برگردان به زبان ساده
پیش سلطان عاقبت محمود
که شه تختگاه غزنین بود
هوش مصنوعی: در نهایت، محمود که پادشاه و فرمانروای غزنین بود، به پیشگاه سلطانی رفت.
پیر زالی ز خطه باورد
خط باوردیان برون آورد
هوش مصنوعی: یک پیرمرد از منطقهای معروف، نوشتهای را از میان نوشتههای مردمان بااعتبار بیرون آورد.
که عوانی ز خلعت دین عور
چشم جانش ز نور ایمان کور
هوش مصنوعی: کسی که لباس دین را بر تن دارد، اما چشم دلش به نور ایمان روشن نیست، حقیقتاً در تاریکی و نادانی زندگی میکند.
به تغلب گرفت باغش را
ساخت جا کلبه فراغش را
هوش مصنوعی: او باغش را به تصرف خود درآورد و آنجا را به مکانی برای آرامش و آسایش تبدیل کرد.
شاه دادش مثال عدل طراز
که عوان ملک او گذارد باز
هوش مصنوعی: شاه حکایت میکند که انصاف، الگوی مناسب و دقیقی است، به گونهای که حاکمیت او به روشنی و بدون تردید برپا شده است.
لیکن آن بد سرشت زشت خصال
تافت گردن از امتثال مثال
هوش مصنوعی: اما آن شخص بدذات و بدسرشت، سرکشی میکند و گردن نمینهد به پیروی از مثال و الگو.
گفت مشکل که این عجوز دگر
سوی غزنین کند هوای سفر
هوش مصنوعی: این زن سالخورده گفت که رفتن به غزنین و سفر کردن برای او دشوار است.
بار دیگر عجوز بی سامان
بر زد از ظلم آن عوان دامان
هوش مصنوعی: بار دیگر زن سالخورده و بیسر و سامان از ظلم و ستم آن جوان رنجیده و شکایت کرد.
روی در دار ملک غزنین کرد
شیوه دادخواهی آیین کرد
هوش مصنوعی: در برابر دربار ملک غزنین، شیوه و روش دادخواهی را به نمایش گذاشت.
شاه گفتش ببر مثال دگر
کش نباشد ازان مجال گذر
هوش مصنوعی: پادشاه به او گفت که او را ببر، زیرا مثل او دیگر وجود ندارد و فرصتی برای گذراندن چنین فردی نخواهد بود.
گفت شاها مثال را چه کنم
مایه قیل و قال را چه کنم
هوش مصنوعی: پادشاه، وقتی مثال و تمثیل را به من میدهی، باید چه کار کنم؟ و درباره بحثها و جنجالها چه باید بکنم؟
آن که اول مثال تو نشنید
خواهد آخر مثال تو بدرید
هوش مصنوعی: کسی که در ابتدای کار نتوانسته از تو نمونهای ببیند، در پایان هم نمیتواند به خوبی نمونۀ تو را درک کند و از آن بهرهبرداری کند.
شه شد از حکم طبع سخت سخن
که رو از غصه خاک بر سر کن
هوش مصنوعی: سلطنت او به برکت طبیعت و سرشتش، به سختی به زبان آمده است، پس حالا باید از غصه و ناراحتی خاک بر سر کرد و زندگی را با مشکلاتش پذیرفت.
پیرزن گفت با دل صد چاک
که رهی بر سر از چه ریزد خاک
هوش مصنوعی: پیرزن با دلی پر از درد و اندوه میگوید که چرا زمین بر سر راه کسی که میآید خاک میریزد.
خاک بهتر به فرق سلطانی
که ندارد نفاذ فرمانی
هوش مصنوعی: خاک بر سر کسی که با وجود سلطنت و قدرت، توانایی اجرای دستورات را ندارد.
گرچه خوانند شاه و سلطانش
گوش ننهد کسی به فرمانش
هوش مصنوعی: با وجود اینکه او شاه و سلطان را میخواند، اما هیچکس به دستوراتش گوش نمیدهد.
شه چو بشنید قول آن دلریش
شد پشیمان از سخت گویی خویش
هوش مصنوعی: وقتی شاه شنید که آن دلیر حرفی زده، از اینکه چنین سخت و محکم صحبت کرده بود، پشیمان شد.
بحلی خواسته زو به صد خجلی
داد فرمان ز بعد آن بحلی
هوش مصنوعی: پس از اینکه بحلی از او درخواست کرد و به خاطر خجالت زیاد نتوانست به او پاسخ دهد، به او فرمان داد.
که گروهی ز رحم گردن تاب
سختدل چون فرشتگان عذاب
هوش مصنوعی: گروهی از مردم هستند که به خاطر سختی قلب و بیرحمیشان، به مانند فرشتگان عذاب میمانند.
گرمخویی کنند و دم سردی
در حق آن عوان باوردی
هوش مصنوعی: اگر کسی با تو به رفتار گرم و صمیمی روی آورد، در برابر آن فرد با بیاعتنایی و سردی رفتار نکن.
همچو دزدان کشند بر دارش
بلکه همچون سگان به دیوارش
هوش مصنوعی: به مانند دزدان او را به دار میکشند، اما مثل سگها به دیوارش میچسبند.
با چنین خواریش چو خون ریزند
آن مثالش به گردن آویزند
هوش مصنوعی: اگر با چنین ذلت و خواری کسی را بکشند، مانند این است که آن را به گردن دیگران میآویزند و به عنوان علامتی از زشتی و رسوایی نشان میدهند.
کان که از حکم شاه سر تابد
پس جزاها کزین بتر یابد
هوش مصنوعی: هر کس که از فرمان پادشاه سرپیچی کند، جزای بدتری نصیبش خواهد شد.
چون سیاست بر این قرار گرفت
ظلمجوی از میان کنار گرفت
هوش مصنوعی: زمانی که سیاست به این ترتیب پیشرفت کرد، ظلم و ستمکار از عرصه خارج شد.
نام ظالم خود از جهان گم باد
غیبت او حضور مردم باد
هوش مصنوعی: باشد که نام ظالم از یادها برود و در عوض، مردم حضور و یاد نیک را در زندگی خود داشته باشند.