برگردان به زبان ساده
کشته عشق بوعلی دقاق
آن در آیین عشقبازی طاق
هوش مصنوعی: عشق بوعلی دقاق را به شدت تحت تاثیر قرار داده و در هنر عشق ورزی به اوج خود رسیده است.
روزی این درد از دلش زد سر
به مناجات گفت در منبر
هوش مصنوعی: در روزی، این درد در دل او به اوج رسید و او در حال نماز و نیایش بود که به بیان این احساسات در جمع مردم پرداخت.
کای خداوند آسمان و زمین
نه مکان از تو خالی و نه مکین
هوش مصنوعی: ای خدا که صاحب آسمانها و زمین هستی، نه جایی از وجودت خالی است و نه جایی از حضورت دور افتاده.
جلوه گر در بلند و پست تویی
قصه کوتاه هر چه هست تویی
هوش مصنوعی: تو در هر مکان و موقعیتی خود را نشان میدهی و در واقع همه داستانها و اتفاقات به تو وابستهاند.
از تو با خلق لافها زده ام
در چندین گزافها زده ام
هوش مصنوعی: من از تو با دیگران بسیار سخن گفتهام و در این مورد زیادهگویی کردهام.
روز محشر که سازیم زنده
مکن از روی خلق شرمنده
هوش مصنوعی: در روز قیامت، وقتی که زندگی دوباره شروع میشود، نباید از دیده شدن در برابر مردم خجالت بکشیم.
گر ندانی سزای خویشتنم
کسوت صوفیان مکن ز تنم
هوش مصنوعی: اگر نمیدانی که چه جایگاهی دارم، لباسهای صوفیان را بر تن من نپوشان.
که اگر مؤمنم و گر گبرم
نیست از زی صوفیان صبرم
هوش مصنوعی: اگر من مؤمن باشم یا حتی اگر غیرمؤمن باشم، چیزی از صوفیان نمیکاهد و صبر من همچنان در این راستا باقیست.
در کفم رکوه و عصایی نه
در بوادی دوزخم سر ده
هوش مصنوعی: در دستانم سنگی و عصایی نیست، در دل وادی عذابم، سر به زیر مینهم.
تا به هر وادیی که روی آرم
نوحه جانگداز بردارم
هوش مصنوعی: هر جایی که بروم، شور و اندوهی深 در دل دارم که همیشه با خودم میبرم.
بر خود از درهای گوناگون
ریزم از دیده آب و از دل خون
هوش مصنوعی: من از درهای مختلف به درون خود میریزم؛ از چشمانم اشک و از قلبم خون میبارد.
چون نباشد به قربتم فرمان
پرورم جان به نوحه حرمان
هوش مصنوعی: اگر در نزدیکیام کسی نباشد که راهنماییام کند، جانم را با بیقراری و ناله از دست میدهم.