتم، ای خضر، تو همانی که مانند مسیح، امروز در دسترس هستی و دیگر هیچ کس جز تو نیست.
از قدمت سبزه عیشم دمید
وز نفست ذوق حیاتم رسید
هوش مصنوعی: از حضور تو شادی و زندگی به من رسید و با نفس تو طعم حیات را چشیدم.
عین شفا شد ز تو بیماریم
به ز صد اطلاق گرفتاریم
هوش مصنوعی: بیماری ما به واسطه تو بهبودی پیدا کرده است و در برابر مشکلات زیادی که داریم، تو بهترین راه حل ما هستی.
صحت من دولت دیدار توست
شربت من لذت گفتار توست
هوش مصنوعی: سلامتی من در دیدار تو است و خوشی من در لذت صحبت کردن با تو خوابیده است.
روی تو شد حجت ایمان من
نور یقین زد علم از جان من
هوش مصنوعی: روی تو دلیل ایمان من شده و نور یقین از وجود من، علم را روشن کرده است.
آنچه رسید از تو به جان سقیم
باشد ازان حجت و برهان عقیم
هوش مصنوعی: هر آنچه که از تو به دل بیمار من میرسد، دلیل و برهانی ناتوان و بیفایده است.
وانچه شدم از تو به آن ره شناس
منتج آن نیست دلیل و قیاس
هوش مصنوعی: آنچه من از تو شدهام، راه شناخت آن نه به دلایل و قیاسهاست.
بر من ازین پس غم و باری نماند
بر رخ مقصود غباری نماند
هوش مصنوعی: از این پس هیچ غم و بار سنگینی بر دوش من باقی نخواهد ماند و بر چهره هدفم هیچ کدری و غباری نخواهد بود.
لیک ازین بیم ز پا اوفتم
کز تو مبادا که جدا اوفتم
هوش مصنوعی: اما از این ترس که مبادا از تو جدا شوم، به پا نمیایستم و افتادهام.
اختر بختم متواری شود
صبح یقینم شب تاری شود
هوش مصنوعی: ستارهی خوشبختیام در اوج روزگار ناپدید میشود و صبحی که با یقین میآید، به شبی پر از تاریکی بدل میشود.
گفتم که جامی مشو اندیشه ناک
چون شدت آیینه اندیشه پاک
هوش مصنوعی: گفتم که به فکر و اندیشه منفی دچار نشو، زیرا که در نزدیکی حقیقت و شفافیت، تفکر پاک و روشن جای دارد.
باش همیشه ز ره دل به من
آینه ات دار مقابل به من
هوش مصنوعی: همیشه با دل صاف و صادق باش و مثل یک آینه در برابر من، حقیقت و واقعیات را نشان بده.
تا ز فروغی که ز من بر تو تافت
دانش تو دید شود دید یافت
هوش مصنوعی: تا زمانی که نور وجود من بر تو تابیده، علم و دانش تو افزایش مییابد و بینش و ادراک تو بهبود مییابد.
یافت تو را از تو رهاند تمام
جمله یکی یابی و بس والسلام
هوش مصنوعی: تمام آنچه که در جستجوی توست، در واقع تنها به یک نقطه ختم میشود و آن یگانه بودن تو است. پس بینیاز از هر چیز دیگری، به این حقیقت بسنده کن و بس.