برگردان به زبان ساده
چون رسیدم شب بدینجا زین خطاب
در میان فکرتم بربود خواب
هوش مصنوعی: وقتی به اینجا رسیدم و شب فرارسید، از این صحبتها خواب از چشمانم ربوده شد و کمکم به فکر فرو رفتم.
خویش را دیدم به راهی بس دراز
پاک و روشن چون ضمیر اهل راز
هوش مصنوعی: در راهی طولانی و روشن که همانند دل افراد عارف و حقیقتجو بود، خود را مشاهده کردم.
نی ز بادش گرد را انگیزشی
نی به خاکش آب را آمیزشی
هوش مصنوعی: نه باد باعث بلند شدن خاک میشود و نه آب به خاک میچسبد.
بود القصه رهی بی گرد و گل
من در آن ره گامزن آسودهدل
هوش مصنوعی: نهایتاً، من در مسیری که پر از مشکلات و دشواری نیست، بدون هرگونه نگرانی و اضطرابی قدم میزنم.
ناگه آواز سپاهی پر خروش
از قفا آمد در آن راهم به گوش
هوش مصنوعی: ناگهان صدای پرشور و نیرومند سربازی از پشت سر به گوشم رسید.
بانگ چاووشان دلم از جا ببرد
هوشم از سر قوّتم از پا ببرد
هوش مصنوعی: صدای خوشخوانان دل مرا از جای خود برداشت و عقل و هوش من را مثل یک تندباد از سرم برد.
چاره میجستم پی دفع گزند
آمد اندر چشمم ایوانی بلند
هوش مصنوعی: در جستجوی راهی برای دور کردن آسیب، ناگهان در چشمانم یک ایوان بلند نمایان شد.
چون شتابان سوی آن بردم پناه
تا شوم ایمن ز آسیب سپاه
هوش مصنوعی: وقتی سریع به سمت آنجا رفتم تا از خطرات و آسیبهای گروهی که به من حمله میکنند در امان بمانم.
از میانشان والد شاه زمن
آن به نام و صورت و سیرت حسن
هوش مصنوعی: از میان آنها، پدر شاه من از نظر نام، چهره و رفتار، نیکو و پسندیده است.
بارگیری چرخ رفعت زیر ران
رخ فروزنده چو مهر و مه بر آن
بارگیر: اسب و شتر و امثال آن (انجمن آرا) (آنندراج).
جامههای خسروانی در برش
بسته کافوری عمامه بر سرش
هوش مصنوعی: لباسهای زیبا و فاخر خسروانه به تن دارد و عمامهای از کافور بر سر گذاشته است.
تافت سوی من عنان خندان و شاد
بر من از خنده در راحت گشاد
هوش مصنوعی: برای من، رشتهای از خوشی و خنده فرستاده شد که این شادی، به من آرامش و راحتی بخشید.
چون به پیش من رسید آمد فرود
بوسه بر دستم زد و پرسش نمود
هوش مصنوعی: زمانی که او به نزد من آمد، فرود آمد و بر دستم بوسهای زد و شروع به پرسیدن کرد.
خوش شدم زان چارهسازیها که کرد
شاد ازان مسکیننوازیها که کرد
هوش مصنوعی: خوشحال شدم از تدبیرهایی که انجام داد و از محبتها و نوازشهایی که به آن بیچاره کرد.
در سخن با من بسی گوهر فشاند
لیک از آنها هیچ در گوشم نماند
هوش مصنوعی: در گفتوگو با من، افراد زیاد حرفهای ارزشمندی گفتند، اما هیچکدام از آنها در ذهنم باقی نمانده است.
صبحدم کز روی بستر خاستم
از خرد تعبیر این درخواستم
هوش مصنوعی: هنگام صبح که از بستر برخاستم، از سوی خرد و اندیشهام، معنای این درخواست را فهمیدم.
گفت این لطف و رضاجویی شاه
بر قبول نظم تو آمد گواه
هوش مصنوعی: این جمله اشاره دارد به اینکه محبت و تمایل شاه به تو، نشانهای از پذیرش و ارزشمندی نظم و کار توست.
یک نفس زین گفت و گو منشین خموش
چون گرفتی پیش در اتمام کوش
هوش مصنوعی: یک لحظه از این گفت و گو ساکت نمان، چون میخواهی به پایان برسد، تلاش کن.
چون شنیدم از وی این تعبیر را
چون قلم بستم میان تحریر را
هوش مصنوعی: وقتی این توصیف را از او شنیدم، بلافاصله قلم را به دست گرفتم و شروع به نوشتن کردم.
بو کزان سرچشمهای کاین خواب خاست
آید این تعبیر از آنجا نیز راست
هوش مصنوعی: از جایی که این خواب به وجود آمده، بویی به مشام میرسد که نشاندهنده حقیقت و واقعیت است.