برگردان به زبان ساده
ای پر از آوازه کوس سخن
شاهد جانهاست عروس سخن
هوش مصنوعی: تو که پر از آواز و نغمهای، سخن تو روح انسانها را زنده میکند و شایسته است که به عنوان زیبایی کلام مورد ستایش قرار بگیری.
طرفه عروسی که ز زیور تهی
آید ازو دلبری و دل رهی
هوش مصنوعی: عروسی که به زیبایی و زینت آراسته نیست، نمیتواند دلربایی کند و دلها را به خود جلب نماید.
چون که به زیور شود آراسته
طعنه زند بر مه ناکاسته
هوش مصنوعی: زمانی که کسی زینتهای زیبا به خود بزند، به دیگرانی که از زیبایی و آراستگی بیبهرهاند، طعنه و کنایه میزند.
چون گهر نظم حمایل کند
غارت صد قافله دل کند
هوش مصنوعی: وقتی که گوهر نظم و ترتیب به گردن بیفتد، میتواند دلها را از صد قافله نیز به چنگ آورد.
چون کند از قافیه خلخال پای
پای خردمند بلغزد ز جای
هوش مصنوعی: وقتی که کسی از محدودیتها و قیدهای خود آزاد شود و قدم از جای خود بردارد، باعث بروز مشکلات و ناپایداری میشود.
چون ز دو مصراع کند ابروان
رخنه شود قبله پیر و جوان
هوش مصنوعی: وقتی ابروان به هم میپیوندد، همهی نگاهها به سمت آن جا جلب میشود و توجه پیر و جوان را به خود جلب میکند.
معنی رنگین چو کشد غازه اش
باغ شود دل ز گل تازه اش
هوش مصنوعی: وقتی که رنگین و زیبا درخشش خود را نشان میدهد، دل انسان مانند باغی سرشار از گلهای تازه و شاداب میشود.
من که ز هر شاهد و می زاهدم
عمر تلف کرده این شاهدم
هوش مصنوعی: من که به خاطر هر باده و زیبایی، عمرم را هدر دادهام، همین زیبایی هم شاهد بر این هدر رفتن عمر من است.
عقد حمایل که به بر جلوه داد
عقده صبر از رگ جانم گشاد
هوش مصنوعی: وقتی آن زنجیر زیبا را بر دوش انداخت، گرههای صبر را از وجودم باز کرد.
دل که گرانمایه ز اقبال اوست
طوق کش حلقه خلخال اوست
هوش مصنوعی: دل که بسیار باارزش و گرانبهاست، تحت تأثیر خوششانسی و بخت خوب اوست؛ گویی به نوعی همچون زنجیر و گردنبند خاصی برای او عمل میکند.
ابروی او گرچه نه پیوسته است
راه خلاصی به رخم بسته است
هوش مصنوعی: ابروی او هرچند به هم نرسیده و نازک است، اما همچنان باعث شده که راه نجات و آزادی من بسته شود.
ماشطه کآرایشش آغاز کرد
غازه ز خون جگرم ساز کرد
هوش مصنوعی: آرایشگر که کار خود را شروع کرد، غم و اندوه من را مثل خون جگر به نمایش درآورد.
روز و شب آواره کوی ویم
شام و سحر در تک و پوی ویم
هوش مصنوعی: روز و شب در حال پرسه زنی در کوی محبوبم هستم و در همه حال در حال جستجو و دنبال کردن او هستم.
شب که مرا دل سوی او رهبر است
کرسیم از زانوی و پای از سر است
هوش مصنوعی: در شب، وقتی که دل من به سوی محبوب میکشد، با تمام وجود و از سر تا پایم غرق در عشق او هستم.
از مدد همت والای خویش
بر سر کرسی چو نهم پای خویش
هوش مصنوعی: با تکیه بر تلاش و اراده بلند خود، بر روی جایگاه بلند و ارزشمندی قرار میگیرم.
باز کشم پای ز دامان فرش
سر بدر آرم ز گریبان عرش
هوش مصنوعی: من از دامان فرش پا میکشم و سر را از گریبان عرش بیرون میآورم.
جامه جسم از تن جان برکشم
خامه نسیان به جهان در کشم
هوش مصنوعی: من لباس جسم را از تن جدا میکنم و یاد فراموشی را به دنیای بیرون میآورم.
بلکه ز جان نیز مجرد شوم
جرعه کش باده سرمد شوم
هوش مصنوعی: میخواهم از جان و هستی خود جدا شوم و به رمز و راز نوشیدن شراب ابدی دست پیدا کنم.
باده ز جام جبروتم دهند
نقل ز خوان ملکوتم نهند
هوش مصنوعی: میگویند که از جام قدرت و بزرگیام، آن را مینوشند و از سفره دلیران و بزرگانی که در کنارم هستند، بهرهمند میشوند.
ساقی سلسال دهم سلسبیل
مطربم آواز پر جبرئیل
هوش مصنوعی: ای ساقی، من شراب را به دستت میسپارم و در کنار جوی آب شیرین، در حال نواختن ساز هستم، گویی آواز معصوم جبرئیل را میشنوم.
ساقی و مطرب به هم آمیخته
نقل معانی همه جا ریخته
هوش مصنوعی: ساقی و نوازنده در کنار هم قرار گرفتهاند و زیباییهای زندگی و مفاهیم عمیق در همه جا پخش شده است.
بهره چو برگیرم ازان بزمگاه
از پی رجعت کنم آهنگ راه
هوش مصنوعی: وقتی از آن جمع شاد و پرنشاط بهرهبرداری میکنم، به منظور بازگشت و شروع دوباره، راهی را در پیش میگیرم.
هر چه دهد دستم ازان خوان پاک
زله کنم بهر حریفان خاک
هوش مصنوعی: هر چیزی که از آن سفرهی پاک به دستم برسد، برای دوستانم به عنوان خاک میگذارم.
بر طبق نظم به دست ادب
بر نمطی دلکش و طرزی عجب
هوش مصنوعی: بر اساس نظم و ترتیبی که به وسیله ادب ایجاد شده، به شکلی زیبا و با شیوهای شگفتآور.
پرده ز تشبیه مجازش کنم
تحفه هر محفل رازش کنم
هوش مصنوعی: من پردهای که بر تشبیه او کشیده شده را کنار میزنم و هر محفل را با راز و رمز خود زینت میبخشم.
جامی اگر اهل دلی گوش کن
سامعه را بدرقه هوش کن
هوش مصنوعی: اگر کسی دل و جانش را درک کند، باید به صدای دل و احساساتش گوش دهد و هوشیار باشد.
هوش بدین تحفه غیبی سپار
تا خردت نام نهد هوشیار
هوش مصنوعی: به این هدیهی غیبی، هوش و ذکاوت خود را بسپار تا خرد و عقل تو را شناخته و آگاه کند.