برگردان به زبان ساده
افسر شاهی چه خوش سرمایه است
تخت سلطانی چه عالی پایه است
هوش مصنوعی: پوشش و زینت فرمانروایی بسیار زیباست و جایگاه سلطنت از نظر استحکام و عظمت بسیار بالا و با ارزش است.
هر سری لایق به آن سرمایه نیست
هر قدم شایسته این پایه نیست
هوش مصنوعی: هر کسی برای دستیابی به موفقیت و موفقیتهای بزرگ، باید شرایط و شایستگیهای خاصی داشته باشد. برخی افراد به اندازه کافی شایستگی ندارند که به چیزهای بزرگ و سرمایههای ارزشمند برسند.
چرخ سا پایی سزد این پایه را
عرش سا فرقی شد این سرمایه را
هوش مصنوعی: در این شعر، اشاره به این دارد که ثبات و استحکام پایهای که بر روی آن چیزی بنا شده، در مقایسه با آسمان و عرش خداوند، ارزش و اهمیت بالایی دارد. به عبارت دیگر، زیرساخت و بنیاد یک چیز میتواند به اندازهی آسمان و یا اموری بزرگ، مهم و قابل توجه باشد.
چون سلامان از غم ابسال رست
دل به معشوق همایون فال بست
هوش مصنوعی: وقتی سلامان از غم ابسال رهایی یافت، دلش را به معشوق خوشبخت سپرد.
دامنش ز آلودگی ها پاک شد
همتش را روی در افلاک شد
هوش مصنوعی: او خود را از آلودگیها پاک کرد و با تلاش و ارادهاش به بلندای آسمانها رسید.
تارک او گشت در خور تاج را
پای او تخت فلک معراج را
هوش مصنوعی: او تاج را ترک کرد و پایش بر روی تختی نشسته است که به آسمان منتهی میشود.
شاه یونان شهریاران را بخواند
سرکشان و تاجداران را بخواند
هوش مصنوعی: شاه یونان فرمان داد که همهی فرماندهان و کسانی که در عرصهی قدرت و مقام هستند، دور هم جمع شوند.
جشنی آنسان ساخت کز شاهنشهان
نیست در طی تواریخ جهان
هوش مصنوعی: جشنی به این شکلی برپا کردند که در تاریخ هیچ کدام از پادشاهان نتوانستهاند مانند آن را برپا کنند.
بود هر لشکر کش و هر لشکری
حاضر آن جشن از هر کشوری
هوش مصنوعی: هر گروهی از جنگجویان و هر سرباز در آن جشن از همه کشورهای مختلف حضور دارند.
زان همه لشکرکش و لشکر که بود
با سلامان کرد بیعت هر که بود
هوش مصنوعی: بنابراین، از میان تمام لشکرها و نیروهایی که بودند، هر کسی که بود با سلامان پیمان دوستی و همکاری بست.
جمله دل از سروری برداشتند
سر به طوق بندگی افراشتند
هوش مصنوعی: همه دلها از حالت خوشحالی و خوشبختی کنار رفتند و سرشان را به نشانه تسلیم و بندگی پایین آوردند.
شه مرصع افسرش بر سر نهاد
تخت ملکش زیر پای از زر نهاد
هوش مصنوعی: سلطان جواهرنشان، تاجش را بر سر نهاد و تخت پادشاهیاش را زیر پاهایش از طلا قرار داد.
هفت کشور را به وی تسلیم کرد
رسم لشکر داریش تعلیم کرد
هوش مصنوعی: او هفت کشور را زیر سلطه خود درآورد و قواعد فرمانروایی را به دقت به او آموخت.
کرد انشا در چنان هنگامه ای
از برای وی وصیتنامه ای
هوش مصنوعی: در آن شرایط خاص، او وصیتنامهای برای او نوشت.
بر سر جمع آشکارا نی نهفت
صد گهر ز الماس فکرت سفت و گفت
هوش مصنوعی: در میان جمع، به روشنی چیزی را پنهان نکرد. او صدها گوهر از الماس اندیشهاش را جمع کرده و بیان کرد.