برگردان به زبان ساده
بود بلقیس و سلیمان را سخن
روزی اندر کشف سر خویشتن
هوش مصنوعی: بلقیس و سلیمان روزی درباره شناخت خود و اسرار درونیشان گفتگو کردند.
هر دو را دل بر سر انصاف بود
خاطر از رنگ رعونت صاف بود
هوش مصنوعی: هر دو طرف به عدالت و انصاف فکر میکردند و دلشان از پُر رویی و خودبزرگبینی پاک بود.
گفت شاه دین سلیمان از نخست
گرچه بر من ختم ملک آمد درست
هوش مصنوعی: شاه دین سلیمان گفت: هرچند که بر من فرمانروایی به پایان رسید، اما از آغاز این امر روشن بود.
در نیاید روز و شب کس از درم
تا من از اول به دستش ننگرم
هوش مصنوعی: هرگز کسی به سراغم نمیآید و در تاریکی روز و شب در را نمیزند، تا زمانی که من از ابتدا به دستان او ننگرم و توجهی به او نکنم.
کو چه تحفه بهر من آرد به کف
کش فزاید پیش من عز و شرف
هوش مصنوعی: چه هدیهای برای من میآورد که با آوردنش، عزت و شرف من بیشتر شود.
بعد ازان بلقیس از سر نهفت
زد دم و از حال خویش این نکته گفت
هوش مصنوعی: پس از آن، بلقیس از جایی که پنهان شده بود، صحبت کرد و در مورد وضعیت خود نکتهای را بیان کرد.
کز جهان بر من جوانی نگذرد
کاندر او چشمم به حسرت ننگرد
هوش مصنوعی: از جهان جوانی من نمیگذرد، زیرا در آن هیچگاه چشمم به حسرت نمینگرد.
در دلم ناید که ای کاش این جوان
بودیم دمساز جان ناتوان
هوش مصنوعی: در دلم نمیآید که ای کاش دوباره جوان بودیم و همدمی برای روح ناتوانم پیدا میکردیم.
این بود حال زنان نیک خوی
از زن بدخو نشاید گفت و گو
هوش مصنوعی: زنان نیکخصال در برابر زنانی که اخلاق خوبی ندارند، نباید سخن گفت، زیرا این مقایسه ناپسند است.
خواجه فردوسی که دانی بخردش
بر زن نیک است نفرین بدش
هوش مصنوعی: خواجه فردوسی که میدانی، بر زن خوب فرزند آوردن خوب است و نفرین بر کسی که بدی کند.
کی زن بدگونه نیک آیین بود
پیش نیکان در خور نفرین بود
هوش مصنوعی: آیا زنی که بدرفتار و ناپسند است، میتواند در کنار نیکان و خوبان جای داشته باشد؟ او در نظر آنها شایستهی نفرین و سرزنش است.