برگردان به زبان ساده
بود در جود و سخا دریا کفی
بل کش از بحر عطا دریا کفی
هوش مصنوعی: در دریای بخشش و generosity، گوشهای از آن به اندازه یک کف دست وجود دارد که میتوان از آن استفاده کرد.
پر شدی از فیض آن ابر کرم
عرصه گیتی ز دینار و درم
هوش مصنوعی: تو از نعمت آن ابر رحمت پر شدهای، به طوری که زمین از ثروت و برکت پر شده است.
نسبتش کم کن به دریا کو ز کف
گوهر افکندی به بیرون وین صدف
هوش مصنوعی: به او نسبت کم بده، زیرا مانند دریا نیست که گوهر را از خود به بیرون بیندازد و این صدف هم همینطور است.
ز ابر بودی دست جود او فره
ابر باشد قطره بخش او بدره ده
هوش مصنوعی: بارش رحمت او چون ابر است و هر قطرهای که میبارد، مانند بخشش سخاوت اوست که به همه میرسد.
بزم جودش را چو می آراستم
نسبتش با معن و حاتم خواستم
هوش مصنوعی: وقتی که مهمانی بخشش او را تزیین میکردم، خواستم نسبت او را با معن و حاتم مقایسه کنم.
لیک اندر جنب وی بی قال و قیل
معن باشد مبخل و حاتم بخیل
هوش مصنوعی: اما در کنار او، بدون گفت و گو، معنا وجود دارد؛ برخی مانند مبخل (بخیل) و حاتم (سخاوت مند)، هر دو در ذات خود به یکسان نیستند.
بس که دستش داشتی با بسط خوی
تافتی انگشت او از قبض روی
هوش مصنوعی: به خاطر نزدیکی و توجه زیادی که به او داشتی، چنان مجذوبش شدهای که حتی نمیتوانی او را به درستی درک کنی و احساساتش را به خوبی ببینی.
قبض کف گر خواستی انگشت او
خم نکردی پشت خود در مشت او
هوش مصنوعی: اگر میخواهی برانگیزانی، باید قدرت و توانایی خود را هرگز نادیده نگیری و از وجود خود به درستی استفاده کنی. نمیتوانی از دستاوردها یا محدودیتهایت غافل شوی و باید با شجاعت و عزمی راسخ به سمت خواستههایت حرکت کنی.
گر گذشتی بر در او سایلی
از جفای فاقه خون گشته دلی
هوش مصنوعی: اگر بر در او بگذری، به یاد داشته باش که دل کسی به خاطر ظلم و بیرحمی به خون نشسته است.
بس که بر وی بار احسان ریختی
تک زنان از بار آن بگریختی
هوش مصنوعی: به خاطر احسان و لطفی که به او کردی، دیگران از زیر بار این محبت ها فرار کردند.