برگردان به زبان ساده
ای به سراپرده یثرب به خواب
خیز که شد مشرق و مغرب خراب
هوش مصنوعی: ای کسی که در خانه یثرب خوابیدهای، بیدار شو که شرق و غرب به هم ریخته و نگرانکننده شده است.
رفته ز دستیم برون کن ز برد
دستی و بنمای یکی دستبرد
هوش مصنوعی: از دست ما کاری بر نمیآید، پس از چنگالِ بدبختی رهایم کن و یک بار فرصت و حرکت جدیدی به ما نشان بده.
توبه ده از سرکشی ایام را
باز خر از ناخوشی اسلام را
هوش مصنوعی: بازگشت به سوی خدا و توبه از نافرمانیها، میتواند انسان را از ناگواریها و مشکلات زندگی نجات دهد و او را به آرامش و احساس خوشبختی برساند.
مهد مسیح از فلک آور به زیر
رایت مهدی به فلک زن دلیر
هوش مصنوعی: مهدی به زمین آمده است تا با قدرت و شجاعت، صلح را برقرار کند و راهگشاهی برای انسانها باشد. مهد مسیح نیز به عنوان نمادی که از آسمان به زمین آمده، به این معنا اشاره دارد که پیامهای الهی و نیکی به دنیا آورده شده است.
کاله دجال بنه بر خرش
رو به بیابان عدم ده سرش
هوش مصنوعی: کالا و وسایل کاذب و فریبنده را بر روی الاغی بگذار و به سوی بیابان نامرئی و نبودن برو.
افسر ملک از سر دونان بکش
دامن دولت ز زبونان بکش
هوش مصنوعی: پادشاه از افراد بیارزش فاصله بگیرد و خود را از ناله و زاری کمهمتها دور نگه دارد.
باز پسان را فکن از پیشگاه
داد ستم کش ز ستم کیش خواه
هوش مصنوعی: عقبنشینی کن و از درگاه عدالت دور شو، زیرا ستمکش را با ستمپرست کاری نیست.
خامه مفتی که چو انگشت آز
شد ز پی لقمه ربایی دراز
هوش مصنوعی: کسی که در پی به دست آوردن هرچه بیشتر است، مانند انگشتانی که برای گرفتن لقمهای دراز میشوند، با شوق و حرص میباشد.
دست سیاست بکش و بشکنش
همچو نی اندر بن ناخن زنش
هوش مصنوعی: سیاست را کنار بگذار و آن را بشکن، مانند نی که در زیر ناخن زن قرار دارد.
واعظ پر گو که به پستیست بند
پایه خود کرده ز منبر بلند
هوش مصنوعی: واعظ پرحرفی که برای خود پایهاش را پایین آورده، از منبر بلندی پایین آمده است.
چون نه بزرگ است ز شرعش سخن
منبر او بر سر او خرد کن
هوش مصنوعی: اگر حرف من مطابق با اصول و قواعد دینی نیست، بیفایده است که دربارهاش سخن بگویم.
صومعه را قاعده تازه نه
رخت خرابات به دروازه نه
هوش مصنوعی: در اینجا اشارهای به تغییر و تحول در اصول و قواعد زندگی معنوی و مذهبی شده است. نویسنده میگوید که نظام جدیدی در حال شکلگیری است و دیگر نیازی به اجتناب از ناهنجاریها و زندگیهای بد نیست. به نوعی، اشاره به این دارد که فضای جدیدی به وجود آمده که دیگر ویژگیهای قبلی دیگر قابل قبول نیستند و باید با شرایط جدید سازگار شد.
بدعتیان را ره سنت نمای
عزلتیان را در عزت گشای
هوش مصنوعی: بدعتگذاران را به راه و روش سنت هدایت کن و کسانی که در تنهایی و انزوا به سر میبرند را در مسیر عزت و احترام قرار ده.
خرقه تزویر به صد پاره کن
جان مزور ز تن آواره کن
هوش مصنوعی: لباس تزویر و نفاق را به هزار قطعه پاره کن و جان انسان فریبکار را از بدنش جدا کن.
شعله فکن خرمن ابلیس را
مهره شکن سبحه تلبیس را
هوش مصنوعی: آتش افکن بر کلبهی ابلیس و بگسلی رشتههای تلبیس را.
گنج تو در خاک نهان دیر ماند
نور تو غایب ز جهان دیر ماند
هوش مصنوعی: گنج تو در زیر خاک پنهان شده و مدتهاست که نور و آگاهی تو از دنیا غایب است.
پرتو روی تو که هست آفتاب
بود ازو کشور دین نور یاب
هوش مصنوعی: نور چهرهی تو مانند آفتاب است و به واسطهی آن، سرزمین دین روشنایی مییابد.
برق فراقت چو جهانسوز شد
مشعل یارانت شب افروز شد
هوش مصنوعی: وقتی که روشنایی جدایی تو قلبها را سوزاند، چراغ یاران تو شب را روشن کرد.
مشعلشان چرخ چو بی نور کرد
صبح هدی را شب دیجور کرد
هوش مصنوعی: اگر مشعل آنها روشن نباشد، مانند چراغی که نور ندارد، صبح هدایت به شب تاریکی تبدیل میشود.
ظلمت بدعت همه عالم گرفت
بلکه جهان جامه ماتم گرفت
هوش مصنوعی: تاریکی و بدعت در سراسر دنیا گسترش یافت و به همین دلیل، جهان به حالت اندوه و ماتم درآمد.
کاش فتد ز اوج عروجت رجوع
باز کند نور جمالت طلوع
هوش مصنوعی: ای کاش که از اوج بلندیهای وجودت به پایین برگردی و نور زیباییات دوباره ظهور کند.
دیده عالم به تو روشن شود
گلخن گیتی ز تو گلشن شود
هوش مصنوعی: چشمهای دانشمندان به نور تو روشن میشود و دنیای خاکی به برکت وجود تو به باغی زیبا تبدیل میشود.
دولتیان از تو علم برکشند
ظلمتیان رو به عدم در کشند
هوش مصنوعی: افراد با نفوذ و ثروتمند از تو حمایت میکنند، در حالی که ستمگران به زودی نابود خواهند شد.
جامی از آنجا که هوادار توست
روی تو نادیده گرفتار توست
هوش مصنوعی: از آنجا که جام (جام عشق یا محبت) طرفدار تو است، بر روی تو که نادیدهای، گرفتار عشق تو شده است.
گر لب جانبخش تو فرمان دهد
بر قدمت سر نهد و جان دهد
هوش مصنوعی: اگر لبهای شیرین تو فرمانی بدهند، جان و سرم را برای تو فدای قدمهایت میکنم.